مفاهیم راهبردی، انتقام و مبارزه با استکبار در اندیشه و عمل انقلاب اسلامی

شما اینجا هستید

مفاهیم راهبردی، انتقام و مبارزه با استکبار در اندیشه و عمل انقلاب اسلامی

 

شهادت رهبر حکیم و مجاهد انقلاب اسلامی، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام به شمار می‌رود که افق‌های جدیدی از درک مفاهیم راهبردی مانند انتقام، مقاومت و مبارزه با استکبار را گشوده است. این رویداد بزرگ، نه تنها خلأی در ساختار قدرت ایجاد نکرد، بلکه به منزله جرقه‌ای برای شکل‌گیری موجی از آگاهی و بیداری در میان ملت‌های مسلمان و آزادیخواه جهان عمل کرد. آنچه در این میان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، درک عمیق از مفاهیمی است که رهبر شهید در طول حیات پربرکت خود بر آنها تأکید می‌ورزیدند و امروز پس از شهادت ایشان، این مفاهیم با قدرت و شفافیت بیشتری در عرصه عمل و نظر جلوه‌گر شده است.

 

مفهوم انتقام در فرهنگ قرآنی و اندیشه سیاسی اسلام، معنایی فراتر از واکنش احساسی یا اقدام نظامی صرف دارد. آیت‌الله جوادی آملی در تبیین این مفهوم، بر واژه قرآنی انتصار تأکید می‌ورزند که به معنای بازستاندن حق و زیر بار ظلم نرفتن است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید کسانی که هنگامی که ستم می‌بینند، یاری می‌جویند و انتقام می‌گیرند، مردان الهی هستند. این انتقام، نه از روی کینه و خشم شخصی، بلکه بر اساس منطق عزت‌مدارانه‌ای است که می‌گوید جز شخص ذلیل، کسی بار ظلم را بر دوش نمی‌کشد. بنابر این تفسیر، انتقام به مثابه بیداری و ستم‌ناپذیری تعریف می‌شود و در قالب قاعده سنگ را از همان‌جایی که آمده بازگردانید، تجلی می‌یابد. این رویکرد، آغازگر تهاجم نیست، اما در برابر هرگونه تعدی، واکنشی قاطع و به‌موقع را ایجاب می‌کند که می‌تواند از تکرار ظلم جلوگیری نماید. چنین نگاهی، انتقام را به دکترین بازدارندگی نظام اسلامی تبدیل می‌کند که نه تنها پاسخ به یک جنایت، بلکه تضمین‌کننده امنیت و عزت امت در برابر زورگویان است.

در این چارچوب، خون‌خواهی رهبر شهید به عنوان تکلیفی شرعی و همگانی مطرح شده است که فراتر از اقدامات مقطعی و احساسی، نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی و عزمی راسخ برای تداوم مسیر مقاومت است. این خون‌خواهی، فرایندی است مستمر و نه رویدادی نقطه‌ای، که الزاماتی گسترده در عرصه‌های فرهنگی، هنری، رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی، علمی، دیپلماتیک و نظامی دارد. همانگونه که پرچم یا لثارات الحسین در طول تاریخ، نماد قیام علیه ظلم و ستم بوده است، امروز پرچم یا لثارات الخامنه‌ای نیز در امتداد همان مسیر نورانی، نشان‌دهنده تداوم مبارزه با جبهه جهانی طاغوت تا آزادی قدس و فلسطین و تحقق صلح و امنیت بر پایه توحید و عدالت و کرامت انسانی است. شهادت رهبر بزرگ انقلاب، نه پایانی بر مبارزه، بلکه آغازی برای تحول در مسیر خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی بر اساس بیانیه گام دوم و حوزه‌های پیشرو و سرآمد است که دو سند بنیادی در حکمرانی و تحول به شمار می‌روند و تحقق آنها بر عهده ملت و امت بعثت‌یافته، بویژه نسل فرهیخته حوزه و دانشگاه، نهاده شده است.

