مذاکرات شکستخورده و بنبست استراتژیک آمریکا؛ تاریخ دیگر تکرار نخواهد شد
مذاکرات اسلامآباد پس از بیست و یک ساعت گفتگوی فشرده میان هیئتهای ایرانی و آمریکایی، بدون دستیابی به توافق پایان یافت. این شکست، بار دیگر ثابت کرد که دولت ترامپ با تصور فاتح بودن وارد میدان مذاکره شده بود، غافل از اینکه موقعیت حقیقیاش در میدان نبرد چیز دیگری بود. اکنون آمریکا در بنبستی گرفتار آمده که نه میتواند از آن خارج شود و نه توانایی پیروزی در آن را دارد.
محسن مهدیان، مدیر مسئول روزنامه همشهری، در تحلیلی جامع از جنگ جاری، آن را ترکیبی از چهار ضلع توصیف کرده است: میدان، خیابان، اذهان و پیمان. در میدان نظامی، افسانه برتری تسلیحاتی آمریکا شکسته شد. زدن جنگنده اف-۳۵ یا عقب راندن ناو آبراهام لینکلن، فقط حذف یک ابزار نظامی نبود؛ آمریکا با «برند» این ادوات میجنگید و آن برند شکسته شد، آن هم برای همیشه.
اما ماجرای اصلی، ارتقای راهبرد نظامی ایران بود. تهران از راهبرد «تلافی میکنیم» در قبل جنگ رمضان، به راهبرد «چشم در برابر چشم» و سپس به راهبرد «سر در برابر چشم» رسید. اواخر جنگ چهلروزه، سردار موسوی گفته بود: تهدید هم که میکنیم، میزنیم؛ یعنی سر مقابل، ناخن.
در میدان اقتصادی، ایران میدان جنگ را منطقهای کرد، اما اثر آن را تا سفرههای اروپا و آمریکا کشاند. تنگه هرمز و یادگار شهید تنگسیری برای همینجاست. بسته شدن تنگه یعنی درآمدی حدود دو برابر درآمد فعلی ایران. برای اولین بار، ایران نفتش را گرانتر از برنت فروخت؛ در حالی که همیشه ۱۰ تا ۱۵ دلار زیر قیمت برنت میفروخت.
در خیابان، دشمن تصمیم داشت با شعار «مرگ بر دیکتاتور» مردم را به خیابان بکشاند، اما مردم در دفاع از نظام آمدند و معجزهآسا یکدست شدند. در مقابل، در خیابانهای آمریکا و اروپا، علیه ترامپ، با همان شعار «مرگ بر دیکتاتور» به خیابان آمدند. در اذهان، ۸۵ درصد رسانههای دنیا، ایران را پیروز میدان دانستند و حداقل ده نظرسنجی معتبر از آمریکاییها، ترامپ را جنگطلب معرفی کردند.
مذاکرات آمریکا با ایران که با میانجیگری پاکستان در اسلامآباد برگزار شد، بدون نتیجه پایان رفت. در این باره چهار نکته قابل تأمل وجود دارد:
نخست، آمریکاییها در جریان مذاکرات درخواستهای زیادهخواهانه و حداکثری و غیرواقعبینانهای را مطرح کردهاند. این درخواستها به طور خاص معطوف به تنگه هرمز و خروج اورانیوم غنیشده از ایران بودهاند. رد این درخواستها از سوی ایران کاملاً طبیعی و عزتمندانه بوده است.
دوم، آمریکا به غلط در قامت یک بازیگر پیروز و فاتح در میدان مذاکره حاضر شده بود. این در حالی است که اگر این کشور در جنگ رمضان پیروز بود، هیچ نیازی به التماس برای آتشبس و مذاکره با ایران نداشت. واقعیت این است که آمریکا متناسب با موقعیت حقیقی خود در میدان مذاکره با ایران حاضر نشده بود. همین توهم موجب شکست مذاکرات شد.
سوم، در بحبوحه مذاکرات، آمریکا دست به هر کاری زد تا شاید بتواند ایران را وادار به بازگشایی تنگه هرمز کند. حتی با توسل به دروغ مدعی عبور دو ناوچه جنگی از تنگه هرمز شد. با این همه، ایران و رسانههای غربی تاکید کردند که تنگه هرمز کاملاً در اختیار نیروهای مسلح کشورمان است.
چهارم، ایران هوشمندانه و به خوبی از دستاوردهای خود در میدان دفاع کرد. موضوعی که دکتر قالیباف، رئیس هیئت ایرانی، در پیام خود درباره آن نوشت: «دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای ۴۰ روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید».
مرور مواضع و تحلیلهای رسانهها و صاحبنظران غربی در یکماه گذشته واقعیت جدیدی را آشکار میکند: ایران ابرقدرت است، ایران پیروز شده، ایران شکست نمیخورد، ایران نظم جدیدی را رقم میزند، تنگه هرمز باز نخواهد شد، آمریکا شکست خورده، آمریکا خطای محاسباتی کرده، هیمنه آمریکا فرو ریخته، آمریکا مستاصل و بیبرنامه است.
رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و کارشناس مسائل امنیتی و راهبردی، میگوید: «تا ۳۹ روز پیش جهان سه قدرت کانونی داشت؛ آمریکا، روسیه و چین. ایران جدیدترین و چهارمین قدرت کانونی جهانی است. بیدارکردن قدرت نظامی کشوری که ۲۰ درصد ذخایر نفت و گاز جهان را داراست، بزرگترین اشتباه آمریکا بوده. ایران قدرت بیدار شدهاش را از دست نمیدهد».
یاروسلاو تروفیموف، خبرنگار ارشد امور خارجه وال استریت ژورنال، مینویسد: «کشورهای اروپایی برای بازکردن تنگه هرمز که تحت کنترل ایران درآمده، وارد جنگ نخواهند شد، زیرا این جنگی است که ترامپ بدون پرسیدن نظر آنها آغاز کرده است».
فرید زکریا، مجری و کارشناس سیانان، تأکید میکند: «صحبتهای ترامپ صرفاً یک بازی رسانهای است. ترامپ دنبال راهی برای فرار است اما مسأله این است که یکطرف دیگر داستان، ایران است و آنها فعلاً نمیخواهند».
ژرار ارو، دیپلمات پیشین فرانسوی، میگوید: «روشن است که پس از این جنگ، بازتعریفی کامل از توازنهای راهبردی در خلیج فارس رخ خواهد داد. کشورهای این منطقه ناگزیرند راهبردهای خود را به صورت جامع بازتعریف کنند؛ به گونهای که قدرت ایران را نه فقط به عنوان یک رقیب، بلکه به عنوان یک شریک در نظر بگیرند».
پس از شکست مذاکرات، ترامپ بار دیگر مدعی شد که آمریکا توان نظامی ایران را از بین برده و این تنگه به زودی باز خواهد شد. او در شبکه تروثسوشال نوشت: «به نیروی دریایی خود دستور دادهام که در آبهای بینالمللی، هر کشتیای را که به ایران عوارض پرداخت کرده باشد، شناسایی و متوقف کند. هیچکس که چنین عوارض غیرقانونیای پرداخت کند، در آبهای آزاد عبور امن نخواهد داشت».
اما این تهدیدات، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه ناامیدی و استیصال است. احسان موحدیان، تحلیلگر مسائل سیاسی، در تحلیل خود مینویسد: «ایران ونزوئلا نیست. باریکترین نقطه تنگه تنها ۳۳ کیلومتر عرض دارد، هر کشتی که وارد میشود در محدوده دسترسی تمام زرادخانه ساحلی ایران قرار میگیرد. موشکهای بالستیک ضدکشتی ایران در خلیج فارس با برد حداقل ۳۰۰ کیلومتر، به طور خاص برای اصابت به کشتیهای متحرک در دریا طراحی شدهاند».
وی میافزاید: «ایران بر اساس برآورد منابع غربی ۵,۰۰۰ تا ۶,۰۰۰ مین دریایی دارد — از جمله مینهای القایی که در کف دریا قرار میگیرند و تقریباً غیرقابل تشخیص هستند. مؤسسه پژوهش سیاست خارجی تصریح کرده که ایران حتی نیازی به پیروزی در نبرد دریایی ندارد؛ ایران در حال اجرای "محاصره بیمهای" است — تنها کافی است گاهی به کشتیها ضربه بزند تا هزینه بیمه برای خطوط کشتیرانی تجاری صرفه اقتصادی نداشته باشد. همین به تنهایی تنگه هرمز را میبندد».
بیژن ایرانی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در این باره مینویسد: «ترامپ با موضعگیری اخیر خود عملاً روند افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی را تقویت کرد. او در خلال جنگ رمضان دست به هر کاری زد تا مانع از صعودی شدن و انفجار قیمت نفت شود با این حال اگر بخواهد طرح ادعاییاش را اجرایی کند، عملاً به دست خود ضربهای مهلک را به اقتصاد کشورش وارد کرده است».
با وجود شکست مذاکرات اولیه، هنوز پنجره دیپلماسی کاملاً بسته نشده است. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، خواستار تداوم مذاکرات شد و در توئیتی نوشت: «وقتی چند ساعت پیش از آغاز جنگ با ونس دیدار کردم، این برداشت را داشتم که هم او و هم رئیسجمهور ترجیح واقعی و قوی برای پرهیز از درگیریهای جنگ دارند».
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، تأکید کرد که دیپلماسی کماکان ادامه دارد و تیم ایرانی پیگیر منافع ملت ایران است. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه، نیز گفت: «ایران برای هر سناریویی آماده و جدی است. اگر سناریوی نظامی و دفاع باشد، کاملاً جدی است و در حوزه مذاکره و گفتوگو هم کاملاً جدی است».


