سکوت استراتژیک یا خودتحریمی؟ چرا مردم از حقیقت بی‌خبرند

شما اینجا هستید

سکوت استراتژیک یا خودتحریمی؟ چرا مردم از حقیقت بی‌خبرند؟
 
در میانه حساسترین درگیری چند دهه اخیر، یک پارادوکس عجیب خود را نشان می‌دهد: مردم ایران ـ همان سرمایه اصلی پشتیبانی از جبهه مقاومت ـ آخرین نفری‌اند که از جزئیات واقعی تحولات باخبر می‌شوند. در آن سوی میدان، ترامپ هر ساعت با ده‌ها توییت روایت خود را می‌فروشد. رسانه‌های غربی با سرعت نور اخبار را منتشر می‌کنند، اما در داخل ایران خبری از شفافیت نیست. مردم یا از طریق شایعات اوضاع را دنبال می‌کنند، یا ناچارند به رسانه‌های بیگانه پناه ببرند. این صحنه، تصویری از یک آسیب کهنه است: ضعف در ارتباط با مردم و ناتوانی در روایت‌سازی به‌موقع.
 
 «صلح مسلح» و مردم محروم از آگاهی
 
ما امروز در دوران «صلح مسلح» زندگی می‌کنیم؛ نه جنگ تمام‌عیار و نه صلح پایدار. در چنین شرایط حساسی، دور نگه داشتن مردم از مذاکرات و تحولات کلیدی، نه تنها غیردموکراتیک، بلکه کاملاً غیراستراتژیک است. جزئیات عملیات نظامی و اطلاعات طبقه‌بندی‌شده هرگز نباید فاش شود. اما مشکل آنجاست که گاهی بهانه «امنیت ملی» تبدیل به پوششی برای عدم پاسخگویی می‌شود.
وقتی مذاکرات ۲۱ ساعته در اسلام‌آباد برگزار می‌شود و طرفین خارجی و رسانه‌های جهان از محتوای آن باخبرند، اما مردم ایران فقط «شایعات و حدس و گمان‌ها» را می‌شنوند، این دیگر «اسرار نظامی» نیست، بلکه «مدیریت ضعیف اطلاع‌رسانی» است. وقتی شما روایت اول را نمی‌سازید، دشمن می‌سازد. وقتی سکوت می‌کنید، دشمن پرحرفی می‌کند.
 
 روایت اول؛ خط مقدم جنگ نرم
قاعده بازی ساده اما بیرحمانه است: در رسانه، همواره روایت اول از همه چیز مهم‌تر است. اگر دشمن روایت اول را به دست بگیرد، واکنش‌های بعدی ما دیگر اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. روانشناسان رسانه به این پدیده «اثر تقدم» می‌گویند. حتی اگر بعداً آن روایت کاملاً تکذیب شود، اثر اولیه باقی می‌ماند. ترامپ این قاعده را خوب بلد است. برای او حقیقت اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد «اولین بودن» است.
در مورد بازگشایی تنگه هرمز، اولین روایت از زبان ترامپ منتشر شد: «ایران تسلیم شد، تنگه کاملاً باز است.» این روایت در کمتر از یک ساعت در تمام رسانه‌های جهان پخش شد. ساعات بعد، منابع ایرانی آمدند توضیح دادند که «نه اینطور نیست، تنگه تحت نظارت ایران است...» اما دیگر دیر شده بود. روایت اول قبلاً کار خود را کرده بود.
دشمن از یک طرف رسانه‌های مشهور جهان را در اختیار دارد و از سوی دیگر مدیریت سکوهای مجازی بزرگ را در دست گرفته است. دنیا تشنه اخبار جنگ است. از همین رو، اظهار نظر دشمن ـ مخصوصاً اگر روایت اول باشد ـ سریع منتشر می‌شود. در مقابل، اظهار نظر ما بعد از روایت دشمن، به این سادگی فراگیر نمی‌شود. تنها راه، ساختن روایت اول است. و این جز با شفافیت به‌موقع و حرفه‌ای ممکن نیست.
 
