ملتِ شگفتیساز و قاموسِ مقاومت؛ از خونِ میناب تا صلابتِ خامنه ای جوان
در تئوریهای کلاسیک جنگ، معمولاً تسلیحات، جغرافیا و تعداد سربازان به عنوان عوامل تعیینکننده پیروزی شناخته میشوند. اما در جنگ ترکیبی و تمامعیاری که دشمن آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران به راه انداخته است، معادله پیروزی متغیری بنیادین پیدا کرده است: «مردم». آنچه در روزهای سخت و پرالتهاب سال ۱۴۰۴، به ویژه پس از شهادت رهبر فرزانه انقلاب و جنایت هولناک میناب، خودنمایی کرد، پدیدهای فراتر از یک حضور اجتماعی معمولی بود؛ تجلی گستردهای از «ملتمحوری» که ریشه در عمق فرهنگ دینی و هویت ملی ایرانی دارد. این حضور حماسی، نه تنها توطئههای شوم دشمن برای براندازی از طریق فتنه و شورش را خنثی کرد، بلکه سوختِ محرکهی موشکهای سپاه و پشتوانهی مستحکم فرماندهان میدان شد تا ثابت کنند که در برابر ابرقدرتهای متجاوز، هیچچیز به اندازه ارادهی یک ملت مقاوم، قدرتمند نیست.
سال ۱۴۰۴ را باید سالی پرالتهاب و در عین حال، سالی درخشان در کارنامهی انقلاب اسلامی دانست. دشمن که با محاسبات غلط خود تصور میکرد با ترور رهبر انقلاب و بمباران مراکز هستهای، میتواند ساختار حکومت را در عرض چند روز فرو بریزد و پروژه تجزیه ایران را کلید بزند، با دیواری از آگاهی و بصیرت روبرو شد. حملهی ددمنشانه به میناب و شهادت کودکان معصوم، که قرار بود با ایجاد رعب و وحشت، مردم را از صحنه خارج کند، برعکس عمل کرد و خونِ پاک آن کودکان، به مشتی گداخته تبدیل شد که کورِ توطئههای دشمن را زد. مردم ایران که در طول تاریخ، ثابت کردهاند در برابر ظلم نمینشینند، این بار نیز با وجود غمهای فراوان و داغدار شدن عزیزترین داشتهشان، به خیابانها آمدند تا فریاد بزنند که «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد». این شعار، نه یک ادبیات احساسی، بلکه عهدی محکم برای ادامهی راه استقامت بود.
در این میان، نقش رهبری جدید انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مد ظله العالی)، در هدایت این کشتی طوفانزده، بیبدیل است. ایشان در نخستین پیام عمومی خود، با بیانیای سرشار از صلابت، حکمت و شجاعت، خط بطلان بر تمامی سازشکاریها و تمایلات به آتشبسِ بیدستاورد کشیدند. پیامی که در آن کلمه «مردم» ۲۵ بار تکرار شد، گواهی بر این ادعاست که ایشان همانند پدر بزرگوارشان، «مردممحوری» را به عنوان رکن رکین حکمرانی و دفاع انتخاب کردهاند. تأکید ایشان بر «ادامه دفاع مؤثر و پشیمانکننده» و رد هرگونه آتشبس بدون تضمین عینی، نشان داد که نسخهی شفابخش برای دردهای این ملت، مقاومت و ایستادگی است، نه تسلیم در برابر زورگوییها.
رهبر جوان انقلاب در پیام خود، نگاهی عمیق و استراتژیک به آینده داشتند. ایشان نه تنها بر تداوم بستن تنگه هرمز تأکید کردند، بلکه از «گشودن جبهههای جدید» سخن گفتند؛ جبهههایی که دشمن در آن تجربهای ندارد و آسیبپذیرتر است. این دیدگاه، حاصل درک عمیق از ماهیت جنگ ترکیبی است که دشمن علیه ایران به راه انداخته است. ایشان همچنین مسئله «غرامت» را نه به عنوان یک موضوع حقوقی و دیپلماتیک معمولی، بلکه به عنوان یک حق عینی و قابل وصول مطرح کردند و راهکارهای عملی برای گرفتن آن از اموال دشمن در منطقه را ترسیم نمودند. این رویکرد، نشاندهندهی هوشمندی و بینش سیاسی ایشان است که به هیچ وجه به وعدههای پوچ و توافقهای برجامیگونه اعتماد ندارد و بر «اقتدار عملی» تکیه میکند.
اما چرا مردم با وجود تمام سختیها و فشارهای اقتصادی، همچنان با انگیزه در صحنه حاضر میشوند؟ پاسخ را باید در «نفرت تاریخی» از رژیم صهیونیستی و «رفتار مشمئزکننده» مقامات آمریکایی جستجو کرد. مردم ایران به خوبی یادشان میآورد که ترامپ و نتانیاهو چه وعدههای دروغین دادند و چگونه در دو نوبت، مذاکره را بهانهای برای حمله قرار دادند. کشتار کودکان میناب، بمباران خانههای مردم و ویرانی زیرساختها، چهرهی واقعی دشمنی را آشکار کرد که هیچ مهر و محبتی نسبت به این سرزمین ندارد. از سوی دیگر، رفتار شنیع وطنفروشان و اپوزیسیون خارج نشین که از کشته شدن هموطنان خود خجالت نمیکشند و با دشمن همصدا میشوند، باعث شد تا مردم با انزجار بیشتر، به صفوف نظام بپیوندند و از کیان خود دفاع کنند.
حضور مردم در خیابانها، تنها یک نمایش نیرو نبود، بلکه یک ضرورت امنیتی بود. دشمن که روی حسابِ شورشهای خیابانی و فتنههای داخلی (مانند آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه تلاش کرد) مانور میداد، با دیواری از آجرهای مردم روبرو شد. حضور شبانهروزی جوانان، زنان و مردان در میادین اصلی شهرها، عملاً امکان هرگونه حرکت براندازانه یا تروریستی را سلب کرد و به نیروهای مسلح اجازه داد با خیالی آسوده به مقابله با دشمن خارجی بپردازند. این همان «مردمسالاری دینی» و «مدیریت جهادی» است که رهبر شهید انقلاب همواره بر آن تأکید داشت و اکنون توسط رهبر جدید در حال پیادهسازی است.
ملت ایران که در سال ۱۴۰۴، با وجود تمام تلخیها، توانست دو جنگ سخت و یک فتنه بزرگ را پشت سر بگذارد، اکنون به اعتماد به نفس بینظیری رسیده است. این ملت که رهبری خود را در شخصیتی جوان، بصیر و شجاع یافته که ادامهدهندهی راه شهیدان است، آماده است تا با تمام توان از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع کند. پیام صلابتآمیز رهبر انقلاب و حضور حماسی مردم، نویدبخش این است که دوران شکست و توطئه به پایان رسیده و دوران پیروزی و سربلندی، با تکیه بر خدا و اتکا به نیروی مردمی، آغاز شده است. این ملت شگفتیساز، ثابت کرده که تا آخرین نفس و آخرین قطره خون، در برابر ظلم خواهد ایستاد و پرچم اسلام و ایران را به اهتزاز درخواهد داشت.


