محور مقاومت و جنگ رمضان؛ پیروزی‌ای که معادلات منطقه را تغییر داد

شما اینجا هستید

محور مقاومت و جنگ رمضان؛ پیروزی‌ای که معادلات منطقه را تغییر داد
در روزهای اخیر، سفیران لبنان و رژیم صهیونیستی برای نخستین بار پس از بیش از سه دهه، در واشنگتن و با میانجی‌گری مستقیم آمریکا، پشت میز مذاکره نشستند. این نشست با حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به‌عنوان «گامی تاریخی» توصیف شد. اما واقعیت این است که این «گام تاریخی» نه برای صلح، بلکه برای تحمیل شرایط تسلیم به لبنان طراحی شده بود.
دولت لبنان که تحت فشار سنگین واشنگتن و تل‌آویو قرار داشت، با ورود به این مذاکرات، نه‌تنها آینده امنیت ملی خود را به باد داد، بلکه عملاً پرچم سفید برافراشت. آنچه این مذاکرات به لبنان نخواهد داد، امنیت و ثبات است. آنچه در نهایت تجاوزگری صهیونیست‌ها را متوقف خواهد کرد، مقاومت است. رژیم صهیونیستی صراحتاً اعلام کرده که هدفش «خلع سلاح حزب‌الله» است. نتانیاهو در بیانیه‌ای گفت: «ما می‌خواهیم سلاح‌های حزب‌الله را جمع کنیم و یک توافق صلح واقعی ایجاد کنیم.» این یعنی لبنان باید ابتدا مقاومت خود را قربانی کند. حزب‌الله از همان ابتدا این مذاکرات را بی‌فایده خواند و خواستار لغو آن شد. دبیرکل مقاومت تأکید کرد که هر توافقی بدون تضمین خروج کامل اشغالگران و حفظ توان بازدارنده مقاومت، فاقد ارزش است. این موضع ریشه در تجربه تلخ دارد: هرگاه مقاومت عقب‌نشینی کرده، تجاوز صهیونیستی دوچندان شده است.
دشمن آمریکاییصهیونیستی همواره با ترفندهای گوناگونی درصدد تضعیف و فروپاشی محور مقاومت بوده است. اما نتیجه همواره معکوس تصور دشمن بوده است. بعد از واقعه ۷ اکتبر، محور مقاومت توانست از ظرفیت و توان داخلی خود در برابر دشمن رونمایی کند. اعضای محور مقاومت از فلسطین تا لبنان و عراق و تا انتهای یمن وارد جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا شدند. جبهه صهیونیآمریکایی حملات سنگینی علیه محور مقاومت ترتیب داد. علاوه بر آن، محاصره، تحریم و فشارهای سیاسی نیز ابزارهای دیگری بودند. اما یمن و حزب‌الله با وجود فشارهای چندجانبه، توانستند قدرت نظامی و سیاسی خود را حفظ کنند.
آمریکا در برابر یمن مجبور به پیشنهاد توافقی برای پایان دادن حملات متقابل شد. در لبنان نیز توطئه‌های مداوم سیاسی و تبلیغاتی نتوانستند موجبات خلع سلاح حزب‌الله را فراهم آورند. دشمن گمان می‌کرد با به شهادت رساندن رهبران جبهه مقاومت همچون سید حسن نصرالله، سنوار و فرماندهان ارشد عراق و یمن و در رأس آنها رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، می‌تواند وحدت میادین را از هم بپاشد. اما استمرار حرکت مقاومت و تشدید حملات نشان داد که ساختار مقاومت به قدرت درونی آن و نه به اشخاص وابسته است. ساختار غیرمتمرکز و انعطاف‌پذیر محور مقاومت سبب شده که اگر یکی از اعضا تحت فشار قرار گیرد، سایر بخش‌ها به فعالیت‌های خود ادامه دهند. دشمن نمی‌تواند با ترور یا تحریم، این شبکه را از بین ببرد.
اسناد و شواهد بیانگر آن است که دشمنان اسلام و ایران، جنگی کامل و در ابعاد مختلف به راه انداختند. جنگی که از روز دهم رمضان جاری شد.در این جنگ، سه نقطه اصلی فیزیکی در نظر گرفته شده بود: حمله سنگین هوایی از سمت مرزهای جنوبی، شمال‌غربی و شمالی ایران؛ حمله زمینی از سمت شمال‌غربی؛ و آشوب گسترده امنیتی در همه شهرها.بر اساس اسناد، بین مرحله اول و دوم یک روز و بین مرحله دوم و سوم دو روز فاصله در نظر گرفته شده بود. دشمن فکر همه‌چیز را کرده بود و از حیث مادی نقصی وجود نداشت.
اما جنگ ترکیبی دشمنان در روز اول به‌طور نسبی و در روز سوم به‌طور مطلق با شکست مواجه شد. پاسخ سنگین آتشباری ایران در زمانی کمتر از سه ساعت شروع شد. این در حالی بود که فرمانده معظم کل قوا و جمعی از فرماندهان ارشد به شهادت رسیده بودند. اما آتشباری سنگین ایران در دو ساعت اول جنگ نشان داد دستگاه نظامی ایران سرپاست و کار خود را دقیق انجام می‌دهد.
در جنگ پشتیبانی اول غزه، انصارالله ثابت کرد که استاد جبهه دریای سرخ است. بندر ایلات اسرائیل تا ۸۵ درصد تعطیل شد. این یعنی یک جنبش یمنی، بدون ناوگان آبی، توانست اقتصاد یک رژیم منطقه‌ای را فلج کند.
امروز با طرح محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، باب‌المندب به یک سلاح راهبردی تبدیل شده است. اگر تنگه هرمز مسدود شود و باب‌المندب نیز بسته شود، سهم انرژی درگیر به ۳۵ درصد کل تجارت و انرژی جهان خواهد رسید. یعنی از هر سه کشتی حامل نفت و گاز در جهان، یکی در تیررس بسته شدن قرار می‌گیرد.
انصارالله پیشتر نشان داده که می‌تواند واشنگتن را پای میز مذاکره بیاورد. در آخرین توافق، آمریکا پذیرفت دارایی‌های تجاری و نظامی خود را در برابر توقف حملات به شمال یمن، بی‌طرف کند.
خط لوله «شرقغرب» عربستان که ظرفیتی بیش از هفت میلیون بشکه در روز دارد، در فهرست اهداف بعدی قرار دارد. اگر این خط لوله یا سکوهای ینبع هدف قرار گیرد، بازارهای جهانی بدترین کابوس خود را تجربه خواهند کرد.
جغرافیا، دموگرافی و توپوگرافی همه به سود محور مقاومت صف‌آرایی کرده‌اند. تراکم تجربه‌ها، شناسایی ضعف‌ها و ارتقای قدرت تدبیر، مسیر حرکت مقاومت را با اراده‌تر و قدرتمندتر کرده است. عصبانیت امروز ترامپ و همفکرانش که در لحن و رفتار او آشکار شده، و همچنین تصمیمات مضحکی مانند محاصره دریایی، همگی ناشی از ناتوانی آمریکا در رویارویی با تمامیت جبهه مقاومت و ایران است. تاریخ معاصر منطقه ثابت کرده که مقاومت، ریشه در عمق باورهای مردمی دارد و هرگز محو نخواهد شد.