سعید جلیلی در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه مشهد، با اشاره به نقش رهبر شهید در شکل‌گیری قدرت کشور، بر این نکته تأکید کرد که بزرگترین دارایی ملت ایران، رهبری عزیزشان بود و امروز حق این ملت، دفاع از این جایگاه و سرمایه بزرگ با انتقام است. وی در پاسخ به کسانی که نگران حقوق بین‌الملل هستند، اظهار داشت انتقامی که ملت ایران در خون‌خواهی رهبر شهید خود می‌گیرد، بزرگترین خدمت به حقوق بین‌الملل است، چراکه امروز در مناسبات جهانی می‌بینیم که حاکم آمریکا هیچ قاعده و مناسباتی را به رسمیت نمی‌شناسد و اعلام می‌کند هر زمان که اراده کند، با استفاده از امکانات خود، هر جا منافعش اقتضا کند، وارد عمل می‌شود. این نگاه، مذاکره را تنها به عنوان یک ابزار تلقی می‌کند که ممکن است در برخی شرایط کاربرد داشته باشد و در شرایط دیگر نه، و آنچه اهمیت دارد، نوع مذاکره، چگونگی آن و زمان انجام آن است. به عبارت دیگر، انتقام فقط دفاع از حقوق ملت ایران نیست، بلکه دفاع از حق هر حاکمیت و هر ملتی است که اجازه ندهد فردی گستاخ و فاجر هر زمان که اراده کرد، به ملت‌ها تعرض کند.

مبارزه با استکبار تا لحظه آخر، از اصول ثابت و انکارناپذیر انقلاب اسلامی بوده که رهبر شهید با تمام وجود به آن پایبند بود. ایشان در زیست مادی خود، مقتدرانه ولی مظلومانه تا آخرین روز حیات با استکبار جهانی و نظام سلطه جنگید و حتی پس از شهادت نیز، مبارزه خود با دشمنان بشریت را هم در شهادت و هم در تشییع تاریخی ادامه داد. این مبارزه، ریشه در حافظه تاریخی و سرمایه اجتماعی ملت ایران دارد و از نسبت میان حافظه تاریخی، سرمایه نمادین و هویت ملی نشأت می‌گیرد. ایران به عنوان یک موجودیت تاریخی-تمدنی، پیوندی عمیق میان ملت و رهبری بر اساس عناصر فرهنگی و معنایی برقرار کرده است. در چنین جوامعی، شهادت رهبران به جای آنکه خلأ قدرت ایجاد کند، فرآیند بازتولید معنا را آغاز می‌کند و جامعه با بازخوانی ارزش‌های بنیادین خویش، به بازسازی انسجام و بازآفرینی اراده ملی دست می‌یابد.

تشییع تاریخی و بی‌نظیر رهبر شهید در ایران و عراق، تمام تلاش‌های چند دهه دشمن برای تخریب شخصیت ایشان و ایجاد فاصله میان ایشان و مردم را نقش بر آب کرد. این رویداد نشان داد که آنچه درباره امام شهید امت و جمهوری اسلامی ایران طی سال‌ها تبلیغ گفته بودند، چقدر از واقعیت فاصله داشته و این مرد حکیم، چقدر محبوب دل‌ها بوده است. جمعیت عظیمی که برای تشییع رهبر شهید آمدند، دقیقاً خطای محاسباتی دشمن را آشکار ساخت. طرح و محاسبه دشمن بر این بود که تحریم‌های فلج‌کننده، تبلیغات گسترده، راه‌اندازی آشوب، کودتا، جنگ داخلی، کشته‌سازی، ورود مستقیم به صحنه، ترور سران و فرماندهان و در نهایت به صحنه آوردن مردمی که فکر می‌کردند سال‌ها روی افکارشان کار کرده‌اند، می‌تواند کار را یکسره کند، اما آنچه رخ داد، نمایشی تمام‌عیار از قدرت نرمی بود که تمام تلاش‌های خبیثانه دشمن را نقش بر آب کرد. این تشییع بی‌مانند، روایتی نو از ایران در ذهن جهانیان رقم زد که عبور از آن برای هر تحلیلگری، نادیده گرفتن واقعیتی عینی خواهد بود.

