نقش فرقه بهائیت در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران: ابزار اطلاعاتی دشمن در بحران‌ها

شما اینجا هستید

نقش فرقه بهائیت در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران: ابزار اطلاعاتی دشمن در بحران‌ها
 
خلاصه:
جنگ ۱۲روزه اخیر نشان‌دهنده نقش فرقه بهائیت به عنوان ابزاری در جنگ نرم و اطلاعاتی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران است. این فرقه که وابستگی عمیقی به رژیم صهیونیستی دارد، در مقاطع تاریخی مختلف همواره با منافع دشمنان ایران همسو بوده است. در جنگ اخیر، بهائیت از شبکه‌های اجتماعی نظیر تلگرام و اینستاگرام برای جمع‌آوری اطلاعات و انتشار اخبار منفی جهت تضعیف روحیه ملی استفاده کرده است. ساختار منظم بهائیت به آن اجازه می‌دهد به عنوان یک شبکه جاسوسی غیررسمی عمل کند. برای مقابله با این تهدید، نیاز به افزایش آگاهی عمومی، نظارت هوشمند بر فعالیت‌های آن، و تقویت وحدت ملی احساس می‌شود. در نهایت، بهائیت دیگر یک فرقه مذهبی صرف نیست، بلکه به بازوی اطلاعاتی-عملیاتی دشمن تبدیل شده است و توجه به آن باید در اولویت قرار گیرد.
 
جنگ ۱۲روزه اخیر، بار دیگر نقش فرقه بهائیت را به عنوان یکی از ابزارهای جنگ نرم و اطلاعاتی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران آشکار ساخت. این فرقه که از بدو تأسیس با استعمار و صهیونیسم بین‌المللی گره خورده، امروز به ساختاری منظم، عمیق و مؤثر در راستای اهداف استکبار جهانی تبدیل شده است. مرکزیت جهانی بهائیت در اسرائیل و وابستگی تشکیلاتی و ایدئولوژیک آن به رژیم صهیونیستی، ماهیت ذاتی این فرقه را به عنوان «ابزار سلطه» تعریف می‌کند.
 
بررسی تاریخی عملکرد بهائیت نشان می‌دهد که این فرقه همواره در مقاطع حساس، همسو با منافع دشمنان ایران عمل کرده است. از همکاری با استعمار انگلیس در قرن نوزدهم تا همراهی با رژیم پهلوی و امروز هماهنگی با پروژه‌های جنگ ترکیبی اسرائیل و آمریکا، الگویی ثابت از خدمت‌رسانی به اربابان خارجی را ارائه داده است. این همراهی تصادفی نیست، بلکه در آموزه‌ها، ساختار سلسله‌مراتبی و جهت‌گیری کلان این فرقه ریشه دارد.
 
در جنگ اخیر، بهائیت با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های ارتباطی مانند تلگرام، اینستاگرام و ایکس، دو مأموریت اصلی را دنبال کرد: اول، جمع‌آوری اطلاعات از جامعه ایران در شرایط بحران و دوم، انتشار روانی اخبار ناامیدکننده، شایعات و تحریکات احساسی برای تضعیف روحیه ملی. این اقدامات دقیقاً در راستای سناریوی جنگ ترکیبی دشمن بود که هدف آن مشغول‌سازی، فرسایش و ایجاد اختلال در وحدت داخلی ایران است.
 
ساختار تشکیلاتی منضبط و گسترده بهائیت، امکان تبدیل آن به یک شبکه جاسوسی غیررسمی اما مؤثر را فراهم کرده است. اعضای این فرقه که در شهرهای مختلف ایران پراکنده‌اند و اغلب در موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی آموزشی خاصی قرار دارند، می‌توانند به منابع اطلاعاتی دسترسی یافته یا خود به تولید محتوای هدفمند بپردازند. تمرکز فعالیت آنان بر فضای مجازی، این مزیت را به دشمن می‌دهد که بدون هزینه و ریسک بالا، عملیات روانی خود را اجرا کند.
 
نکته حائز اهمیت، رابطه ارباب-غلامی بهائیت با مراکز قدرت استکباری است. رهبران این فرقه در حیفا، نه به عنوان بازیگران مستقل، که به عنوان مجریان دستورات تل‌آویو و واشنگتن عمل می‌کنند. این وابستگی، بهائیت را از یک فرقه صرفاً مذهبی به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل کرده است. در شرایطی که اسرائیل به دنبال ایجاد حداکثر فشار بر ایران است، استفاده از همه ابزارهای ممکن - از جمله فرقه‌های وابسته - بخشی از راهبرد کلان آن به شمار می‌رود.
 
مقابله با این تهدید نرم، تنها از طریق رویکردی چندبعدی ممکن است: اول، افزایش آگاهی عمومی نسبت به ماهیت سیاسی-جاسوسی بهائیت و افشای عملکرد آن در مقاطع تاریخی. دوم، نظارت و کنترل هوشمند بر فعالیت‌های شبکه‌ای آنان در فضای مجازی و واقعی. سوم، تقویت وحدت ملی و انسجام اجتماعی به گونه‌ای که جامعه در برابر تحریکات فرقه‌ای مصون بماند. چهارم، فشار دیپلماتیک بر دولت میزبان (اسرائیل) برای محدود کردن فعالیت‌های خصمانه این فرقه.
 
بهائیت امروزه دیگر یک «فرقه ضاله» صرف نیست، بلکه یک «بازوی اطلاعاتی-عملیاتی» در خدمت پروژه جنگ ترکیبی دشمن است. نادیده گرفتن این نقش، به معنای غفلت از یکی از جبهه‌های مهم نبرد نرم است که می‌تواند در شرایط بحران، اثرات مخرب قابل توجهی بر امنیت ملی ایران داشته باشد.