سیاست جمهوری اسلامی با همسایگان؛ تعامل سازنده یا تقابل
سیاست جمهوری اسلامی با همسایگان؛ تعامل سازنده یا تقابل
به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی، در برنامه «پاتوق گفتگو» موضوع «سیاست جمهوری اسلامی با همسایگان؛ تعامل سازنده یا تقابل؟» با حضور کارشناسان بررسی شد. در این نشست، استاد قره باغی ادله موافقان تعامل سازنده، استاد مؤمنی ادله منتقدان و قائلان به اصالت منافع را بیان کردند و دکتر شجاعی به جمعبندی مباحث پرداخت.
ادله موافقان تعامل سازنده (استاد قرباقی):
مهمترین دلیل برای تعامل سازنده با همسایگان، هدف کلان انقلاب اسلامی یعنی رسیدن به «تمدن اسلامی» است. تعامل با همسایگان نه یک تکنیک، بلکه یک راهبرد استراتژیک در گفتمان امامین انقلاب است که بر مفاهیمی چون «امت اسلامی» و «خانواده مسلمین» استوار است. ظرفیتهای عظیمی مانند جمعیت ۲ میلیاردی مسلمانان و موقعیتهای ژئوپولیتیک مثل تنگه هرمز و بابالمندب، ابزارهای تحقق این تمدن هستند که تنها با وحدت و نفی تفرقه صهیونیستی به دست میآیند. در این دیدگاه، حتی در برابر دشمنیهای آشکار برخی کشورها، راهبرد نظام بر عدم درگیری خونین با مسلمانان و تمرکز بر دشمن اصلی (آمریکا و استکبار) استوار است.
ادله منتقدان و قائلان به اصالت منافع (استاد مؤمنی):
در سیاست خارجی، اصل و محور باید «منافع ملی» باشد، نه صرفاً همسایگی. بسیاری از همسایگان ایران عملاً دستنشانده آمریکا و پیشبرنده سیاستهای اسرائیل هستند و در طول تاریخ بیشترین ضرر را به ایران رساندهاند. این انگاره که صرفاً به دلیل همسایگی یا اسلامی بودن باید با کشوری تعامل کرد، جای نقد دارد؛ کما اینکه ایران با کشورهای دوری مثل ونزوئلا و چین که اشتراک اعتقادی ندارند اما منافع مشترک اقتصادی و دیپلماتیک دارند، تعاملات موفقی داشته است. لذا لزومی ندارد بر تعامل با همسایگانی که خاک خود را در اختیار دشمن قرار میدهند، اصرار ورزید.
جمعبندی (دکتر شجاعی):
ایران در منطقهای بحرانی و در میان همسایگانی زندگی میکند که در دهههای اخیر هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کردهاند. با این حال، هر کشوری که بخواهد کنشگر جهانی باشد، باید برای محیط پیرامونی خود استراتژی داشته باشد. این منطقه حوزه تمدنی ماست و دارای یک بازار ۳۰۰ میلیونی در دسترس است که نمیتوان از ظرفیتهای آن چشمپوشی کرد. راهبرد هوشمندانه ایران، تبدیل تهدیدهای مرزی به فرصت و مدیریت آنهاست. هدف نهایی، اخراج آمریکا از منطقه است؛ اما ایران به دنبال یک «غرب آسیای کلنگی» و ویران شده نیست، چرا که در دنیای پس از آمریکا، ملتهای منطقه باید در کنار هم زندگی کنند. سیاست نظام، اطمینانبخشی به همسایگان است مبنی بر اینکه ایران قدرتمند به دنبال سلطه نیست، بلکه به دنبال ثبات در حوزه تمدنی مشترک است.








