شکست چندبُعدی آمریکا در ماه نخست درگیری
در روز سیویکم از آغاز جنگ، نتایج عملیات ایران علیه زیرساختهای کلیدی اقتصادی، انرژی و نظامی رژیم صهیونیستی و همچنین سازوکارهای وابسته به برخی گماشتگان آمریکا در منطقه، با چشماندازی از تغییر معادله در میدان میدانی و اقتصادی روبهرو است. گزارشها از حملات دقیق بر پالایشگاهها و اهداف صنعتی خبر میدهند. منابع صهیونیستی گزارش دادهاند که در این حملات، چندین موشک به حیفا و اطراف آن اصابت کرده و پالایشگاه و ساختمانهای کلیدی در كريات آتا و شفا عمرو دچار خسارات سنگین شدهاند. دود غلیظ از محل حادثه بلند شده و عیار بحران انرژی در رژیم صهیونیستی را افزایش داده است.
نشریات غربی نیز به تغییر در کارکرد موشکی ایران اذعان کردهاند. روزنامههان آرتص با استناد به منابع نظامی گزارش میکند که نرخ موفقیت سامانههای دفاعی در برابر موشکهای ایرانی کاهش یافته و ایران در میدان موشکی به نقطهای رسیده که رهگیری موشکها به شکل قابل ملاحظهای دشوارتر شده است. در این میان، اظهارات ناطقین سیاسی غربی و تحلیلگران امنیتی نشان میدهد که ایران به دستاوردهای عملیاتی مهمی دست یافته است و گمانهزنیهای قبلی درباره تواناییهای اسرائیل برای پاسخدهی، اکنون با واقعیتهای میدان همسو نیست.
سوال محوری این است: کدام طرف جنگ در حال دست برتر بودن است؟ با ورود به دومین ماه درگیری، حملات استراتژیک ایران به سمت اهداف کلیدی دشمن، و نیز گسترش کارزارهای اقتصادی-نفتی، گمانهزنیها درباره توازن قدرت تغییر کرده است. تحلیلگران غربی و داخلی تأکید میکنند که ایران با اتخاذ رویکردهای چندبردی و مدیریت منابع، به پایداری بیشتری دست یافته و گزینههای فشار علیه جمهوری اسلامی را به میزانی حداقل کاهش داده است. در این میان، مقامات آمریکایی هنوز در برابر پذیرش واقعیتهای تازه، با تردید و سردرگمی مواجهاند و برخی تحلیلها به ناکارآمدی گزینههای موجود اشاره میکنند.
در مسیر تحلیلها، نقش تنگه هرمز و کنترل مسیر تردد دریایی آن کماکان محوری است. صاحبنظران غربی به این نتیجه رسیدهاند که ایران با استفاده از ظرفیتهای دفاعی و دیپلماسی منطقهای، میتواند هزینههای تجاوز را برای دشمنان به شکل قابل توجهی افزایش دهد. از طرفی، اقتصاد جهانی نیز از این روند متاثر شده است. نوسانات قیمتها و اختلالات بازارهای انرژی بهسرعت در حال گسترش است و این امر متحدان آمریکا را هم در معرض فشارهای شدید اقتصادی قرار داده است.
در کنار اینها، تحلیلگران سیاسی و استراتژیک به واکنشهای داخلی و مناسب بودن پاسخهای ملی اشاره میکنند. اتحاد و انسجام ملی، بهرهگیری از فناوریهای داخلی و تقویت زیرساختهای حیاتی، از جمله مواردی است که به تقویت تابآوری اقتصاد و امنیت کشور کمک میکند. در عین حال، گفتگوها و رویکردهای دیپلماتیک باید با دقت و هماهنگی داخلی دنبال شود تا از تشدید بحرانهای داخلی جلوگیری شود و منافع ملی حفظ گردد.
در مورد شخصیتها و رویکردهای بینالمللی، اظهار نظرهای مختلفی منتشر شده است. برخی تحلیلگران بینالملل ایران را به عنوان بازیگری با دست برتر در میدان انرژی معرفی میکنند؛ در مقابل، برخی مقامات و رسانههای غربی به بررسی چالشها و بحرانهای ناشی از سیاستهای جدید در منطقه میپردازند. این گفتوگوها و تحلیلها نشان میدهد که نظم تازهای در روابط بینالملل در حال شکلگیری است و رفتارهای آمریکا در این فضای تازه با انتقادهای جدی مواجه شده است.
در این چارچوب، روایت برخی رسانهها و شخصیتهای تحلیلگر از این رویدادها به شکل «پیروزی مبنی بر باورها» و «قدرت ایمان و اراده ملی» تبیین میشود. این روایتها تلاش میکنند تا پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ را با جنبههای فرهنگی-اجتماعی و تعهدات امت اسلامی همسو سازند. با این حال، برای ارائه تصویر دقیقتر، لازم است به تفصیل به هر یک از مولفههای درگیری—نظیر حملات هوایی، پراکندگی تسلیحات، و پیامدهای اقتصادی—پرداخته شود.
در یک چشمانداز کلی، به نظر میرسد که اقتصاد جهانی و منطقهای در مسیر بازتاب گستردهتر این درگیری گرفتار شدهاند و وابستگی شدید به نفت و تنگه هرمز، امنیت انرژی اروپا و آسیا را با چالشهای جدی مواجه ساخته است. ایران، با اتکاء به ظرفیتهای دفاعی و حمایت مردمی، به نظر میرسد که در برخی عرصهها با دست بالا میتواند به تثبیت وضعیت و ایجاد بازدارندگی ادامه دهد. با این وجود، آینده این درگیری به شدت به رفتارهای دو طرف و سطح همکاریهای بینالمللی با توجه به منافع مشترک بستگی دارد.


