نقش‌آفرینی ژئوپلیتیک تنگه هرمز؛ گذار از دفاع منفعل به بازدارندگی فعال در نظم نوین جهانی

شما اینجا هستید

نقش‌آفرینی ژئوپلیتیک تنگه هرمز؛ گذار از دفاع منفعل به بازدارندگی فعال در نظم نوین جهانی
 
در تحلیل معادلات پیچیده قدرت در خاورمیانه و به ویژه در جغرافیای حساس خلیج فارس، کمتر نقطه‌ای وجود دارد که به اندازه تنگه هرمز، توانایی تغییر توازن قوا و تعیین سرنوشت منازعات بزرگ را داشته باشد. آنچه در تقابل اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف به‌ظاهر قدرتمند آمریکا و رژیم صهیونیستی رخ داد، فراتر از یک درگیری نظامی معمول بود؛ این رویداد، تجلی‌گر یک تحول راهبردی عمیق در نگاه حاکمیت و ملت ایران به ابزارهای قدرت بود. تنگه هرمز، که سالیان طولانی به عنوان یک تهدید بالقوه یا ابزاری برای بازدارندگی در ادبیات دفاعی مطرح می‌شد، در این نبرد به یک اهرم عملیاتی و کارآمد تبدیل شد که توانست شاهرگ حیاتی اقتصاد دشمن را در اختیار بگیرد و معادلات جنگ را به نفع ایران تغییر دهد. این نوشتار بر آن است تا با رویکردی تحلیلی، به بررسی ابعاد این تغییر پارادایم، جایگاه تنگه هرمز در اندیشه امامین انقلاب، و هماهنگی میان میدان، مردم و دیپلماسی در شکل‌دهی به این قدرت بپردازد.
تنگه هرمز همواره در کانون توجه استراتژیست‌های نظامی و اقتصاددانان جهان بوده است، اما نگاه جمهوری اسلامی ایران به این گذرگاه آبزی، تفاوتی بنیادین با رویکردهای مرسوم در نظام‌های سکولار و وابسته دارد. در اندیشه راهبردی امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای (ره)، امنیت ملی و اقتدار کشور، نه در تکیه به بیگانگان یا پیمان‌های ذلت‌بار، بلکه در اتکا به توان درونی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های الهی و جغرافیایی تعریف شده است. امام راحل در مواضع بی‌نظیر خود، بارها بر این نکته تأکید داشتند که اگر جهانخواران قصد ایستادن در مقابل دین و ملت ایران را داشته باشند، ایران در برابر تمام دنیای آنان خواهد ایستاد و تا پای پیروزی یا شهادت از پای نخواهد نشست. این دیدگاه، پایه‌های یک دکترین دفاعی مبتنی بر «ایستادگی فعال» را بنا نهاد که در آن، هیچ‌گونه ابزاری برای دفاع از حرمت و امنیت ملت حرمت نمی‌شود.
در ادامه این مسیر، امام شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، با درک عمیق از توطئه‌های دشمنان و ضرورت تقویت بنیه دفاعی، نگاهی ویژه به تنگه هرمز داشتند. ایشان به صراحت بر این نکته تأکید می‌ورزیدند که تنگه هرمز هدیه‌ای گرانبها از سوی خداوند متعال به ملت ایران است و نباید از آن به عنوان یک مسیر عبوری ساده عبور کرد، بلکه باید آن را به عنوان اهرمی برای تأمین امنیت ملی و اعمال فشار بر دشمنان به کار گرفت. این رویکرد، زمانی اوج گرفت که مقامات آمریکایی تهدید به قطع صادرات نفت ایران کردند و پاسخ کوبنده ایران، تهدید به بستن تنگه هرمز و قطع جریان انرژی غرب بود. امام شهید این موضع را «مهم و حاکی از سیاست و نظام» دانستند و بر لزوم پیگیری جدی آن توسط دیپلماسی کشور تأکید ورزیدند. این استراتژی، نشان‌دهنده درک عمیق رهبری از این واقعیت بود که در دنیای امروز، جنگ‌ها ترکیبی هستند و قدرت نظامی باید با قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک همراه شود.
آنچه در جنگ های اخیر و به ویژه در عملیات «رمضان» به چشم آمد، تحولی بنیادین در نحوه مدیریت میدان نبرد بود. در گذشته، دشمنان با این تصور که ایران توانایی کنترل آبراهه‌های بین‌المللی را ندارد و از ترس واکنش بین‌المللی دست به چنین اقدامی نخواهد زد، به راحتی به امنیت ملی ایران تعرض می‌کردند. اما در این نبرد، نیروهای مسلح ایران با بهره‌گیری از قدرت موشکی، پهپادی و دریایی، نشان دادند که نه تنها قادر به دفاع از مرزهای خود هستند، بلکه می‌توانند حوزه‌ای به وسعت چندین هزار کیلومتر را تحت کنترل و نظارت دقیق خود درآورند.
بستن یا کنترل شدید تنگه هرمز توسط نیروی دریایی ارتش و سپاه، پیامی روشن به جهان داشت: دوران تهدید ایران بدون هزینه تمام شده، به پایان رسیده است. این اقدام، که با هوشمندی و در چهارچوب قوانین بین‌المللی اما با قاطعیت تمام انجام شد، توانست اقتصاد متزلزل غرب را هدف قرار دهد و هزینه‌های جنگ را برای سردمداران کاخ سفید و تل‌آویو چندین برابر کند. دشمن که با تصور یک جنگ کوتاه‌مدت و کم‌هزینه وارد میدان شده بود، ناگهان خود را در برابر دیواری از مقاومت و محدودیت‌های شدید اقتصادی یافت. این تغییر وضعیت، حاصل سال‌ها تلاش در جهت خودکفایی دفاعی و طراحی راهبردهای «دفاع عاملانه» بود که در آن، ایران منتظر نماند تا دشمن به خاک آن تجاوز کند، بلکه با پیش‌دستی و کنترل نقاط کلیدی، ابتکار عمل را از آنان ربود.
یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ تحمیلی اخیر، اثبات کارآمدی مدل «میدان، مردم و دیپلماسی» به عنوان یک الگوی یکپارچه برای مدیریت بحران‌ها بود. در این مدل، میدان جنگ و نیروهای مسلح با قدرت و اقتدار تمام از مرزها و منافع ملی دفاع می‌کنند، مردم با حضور حماسی و آگاهانه در صحنه، پشتوانه معنوی و اجتماعی نظام را تشکیل می‌دهند و دیپلماسی با تکیه بر قدرت میدانی و حمایت مردمی، به دفاع از حقوق ملت و بیان مواضع انقلابی در مجامع بین‌المللی می‌پردازد.