وقتی قدرت آمریکا در برابر ایران فرو ریخت

شما اینجا هستید

وقتی قدرت آمریکا در برابر ایران فرو ریخت
 
توافق آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا که با میانجی‌گری پاکستان حاصل شد، نه تنها معادلات خاورمیانه را برهم زد، بلکه موجی از خشم، ناامیدی و انتقاد را در داخل آمریکا به راه انداخت. از کنگره تا سنا، از دموکرات‌ها تا جمهوری‌خواهان، از مقامات سابق تا تحلیلگران نظامی، همه یک‌صدا فریاد اعتراض سر دادند. این واکنش‌ها نشان داد که توافق آتش‌بس نه تنها یک شکست نظامی، بلکه یک فاجعه سیاسی و استراتژیک برای آمریکا محسوب می‌شود.
جیم مک‌گاورن، نماینده دموکرات کنگره آمریکا، با لحنی کنایه‌آمیز و در عین حال تند به توافق آتش‌بس واکنش نشان داد. او در توئیتی نوشت: «پس ترامپ بمباران ایران را متوقف خواهد کرد تا ایران تنگه هرمز را دوباره باز کند. تنگه‌ای که قبل از شروع بمباران ایران باز بود. متوجه شدم!» این کنایه ظریف اما پرقدرت نشان می‌دهد که آمریکا در این جنگ نه تنها چیزی به دست نیاورده، بلکه چیزی را که از قبل در اختیار داشته نیز از دست داده است.
کریس مورفی، سناتور مطرح آمریکایی، در گفتگو با شبکه سی‌ان‌ان اعتراف کرد که این توافق یک «پیروزی تاریخی» برای ایران است. او با ابراز حیرت گفت: «واقعاً مایه حیرت است که به اینجا رسیده‌ایم؛ که ترامپ دست به اقدامی نظامی زد که ظاهراً، دست‌کم در حال حاضر، به ایران کنترلی بر یک آبراه حیاتی بخشیده است که پیش از آغاز جنگ بر آن کنترل نداشت.» این اعتراف تلخ نشان می‌دهد که حتی سناتورهای آمریکایی نیز نمی‌توانند واقعیت شکست را انکار کنند.
یاسمین انصاری، نماینده دموکرات کنگره، با صراحت بیشتری به انتقاد پرداخت و این آتش‌بس را «چرخه احمقانه تصمیمات ترامپ» نامید. او توضیح داد: «ما نمی‌دانیم همه این اقدامات (در جنگ) برای چه بود؟ او یک بحران ایجاد می‌کند، سپس سعی می‌کند به مردم آمریکا بگوید که بحران را حل کرده است و سپس مسیر را معکوس طی می‌کند. و این دقیقاً همان چیزی است که با این آتش‌بس و با تنگه هرمز اتفاق افتاد.»
چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا، با لحنی که نشان از رضایت داشت، گفت: «خوشحالم که ترامپ عقب‌نشینی کرد و به شدت به دنبال هر نوع راه فراری از هیاهوی مسخره‌اش است.» این جمله نشان می‌دهد که حتی در میان هم‌حزبی‌های ترامپ نیز این توافق پذیرفته شده نیست و آن را نوعی فرار از مسئولیت می‌دانند.
لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی، با ابراز سردرگمی گفت: «در این مرحله اولیه، من در مورد واقعیت داستان یا تحریف بسیار محتاط هستم.» او خواستار فرآیند بررسی کنگره شد تا جزئیات این توافق روشن شود. این احتیاط نشان می‌دهد که حتی حامیان جنگ نیز در مورد این توافق اطمینان ندارند.
بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی سابق آمریکا، در تحلیلی تکان‌دهنده گفت: «در بهترین حالت، ترامپ برای بازگشایی تنگه‌ای که قبل از جنگ بی‌معنی که او آغاز کرده بود، باز بود، به توافق رسید و سپس سپاه پاسداران کنترل خود بر تنگه را نشان داد و احتمالاً علاوه بر لغو تحریم‌ها، هزینه‌هایی را نیز دریافت کرد.» او افزود: «نیروهای آمریکایی کشته و زخمی شدند، سفارتخانه‌ها و پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه به‌شدت آسیب دیدند. جایگاه آمریکا در جهان از بین رفت.»
ند پرایس، سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا، با نگرانی نوشت: «ظاهراً جنگ در حالی رو به پایان است که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست گرفته و از آن عوارض می‌گیرد و تحریم‌های ایالات متحده بر نفت ایران نیز لغو شده است. اگر این وضعیت به هنجار جدید تبدیل شود، ما مقادیر عظیمی از خون، ثروت و اعتبار خود را هزینه کرده‌ایم تا در نهایت ایران را در جنبه‌های کلیدی از نظر استراتژیک قوی‌تر از قبل رها کنیم.»
ریچارد استنگل، دیپلمات سابق آمریکا و تحلیلگر نشریه تایم، با لحنی تحقیرآمیز نوشت: «اگر توافقی حاصل شود، بعید می‌دانم ترامپ بتواند حتی تضمین‌های دولت اوباما را از ایران بگیرد. برنامه هسته‌ای آنها جایی است که از ابتدای جنگ بود. و بله، او تنگه هرمز را که قبل از حمله او باز بود، دوباره باز کرد!»
رون فیلیپکوفسکی، دادستان سابق فدرال آمریکا، با لحنی تندتر نوشت: «نه تنها تغییری در نظام ایران ایجاد نمی‌شود، بلکه ما تمام تحریم‌های دهه‌های گذشته علیه آنها را لغو می‌کنیم، آنها توانایی موشکی و پهپادی خود را حفظ می‌کنند، بر تنگه مسلط هستند و می‌توانند عوارض دریافت کنند و اورانیوم غنی‌شده‌شان را نگه می‌دارند. این هم از تسلیم بی‌قیدوشرط!»
 