 مردم؛ سرمایه اصلی که از آن غافلیم
مهم‌ترین سرمایه هر کشوری در شرایط بحران، اعتماد و پشتیبانی مردم است. در شرایط جنگی، انسجام ملی حیاتی‌ترین عامل پیروزی است. اما این انسجام زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند در جریان هستند و آنها را «محرم» می‌دانند. مردم‌سالاری یعنی همین: مردم را محرم بدانیم.
در دوران جنگ تحمیلی، مسئولان وقت مردم را در جریان می‌گذاشتند. پیروزی‌ها را با آنها تقسیم می‌کردند. حتی شکست‌های تاکتیکی را صادقانه بازگو می‌کردند. نتیجه چه شد؟ پشتیبانی بی‌نظیر مردمی. اما امروز، گاهی یک دیوار شیشه‌ای میان مردم و مسئولان ایجاد شده است. مردم از طریق کانال‌های نیمه‌رسمی و ادمین‌های ناشناس خبر می‌شوند که «منابع آگاه» چه می‌گویند. مسئولان رسمی یا سکوت کرده‌اند، یا اظهارات کلی و مبهمی دارند که بر سردرگمی می‌افزاید.
 
 ضعف رسانه‌ای؛ نقطه قوت دشمن
ایران در حوزه نظامی و جنگ سخت درخشان عمل کرده است. بستن تنگه هرمز، حملات دقیق موشکی و پهپادی، ایستادگی در برابر ائتلاف قدرتمندترین کشورها ـ اینها نقاط قوت بی‌بدیلی هستند. اما آنچه در آن لنگ می‌زنیم و مرتب ضربه می‌خوریم، نداشتن پیوست رسانه‌ای قوی است. اگر پیروزی‌های بزرگ ما پیوست رسانه‌ای متناسب نداشته باشد، فرقی با شکست دارد؟
با کار رسانه‌ای می‌توان «پیروزی» را «شکست» و «دروغ» را «راست» جا زد. می‌توان «شیرینی» را به «تلخی» مبدل کرد. نمونه اخیرش توییت ناقص وزیر خارجه بود. یک پیام مبهم، بدون توضیح تکمیلی، باعث شد دشمن تا توانست از آن بهره‌برداری کند. پاس گل داده شد و دشمن گل زد.
راه برون‌رفت از این وضعیت روشن است، اما نیازمند شجاعت و تغییر نگرش:
اول: شفافیت به‌موقع. اگر موضوعی آنقدر حساس نیست که دشمن از آن مطلع نباشد، چرا مردم نباید از زبان مسئولان بشنوند؟
دوم: ساختن روایت اول. پیش از هر اقدام مهم، بسته رسانه‌ای آماده باشد. پیش از اینکه ترامپ توییت بزند، ما روایت خودمان را منتشر کرده باشیم.
سوم: مردم را محرم بدانیم. در جنگی که پشتیبانی مردمی خط مقدم آن است، نمی‌توان مردم را در تاریکی نگه داشت.
چهارم: پایان دوران «منبع آگاه». مردم از کسانی که پشت پرده و بی‌نام و نشان حرف می‌زنند خسته شده‌اند. نیاز به چهره‌های مشخص و مسئول است.
پنجم: پیوست رسانه‌ای جدی. هر اقدام نظامی و هر تصمیم دیپلماتیک باید یک پیوست رسانه‌ای قوی داشته باشد.
در دنیای امروز، سکوت راهبردی دیگر جواب نمی‌دهد. سکوت یعنی واگذاری میدان به دشمن. یعنی پذیرفتن اینکه دیگران برایتان روایت بسازند. وقتی ترامپ هر ساعت چندین توییت منتشر می‌کند، ما نمی‌توانیم با چند بیانیه کلی پاسخ دهیم. باید در همان سطح، با همان سرعت وارد میدان شد.
مردم ایران هوشیار و وفادارند. آنها فقط می‌خواهند بدانند چه می‌گذرد. این خواسته به‌حق آنها را باید جدی گرفت. هر چه مردم را بیشتر محرم بدانیم، بیشتر در کنارمان خواهند بود. دشمن از جنگ سخت ما می‌ترسد، اما از جنگ نرم ما ـ اگر بلد باشیم درست از آن استفاده کنیم ـ بسیار بیشتر می‌ترسد.