سقوط یک استثنا؛ چگونه جنگ با ایران، رویای «آمریکای اول» ترامپ را به کابوس «استیضاح سوم» تبدیل کرد؟

شما اینجا هستید

سقوط یک استثنا؛ چگونه جنگ با ایران، رویای «آمریکای اول» ترامپ را به کابوس «استیضاح سوم» تبدیل کرد؟
 
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که همواره خود را خارج از قواعد بازی سیاسی واشنگتن تعریف می‌کرد، امروز در میانه جنگی گرفتار شده که نه تنها وعده «صلح‌طلبی» او را نقش بر آب کرده، بلکه دارد پایه‌های قدرت حزب جمهوری‌خواه را یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد. جنگ با ایران که قرار بود نمایشی از «قدرت قاطع» آمریکا باشد، به باتلاقی فرسایشی تبدیل شده که ترامپ را تا مرز استیضاح سوم و حزبش را تا آستانه سقوط در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش برده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی تحلیلی از فروپاشی تدریجی یک رئیس‌جمهور و حزبش در باتلاقی است که خود حفر کردند.
شعار «اول آمریکا» که ترامپ را بار دیگر به کاخ سفید رساند، بر دو پایه اصلی استوار بود: پایان دادن به جنگ‌های فرسایشی و بهبود قدرت خرید مردم. اما جنگ ۴۰ روزه با ایران، هر دو وعده را در هم شکست. افزایش قیمت بنزین، تورم بی‌سابقه و بحران جهانی کود شیمیایی و تراشه‌های الکترونیکی، سرمایه‌های انتخاباتی جمهوری‌خواهان را یک‌شبه به باد داد. مشاوران ترامپ برنامه‌ریزی کرده بودند که از روز مالیات (۱۵ آوریل) به عنوان نقطه عطف کارزار انتخاباتی استفاده کنند و نشان دهند چقدر پول به جیب رأی‌دهندگان بازگشته است. اما جنگ ایران، قیمت سوخت را به آسمان فرستاد و تمام این محاسبات را برهم زد. به تعبیر یکی از مشاوران ترامپ، «تا پایان جنگ، همه چیز متوقف است»؛ جمله‌ای که نشان می‌دهد کاخ سفید دیگر دستش برای هرگونه پیام‌دهی انتخاباتی بسته است.
نکته عمیق‌تر آنکه ترامپ در دام یک تناقض استراتژیک افتاده است: از سویی برای تثبیت جایگاه خود نیاز به «پیروزی قاطع» در برابر ایران دارد، اما از سوی دیگر هرگونه تشدید جنگ، پایگاه رأی‌دهندگان خسته از جنگ را بیش از پیش از او دور می‌کند. او در باتلاقی گرفتار شده که نه می‌تواند از آن خارج شود و نه می‌تواند هزینه‌هایش را بپردازد.
نظرسنجی‌ها روایتی تلخ‌تر از سقوط ترامپ را نشان می‌دهند. محبوبیت او به ۳۳ درصد سقوط کرده است؛ پایین‌ترین رقم در کل دوران ریاست‌جمهوری دومش. اما آنچه زنگ خطر را برای جمهوری‌خواهان به صدا درآورده، کاهش ۲۰ درصدی محبوبیت ترامپ در میان مردان طبقه کارگر و آفریقایی‌آمریکایی‌ها است؛ همان گروه‌هایی که در سال ۲۰۲۴ او را به پیروزی رساندند
نکته هشداردهنده‌تر، افزایش ناگهانی میزان پشیمانی رأی‌دهندگان است. در ژوئیه ۲۰۲۵ تنها ۱ درصد از رأی‌دهندگان ترامپ از رأی خود پشیمان بودند، اما این رقم در آوریل ۲۰۲۶ به ۵ درصد رسیده است. همچنین تنها ۶۲ درصد از رأی‌دهندگان ترامپ در حال حاضر از رأی خود «بسیار مطمئن» هستند که ۱۲ درصد کاهش نسبت به سال قبل دارد. این اعداد در نگاه اول کوچک به نظر می‌رسند، اما در انتخابات میان‌دوره‌ای که معمولاً با اختلاف چند درصدی تعیین می‌شوند، یک زلزله سیاسی تمام‌عیار محسوب می‌شوند.
شاید دردناک‌ترین ضربه برای ترامپ نه از سوی دموکرات‌ها، بلکه از جایی وارد شد که کمترین انتظارش را داشت: از مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق جورجیا که روزگاری با کلاه «ترامپ همیشه حق با اوست» به نماد افراطی‌ترین جناح حامی رئیس‌جمهور تبدیل شده بود. گرین پس از تهدید ترامپ مبنی بر «نابودی یک تمدن کامل در هشت ساعت» در شبکه اجتماعی خود فریاد زد: « متمم ۲۵ قانون اساسی ایالات متحده آمریکا (The 25th Amendment)و خواستار برکناری او از قدرت شد.