 
آدام کینزینگر، نماینده سابق کنگره و سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، با ناراحتی نوشت: «خدای من! اگر کنترل تنگه را به ایران واگذار و با جبران خسارت موافقت کردیم، این بزرگترین تحقیر در تاریخ آمریکا خواهد بود.» این اعتراف از زبان یک نظامی سابق نشان می‌دهد که ضربه وارد شده تا چه حد عمیق است.
یک اکانت معروف جمهوری‌خواه با ناراحتی نوشت: «ما واقعاً از این جنگ چه چیزی به دست آوردیم؟ ایران هنوز اورانیوم غنی‌شده و بیشتر موشک‌های بالستیک خود را دارد، حکومت ایران هنوز در قدرت است و اکنون نشان داده است که می‌تواند تنگه هرمز را کنترل کند، چیزی که قبلاً نداشت. آیا چیزی را جا انداختم؟» این سؤال نشان می‌دهد که حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز این توافق پذیرفته شده نیست.
رسانه‌های آمریکایی نیز بی‌کار نماندند. نیویورک تایمز در یادداشتی نوشت: «جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل، برخلاف تصورات رایج، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای نیست، بلکه فرآیندی دگرگون‌ساز است که ایران را به سمت تبدیل شدن به یکی از قطب‌های اصلی قدرت در جهان سوق می‌دهد.»
تاکر کارلسون، خبرنگار آمریکایی و از حامیان ترامپ، با ناراحتی گفت: «آنچه در ایران می‌گذرد پایان امپراتوری آمریکاست.» این اعتراف از زبان یکی از حامیان سابق ترامپ نشان می‌دهد که عمق شکست تا چه حد است.
الکساندریا اوکازیو کورتز، نماینده دموکرات کنگره، با صراحت گفت: «رئیس‌جمهورترامپ باید استیضاح شود. ما دیگر نمی‌توانیم جهان یا منافع ملت خود را به خطر بیندازیم.» این درخواست نشان می‌دهد که برخی از نمایندگان آمریکایی این توافق را خیانت به منافع ملی می‌دانند.
آنچه از این واکنش‌ها برمی‌آید این است که توافق آتش‌بس نه تنها یک شکست نظامی، بلکه یک فاجعه سیاسی و استراتژیک برای آمریکا محسوب می‌شود. آمریکا با ورود به این جنگ اهداف متعددی داشت: سرنگونی جمهوری اسلامی، محدودسازی برنامه هسته‌ای، محدودسازی توان موشکی، بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریم‌ها. اما در نهایت نه تنها به هیچ‌کدام از این اهداف نرسید، بلکه ایران را در موقعیتی قوی‌تر از قبل قرار داد.
اکنون ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد، تحریم‌ها لغو شده، برنامه هسته‌ای حفظ شده و توان موشکی باقی مانده است. این شکست آن‌قدر بزرگ است که حتی حامیان ترامپ نیز نمی‌توانند آن را انکار کنند. آیا این آغاز پایان هژمونی آمریکا در خاورمیانه است؟ پاسخ این سؤال را باید آینده بدهد، اما آنچه مسلم است این است که آمریکا در این جنگ چیزی جز تحقیر و شکست نصیب خود نکرده است.