افول آمریکا؛ گردش قدرت از غرب به شرق
افول آمریکا؛ گردش قدرت از غرب به شرق
افول آمریکا؛ جابجایی قدرت از غرب به شرق یا تداوم هژمونی؟
به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی، در برنامه «پاتوق گفتگو» که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار شد، موضوع «افول آمریکا و انتقال قدرت از غرب به شرق» با حضور کارشناسان بررسی شد. در این نشست، استاد زارعی به تبیین ادله مخالفان افول آمریکا پرداخت، استاد کمالی مبانی و شواهد افول و چرخش قدرت به سمت شرق را بیان کرد و دکتر امیدی به جمعبندی و تحلیل نهایی بحث پرداخت.
ادله مخالفان افول آمریکا و تداوم قدرت (استاد زارعی):
در این دیدگاه، آمریکا همچنان ابرقدرت برتر جهان در ابعاد گوناگون است و نباید ظهور رقبایی مثل چین را به معنای افول ذاتی آمریکا تعبیر کرد. قدرت آمریکا بر ۶ محور استوار است: نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی و تکنولوژیک. هنوز قدرت فرهنگی (هالیوود و سبک زندگی) و قدرت علمی و تکنولوژیک اول جهان در اختیار آمریکاست. در بُعد سیاسی، سران اروپا همچنان مانند کارگزاران آمریکا رفتار میکنند و در بُعد اقتصادی، اگرچه چین رشد کرده، اما پاشنه آشیل آن وابستگی به انرژی است؛ در حالی که آمریکا با کنترل منابع انرژی جهان و متحدان منطقهایاش، هر زمان بخواهد میتواند گلوی اقتصادی چین را بفشارد. بنابراین، حضور رقیب به معنای تضعیف قدرت پایه آمریکا نیست.
ادله موافقان افول و شکلگیری «شرق جدید» (استاد کمالی):
تعریف ابرقدرت (هژمون) یعنی کشوری که مجموع قدرتاش به اندازهای باشد که هیچ کشوری توان موازنهسازی در برابر آن را نداشته باشد؛ اما امروز این نظم به هم خورده است. ۵ دلیل برای افول آمریکا و انتقال قدرت به «مثلث شرق» (ایران، روسیه و چین) وجود دارد:
۱. اقتصادی: چین به «کارخانه جهان» تبدیل شده، روسیه «منبع بزرگ انرژی» است و ایران با در اختیار داشتن «کریدورهای راهبردی» (شمال-جنوب) و جایگزینی آن با کانال سوئز، برتری اقتصادی ایجاد کردهاند.
۲. نظامی: عبور از جنگ کلاسیک به جنگ نامتقارن**؛ جایی که پهپادهای ارزانقیمت ایرانی (شاهد ۱۳۶) ناوهای میلیاردی آمریکا را زمینگیر کردهاند.
۳. **ژئوپولیتیک: طرح «کمربند-راه» چین با مشارکت ۱۴۰ کشور، وابستگی به نظم آمریکایی را از بین برده است.
۴. جمعیت و بازار: محور شرق با ۱.۸ میلیارد نفر جمعیت، بازار بزرگتری نسبت به کل غرب (۸۰۰ میلیون نفر) دارد.
۵. ایدئولوژیک: وقایعی مانند «طوفانالاقصی» فریب تمدن غرب و شعارهای حقوق بشری آنها را افشا کرد و اعتبار بینالمللی آمریکا را از بین برد.
جمعبندی و تبیین واقعبینانه (دکتر امیدی):
افول به معنای فروپاشی ناگهانی نیست، بلکه به دو معناست: کاهش توانمندی مؤلفههای قدرت درونی و ظهور رقبای «ضد هژمونی» که آمریکا دیگر توان مهار آنها را ندارد. آمریکا امروز دچار «افول نسبی» شده است. از نظر اقتصادی، بدهیهای سرسامآور و ناتوانی در رقابت با چین مشهود است. از نظر سیاسی، دیگر حتی متحدان اروپایی در ائتلافهای نظامی (مانند ائتلاف علیه ایران) با آمریکا همراهی کامل نمیکنند. از نظر اخلاقی و اجتماعی نیز بحرانهایی مانند جنبش ۹۹ درصدی والاستریت و رسواییهای اخلاقی سران (پرونده اپستین)، مشروعیت داخلی آن را مخدوش کرده است. در میدان نظامی نیز، تغییر تاکتیکها به سمت جنگهای نامتقارن و قدرت مانور پهپادی و موشکی ایران، هیمنه سنتی آمریکا را شکسته است. اگرچه تا فروپاشی کامل زمان لازم است، اما روند انتقال قدرت به شرق و تضعیف جایگاه جهانی آمریکا قطعی به نظر میرسد.








