سه برگ برنده ایران که هژمونی آمریکا در خاورمیانه و اقتصاد جهانی را به چالش میکشد
پس از آتش بس اخیر میان محور صهیونیستی_آمریکایی و ج.ا.ایران و نیز شکست مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد، تهران سه اهرم تازه برای برهم زدن معادلات دشمنان رو کرده است. نخستین کارت، بستن تنگه باب المندب است. این آبراه حیاتی مسیر روزانه حدود ۵ تا ۶ درصد نفت جهان و حجم بزرگی از کالاهای اساسی مانند غلات است. با بسته شدن آن در کنار تنگه هرمز، دو مسیر اصلی انتقال انرژی از خلیج فارس و دریای سرخ به اقتصاد جهانی عملاً قفل میشود. پیامد آن جهش شدید قیمت سوخت و مواد غذایی در جهان و وارد شدن شوکی بزرگ به کشورهای واردکننده انرژی، به ویژه اروپا خواهد بود. انصارالله یمن بعنوان بخشی از جبهه مقاومت آماده کنترل. بستن این آبراه حیاتی است.
دومین اهرم، خروج رسمی ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است. این اقدام چارچوب حقوقی مهار اشاعه را تضعیف کرده و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر فعالیتهای هستهای ایران را از میان میبرد. از آنجا که اروپا و آمریکا همواره بر پایبندی ایران به این پیمان برای حفظ امنیت بینالمللی ( بخوانید، جاسوسی هستهای از ایران) تکیه داشتهاند، چنین اقدامی زنگ خطر جدی برای منطقه و فراتر از آن به صدا درمی آورد. این گام اعتبار سازوکارهای کنترل سازمان جهانی انرژی اتمی را نمایان کرده و نشان میدهد این سازمان ابزار دست آمریکا و رژیم صهیونیستی ایت لذا احتمال رقابت هسته ای در منطقه و جهان را افزایش میدهد.
سومین کارت، افزایش درصد غنی سازی اورانیوم تا سطح بالای ۶۰ درصد است. فاصله فنی این سطح با غنای تسلیحاتی نود درصد تنها چند روز برآورد میشود. اعلام این پیشرفت آستانه دستیابی به تسلیحات هسته ای را کاهش داده و گزینههای نظامی یا تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی را کم اثر میکند. همزمان این اقدام شرایط تازهای بر روند مذاکرات آتی تحمیل کرده و قدرت چانهزنی تهران را در برابر فشارهای غرب افزایش میدهد. بعبارتی در میدان و دیپلماسی این ایران است که فریاد خواهد زد.
جان کلام
اعتقاد نگارنده بر این است که آثار همزمان این سه اهرم اروپا و آمریکا را در گوشه رینگ قرار خواهد داد چرا که اروپا با موقعیتی شکننده، از یک سو با بحران انرژی و تورم سرسام آور روبرو میشود و از سوی دیگر ابزارهای دیپلماتیک خود برای فشار بر ایران را از دست میدهد. همچنین ترامپ نیز با دوگانگی دشواری مواجه است، بعبارتی عقب نشینی او به معنای تضعیف هژمونی منطقه ای آمریکا قلمداد شده و در سوی دیگر،اقدام نظامی نیز به معنای خطر جنگ گسترده و شوک اقتصادی جهانی خواهد بود که جهان آمریکا را مسبب این بحران میداند. در نتیجه، تهران با رو کردن این سه کارت، محاسبات رقیبان را تغییر داده و آنها را برای جلوگیری از بحرانی بزرگ به سمت دادنِ امتیاز در آینده سوق میدهد.
حسین_نجفی