در اندیشه رهبر شهید، مقاومت در نگاهشان، حفظ امکان ساختن یک جهان بود و ایشان به این امکان مطمئن بودند. به همین سبب، آینده در زبان‌شان برخلاف مأیوسان داخلی و معاندان بیرونی، هرگز قلمرو دشمن نبود. اطمینان ایشان، صورت سیاسی توکل بود و این توکل هرگز جایگزین عمل نشد، بلکه عمل را از اضطراب آزاد کرد. رهبر شهید در دوران سکانداری خود، هرگز با جهانی آرام روبه‌رو نبود و سهم ایشان از جغرافیا و زمان، عصر محاصره انقلاب بود. ایشان در جهانی ایستادگی کردند که اردوگاه غرب پس از فروپاشی شوروی، هیچ آینده‌ای جز انحلال در نظم مسلط برای ملت‌ها متصور نبود. در این کارزار، رسالت خطیر حراست از امکان مستقل بودن را بر دوش کشیدند و به چیزی بسیار بزرگ‌تر از یک دستگاه حکومتی نظر داشتند. ایشان در حقیقت یک اراده تاریخی بزرگ را رهبری می‌کردند؛ اراده ملتی برای خروج از حاشیه، برای بازیافتن حق تصمیم، برای رهایی از زیستن ذیل تعریف دیگران و برای بازگشت به مقام فاعلیت در تاریخ. باور داشتند انقلاب اسلامی حادثه‌ای هیجانی در گوشه‌ای از قرن بیستم نیست که با گذشت زمان همچون سایر طغیان‌های متعارف، فرسوده و در نظم پیشین هضم شود، بلکه انقلاب را ظهور دوباره حقیقتی ریشه‌دار می‌دیدند؛ برخاستن ایران اسلامی از زیر آوار چند قرن انفعال، نفوذ و تحقیر.

به انقلاب مطمئن بودند، زیرا انقلاب را محصول اراده شخصی خویش نمی‌دیدند. به آینده مطمئن بودند، زیرا آن را میدان تحقق سنت‌هایی الهی می‌دیدند که با آمد و شد انسان‌ها متوقف نمی‌شود. امام شهید هیچ‌گاه وعده ندادند ملت ایران زخمی نخواهد شد، اما یقین داشتند زخمی که به اراده تبدیل شود، ملت را از میدان بیرون نمی‌برد. اطمینان ایشان به نسل‌های پس از خویش نیز برخاسته از همین یقین بود. آینده را زمین بایری نمی‌دیدند که با غیبت جسمانی‌شان به اشغال خصم درآید. شالوده رهبری ایشان بر تربیت نسلی استوار بود که حتی در خلأ حضور معظم‌له، قطب‌نمای مسیر را در دست داشته باشند. صلابت بی‌بدیل و آرامش کشور در دوران گذار پس از شهادتشان تا استقرار فصل جدید، زنده‌ترین گواه بر این کادرسازی تاریخی است. رهبر شهید، رهبر یک مکتب بودند، نه مالک قدرت و به همین سبب هرگز مسیر طی‌شده را به وجود فیزیکی خود گره نزدند. عظمت رهبری ایشان درست از همین نقطه است و در عصر ما معنای حقیقی خود را به رخ می‌کشد.

اکنون نفس مطمئنه به سوی پروردگار خود بازگشته است و ایران، وارث آن اطمینان است. ایشان با اطمینان رفتند، زیرا می‌دانستند آنچه باقی می‌ماند، بزرگ‌تر از آن چیزی است که دشمن می‌تواند از میان بردارد. بازگشت نفس مطمئنه، پایان مأموریتی است که ثمره‌اش در زمین باقی مانده است. انسانی به مقام راضیه مرضیه می‌رسد که نه تنها خود به پروردگار خویش اطمینان داشته، بلکه در زمین نیز مردمانی را از اضطراب بندگی غیر خدا آزاد کرده باشد. رضایت ایشان به تقدیر الهی، مردم را از خوف قدرت‌های زمینی رها می‌کرد تا بتوانند جهان را تغییر دهند. آیت‌الله شهید امام خامنه‌ای به آنچه رهبری می‌کردند مطمئن بودند، زیرا ایران را فقط آنگونه که بود نمی‌دیدند، آنگونه که می‌توانست بشود نیز می‌دیدند. در پس گرفتاری‌های روزانه، قامت تاریخی ملت را می‌دیدند. در پس محاصره، امکان استقلال را، در پس مقاومت، ظرفیت تمدن را و در پس جوانان این سرزمین، نسلی را می‌دیدند که می‌تواند از حفظ انقلاب به ساختن جهان انقلاب عبور کند. این اطمینان، قوی‌ترین میراثی است که یک رهبر می‌توانست برای آینده یک ملت به جای بگذارد و راه پرافتخار انقلاب اسلامی را برای نسل‌های آینده روشن خواهد ساخت.