فرجام پندار قدرت؛ چگونه پاسخ کوبنده ایران، معادلات جنگ را در منطقه دگرگون کرد

شما اینجا هستید

فرجام پندار قدرت؛ چگونه پاسخ کوبنده ایران، معادلات جنگ را در منطقه دگرگون کرد
 
آغاز یورش همه‌جانبه‌ی نیروهای آمریکایی و صهیونیستی به خاک ایران، در حالی تصور می‌شد که می‌تواند نقطه‌ی پایانی بر پرونده‌ی اختلافات باشد، اما ناگهان به آغازی برای فصلی تازه در تاریخ جنگ‌های نوین تبدیل شد. استراتژیست‌های کاخ سفید و رژیم اشغالگر قدس، با محاسباتی غلط، گمان می‌کردند که ضربه‌ی اولیه می‌تواند توان دفاعی ایران را فلج کرده و ساختار فرماندهی آن را برهم زند، اما غافل از آن بودند که جمهوری اسلامی ایران، سال‌هاست برای چنین روزی تدارک دیده و «بانک اهدافی» را آماده کرده است که هر کدام از آن‌ها می‌تواند ضربه‌ای مهلک به منافع دشمنان باشد.
واکنش سریع، دقیق و ویرانگر نیروهای مسلح ایران، که در قالب عملیاتی با نام نمادین «وعده صادق ۴» اجرا شد، تصویری از قدرت را به نمایش گذاشت که تا پیش از این در خیال کارشناسان نظامی غربی هم نمی‌گنجید. در کمتر از دو ساعت پس از تجاوز آغازین، آتش موشک‌های ایرانی بر سر پایگاه‌های آمریکایی در سراسر منطقه فرو ریخت. از پایگاه هوایی «العدید» در قطر تا «الظفره» در امارات، از «علی‌السالم» در کویت تا «موفق السلطی» در اردن و مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، همگی در یک لحظه وارد دایره‌ی آتش شدند. این هماهنگی بی‌نظیر، نشان‌دهنده‌ی هوشمندی و تسلط کامل ایران بر میدان نبرد بود.
 
آنچه در این میان بیش از همه حیرت‌انگیز بود، هدف قرار گرفتن چشم بینای آمریکا در منطقه؛ یعنی رادار پیشرفته‌ی «FP132» بود. این رادار که با هزینه‌های گزاف و برای ردیابی موشک‌های دوربرد طراحی شده بود، با چند ضربه‌ی دقیق، از صفحه‌ی روز محو شد. این اقدام، عملاً توانایی آمریکا در پایش حرکات موشکی ایران را خنثی کرد و به آن‌ها ثابت کرد که هیچ پناهگاه و هیچ سامانه‌ی پدافندی، نمی‌تواند از تیرهای انتقام جمهوری اسلامی در امان باشد.
در سوی دیگر میدان، سرزمین‌های اشغالی نیز شاهد صحنه‌هایی بودند که کابوس صهیونیست‌ها را به واقعیت تبدیل کرد. شهرهایی چون تل‌آویو، حیفا و منطقه‌ی الجلیل، هدف موج‌های پیاپی موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتند. سامانه‌های گران‌قیمت گنبد آهنین و پدافند دیگر، ناتوان از مقابله با حجم انبوه حملات بودند و تصاویر منتشر شده از فرار صدها هزار تن از ساکنان سرزمین اشغالی به سمت فرودگاه‌ها و بنادر، گویای فروپاشی روحیه‌ی درونی این رژیم بود. رژیمی که همواره خود را ابرقدرت نامتنازع منطقه می‌دانست، اکنون در برابر اراده‌ی ملت ایران، زانو زده بود.
بعد دریایی این نبرد نیز کم‌اهمیت نبود. نیروی دریایی سپاه با شجاعتی مثال‌زدنی، یک ناو پشتیبانی رزمی آمریکا را هدف قرار داد و آن را به شدت تخریب کرد. این اقدام در کنار تصمیم تاریخی ایران برای بستن تنگه‌ی هرمز، پیامی روشن به جهان داشت: اگر امنیت ایران به خطر بیفتد، امنیت انرژی و تجارت جهانی نیز به خطر خواهد افتاد. پیام‌های رادیویی مکرر سپاه به کشتی‌های عبوری که از ورود به تنگه منع می‌شدند، نشان‌دهنده‌ی اقتدار کامل ایران بر این شریان حیاتی اقتصاد جهان بود. این اقدام می‌تواند به جهش بی‌سابقه‌ی قیمت‌ها در بازارهای انرژی منجر شود و هزینه‌ی اقتصادی جنگ را برای غربی‌ها به مرز نابودی ببرد.
تحلیلگران معتقدند آنچه در روز نخست این جنگ رخ داد، بازتابی از تغییر پارادایم در دکترین دفاعی ایران است. ایران دیگر منتظر نمی‌ماند تا دشمن به خاکش بیاید، بلکه با تکیه بر قدرت موشکی و پهپادی، جنگ را به خاک دشمن و به پایگاه‌های آن‌ها می‌کشاند. این استراتژی «دفاع پیش‌دستانه» و «پروژه‌سازی قدرت»، توازن قوا را به نفع ایران تغییر داده و به آمریکا و اسرائیل ثابت کرد که دوران تک‌قطبی و زورگویی بدون هزینه به پایان رسیده است. اکنون تمام بازیگران منطقه می‌دانند که هرگونه ماجراجویی علیه ایران، پاسخی سخت، دردناک و فرامنطقه‌ای را در پی خواهد داشت.