مذاکرات ایران و آمریکا؛ از شکست در میدان جنگ تا ناکامی در میز دیپلماسی
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، کاندیدای اصلی جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸ است. او در آغاز جنگ رمضان سکوت پیشه کرد و کمکم سعی کرد خود را بهعنوان «آدم خوب» معرفی کند. اما نظرسنجیها نشان میدهد او با ۲۱ درصد محبوبیت، منفورترین معاون رئیسجمهور تاریخ آمریکا شناخته شده است.
جمهوریخواهان علاوه بر آشی که ترامپ برایشان پخته، باید بتوانند در انتخابات میاندورهای و ریاستجمهوری آینده صحنه را حفظ کنند. آنها فهمیدهاند سرنوشتی که برای کارتر دموکرات پس از رسوایی طبس رخ داد، ممکن است امروز سراغ جمهوریخواهان بیاید. بنابراین، ناگهان جیدی ونس را به ریاست تیم مذاکرهکننده آمریکا برگزیدند. ونس برای بازسازی آنچه ترامپ خراب کرده، باید دست به اقدامات متمایز بزند. او به دنبال «مذاکرات جامع» برای حل منازعه ۴۷ ساله ایران و آمریکاست. بر این باورند که حل این موضوع، شگفتانهای را از جمهوریخواهان به نمایش میگذارد که در آمریکا و جهان، بهویژه در کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، محبوبیت ایجاد خواهد کرد.
مذاکرات اسلامآباد پایان یافت. از رفتار ترامپ در لحظه پذیرش شروط ایران و لاتبازی نظامی نتانیاهو در لبنان مشخص بود: توافقی در کار نیست. واکاوی چرایی این موضع مهم است. ترامپ پیش از شکست ارتش تروریستی آمریکا در عملیات آبیخاکی در خلیجفارس و همچنین شکست مفتضحانه طبس دو در جنوب اصفهان گفته بود: «بدون توافق از جنگ خارج میشوم.» وقتی آن دو شکست محرز شد، ترامپ به التماس افتاد و شروط ایران را پذیرفت. حالا در اسلامآباد، فرستاده ویژه او خروج از جنگ بدون توافق را کلید زده است.
مفهوم این آکروبات بازی نظامی و سیاسی ترامپ یعنی «فرار از پنجره بسته». یعنی تلاش بیهوده، به در و دیوار زدن برای رهایی. ترامپ در تله جنگ رمضان گیر افتاده و جز پذیرش شکست راه دیگری ندارد.
تیم ایرانی که به اسلامآباد رفت، برای «مذاکره» و «توافق» نرفته بود. آنها فقط برای اخذ مطالبات دهبندی که قبلاً مورد پذیرش ترامپ قرار گرفته بود، عازم پاکستان شدند. رئیس هیأت کسی بود که از نوجوانی با آمریکای جهانخوار دستبهیقه بود و درجات سربازی و سرداری طی کرده بود. او به اسلامآباد رفت تا اتهام را تفهیم و حکم مجازات را اجرا کند. ونس همان موقع که رئیس هیأت ایران یک ژنرال جوان و کارآزموده بود، یک عکاس در ارتش تروریستی آمریکا در حمله به عراق بود. او اصلاً از دیپلماسی، جنگ و مذاکره چیزی نمیداند.
تجربه ۴ دهه گفتگو با آمریکاییها نشان میدهد کسانی که آنطرف میز با ما مذاکره میکنند، از طرف کسانی که صاحب قدرت در آمریکا هستند، هیچ نمایندگی ندارند. اختیاری ندارند و توافق آنها اعتباری ندارد.
ترامپ چند بار این واژه را تکرار کرده: «این تنگه لعنتی را باز کنید.» تنگه هرمز از دیدگاه ترامپ، لعنت خدا بر ارتش تروریستی آمریکاست. آنها به اسلامآباد آمدند تا تنگه هرمز را با وعدههای نسیه باز کنند، شکست خوردند. وقتی تنگه بسته است، یعنی جنگ ادامه دارد.
ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در راس یک هیأت عالیرتبه سیاسی امنیتی وارد تهران شد. این سفر برای انتقال طرح پیشنهادی جدید آمریکا و برنامهریزی برای دور دوم گفتوگوها انجام شد. رسانههای آمریکایی از برخی پیشرفتها در مذاکرات خبر دادند. ترامپ مدعی شد ممکن است طی چند روز آینده اتفاق مهمی رخ دهد. جیدی ونس نیز از لحن ملایمتری استفاده کرد و گفت دور نخست مذاکرات با پیشرفتهایی همراه بود.
اما رفتار ایران نشان داد تهران بدون توجه به عملیاتهای رسانهای، همواره بر اساس مواضع و خطوط ترسیمشده خود تصمیمگیری میکند. در دور نخست مذاکرات، اراده ایران برای حصول توافق آشکار و مسجل شد، اما ایران به همان اندازه که برای توافق جدیت نشان داد، نسبت به رعایت خطوط قرمز و منافع ملی نیز قاطع بود.
همزمان با سفر فرمانده ارتش پاکستان، شبکه المیادین از احتمال تصویب آتشبس بین لبنان و رژیم صهیونیستی خبر داد. این آتشبس پس از اصرار و فشار ایران به طرف آمریکایی، بهعنوان یکی از شروط حضور ایران در دور دوم مذاکرات اعمال میشود. مدت زمان آتشبس منطبق بر پایان زمان آتشبس آمریکا با ایران است. اعلام آن در سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران، بهوضوح ثابت میکند این آتشبس در نتیجه فشار و اصرار ایران انجام خواهد شد.
ایران در مذاکرات با دست بالا وارد شد. مواضع ایران کاملاً روشن بود و این طرف آمریکایی است که باید تصمیم بگیرد. اگر مواضع طرف آمریکایی همان مواردی باشد که ترامپ در اظهارات رسمی مطرح کرده، بدون تردید ایران دلیلی برای برگزاری دور دوم مذاکرات نمیبیند. ضمن اینکه واقعیات جنگ نشان داد این طرف آمریکایی است که در صورت ادامه جنگ متحمل هزینههای فراوان خواهد شد. مذاکره از موضع قدرت ممکن است، اما از موضع ضعف هرگز.


