صخرههای استوار ایمان
در این ایام که سایهی سنگین و سیاهِ حوادث عاشورایی بر فراز سر ایران اسلامی گسترانیده شده، نوعی از رفتار و کنشگری در میان مردم این مرز و بوم هویدا گشته که ذرهای از تعجب و حیرت جهانیان را برانگیخته است. شاید به راستی نتوان با زبانهای معمول و کلمات مصطلح، چیستی و چگونگی این پدیدهی معنوی را به دلیل پیچیدگیهای عمیق وجودی آن تشریح کرد و تفسیر نمود، اما هر انسانِ آزاده و بیداری میتواند با تمام وجود و با گوش جان، نورانیتِ فروزان و حقانیتِ بیپایان آن را لمس کند.
این استقامتِ حیرتانگیز و ایستادگیِ خیرهکننده، بدان سبب است که اگرچه ابزارهای پلید و مادیِ شیطان، بدنهای مقدس را قطعهقطعه میکنند و جانهای پاک و عزیز را میستانند و بر سر ساختمانها و بناهای امنیت و آسایش، آوار میریزند، اما راهی به سوی حقانیتِ عظمت، شرافت، استقامت و قوتِ این ملتِ قهرمان پیدا نکردهاند. دشمنانِ خدا، در برابر این کوههای استوار و صخرههای سختِ ایمان، درمانده و مأیوس گشته و دستهای خالی خود را به علامت شکست و تسلیم بر سر نهادهاند.
واقعاً فرهنگِ عظیم و سرشارِ عاشورایی که از طریق رهبرانِ انقلاب و امامینِ همام، در جان و رگهای این مردم نفوذ کرده و ریشه دوانده است، چه معجزهای آفریده است؟ این فرهنگِ پرفروغ چه تحولی در وجود این ملت ایجاد نموده که از آنها چنین صخرههایی محکم و استوار در برابر طوفانهای باطل ساخته است؟ صخرههایی که از یک سو، باطل بودنِ باطل را برای انسانهای بیدار و هوشیار آشکار ساخته و نقابهای فریبنده و مضلّه را از چهرهی کریه و زشتِ استکبار کنار زده است، و از سوی دیگر، ندایِ حق و حقیقت را به روشنیِ خورشید در دلِ تاریکِ شبِ دنیای مدرن و مادیگرا نمایان ساخته و فریادِ عدالتخواهی را به گوش جهانیان رسانده است.
آیا در وصفِ این عظمت و شکوه، بیش از این سخنی میتوان گفت که فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحسَنُ الخالِقین؟ چه خالقی نیکوتر از خداوندی که چنین بندههای پرهیزکار و استوار آفریده است؟