او در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفت: «این دیوانگی مطلق است. چگونه یک فرد با ثبات روانی می‌تواند خواستار قتل یک تمدن کامل از مردم شود؟ این نشان می‌دهد که بی‌ثباتی جدی در افکار او وجود دارد.» اما تکان‌دهنده‌ترین بخش سخنان گرین، افشای تناقض آشکار ترامپ بود: «چیزی که ما بر سر آن مبارزه کردیم، پایان جنگ‌های خارجی بود. رئیس‌جمهور ترامپ گفت می‌خواهد رئیس‌جمهور صلح باشد. اما او از رئیس‌جمهور صلح به رئیس‌جمهور جنگ تبدیل شده است.»
گرین تنها نبود. ران جانسون، سناتور جمهوری‌خواه از ویسکانسین، ابراز امیدواری کرد که تهدیدهای ترامپ «لاف زدن» باشد و تأکید کرد: «ما با مردم ایران در جنگ نیستیم.» لیزا مورکوسکی نیز تهدیدهای ترامپ را غیرقابل توجیه خواند. این شکاف در صف‌های جمهوری‌خواه، چیزی است که در تاریخ معاصر آمریکا کم‌سابقه است؛ آن هم در میانه یک جنگ.
آمارهای انتخابات ویژه در ایالت‌های کلیدی، پیش‌بینی‌های فاجعه‌باری را تأیید می‌کنند. در جورجیا، در حوزه انتخابیه سابق مارجوری تیلور گرین (جایی که ترامپ در سال ۲۰۲۴ با اختلاف ۳۷ درصدی پیروز شده بود)، دموکرات‌ها ۲۵ درصد بهتر از عملکرد معمول خود ظاهر شدند. در ویسکانسین، دموکرات‌ها صندلی دیوان عالی ایالت را با اختلاف ۲۰ درصدی از آن خود کردند؛ در حالی که ترامپ در سال ۲۰۲۴ در آن ایالت پیروز شده بود.
جیمز کارویل، استراتژیست کهنه‌کار دموکرات که بیل کلینتون را به پیروزی رساند، با صراحت پیش‌بینی کرده که جمهوری‌خواهان در نوامبر «سلاخی» خواهند شد و دموکرات‌ها هر دو مجلس سنا و مجلس نمایندگان را «با سهولت» تصاحب خواهند کرد. او پیش‌بینی کرد که دموکرات‌ها ممکن است به ۵۵ کرسی در سنا دست یابند؛ رقمی که کنترلی فراتر از اکثریت ساده را برای دموکرات‌ها به ارمغان می‌آورد.
تلخ‌ترین طعنه سرنوشت برای ترامپ، تحقق پیش‌بینی خودش است. او در ژانویه به نمایندگان جمهوری‌خواه هشدار داده بود: «اگر انتخابات میان‌دوره‌ای را ببازیم، آن‌ها بهانه‌ای برای استیضاح من پیدا می‌کنند.» اکنون بیش از ۸۵ قانون‌گذار دموکرات خواستار فعال‌سازی متمم ۲۵ یا آغاز روند استیضاح شده‌اند. اما بر خلاف گذشته، این بار حتی متحدان سابق ترامپ نیز به صف مخالفان پیوسته‌اند.
مارک میدوز، رئیس سابق ستاد کاخ سفید در دوران ترامپ، در اظهارنظری صریح گفت: «اگر جمهوری‌خواهان مجلس را ببازند، استیضاح ۳.۰ در راه است.» سناتور اد مارکی نیز اعلام کرد: «برکناری اولویت اصلی است. دیگر هیچ جنایتکار جنگی در کاخ سفید.» این فضا به گونه‌ای است که حتی برخی از اعضای دولت ترامپ نیز در اتاق جنگ، او را از تصمیمات کلیدی کنار گذاشته‌اند. وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی فاش کرد که در اوج تنش‌ها، دستیاران ارشد برای جلوگیری از تصمیمات شتاب‌زده، رئیس‌جمهور را از جلسات حساس «اتاق جنگ» دور نگه داشتند و اطلاعات را به صورت گزینشی به او منتقل می‌کردند.
جنگ ایران، نقطه عطف افول ترامپ است، اما علت اصلی این افول، خود اوست. او که با وعده «صلح‌طلب‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ» پا به عرصه گذاشت، حالا با آتش جنگی دست و پنجه نرم می‌کند که خود شعله‌ور کرد. او که از «مستاجر کاخ سفید» و ترس از استیضاح می‌گفت، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که حتی نزدیک‌ترین یارانش او را «دیوانه و شریر» می‌خوانند.
آنچه در ماه‌های آینده رخ خواهد داد، صرفاً یک انتخابات میان‌دوره‌ای نیست؛ بلکه همه‌پرسی درباره مدل حکمرانی ترامپ است. آیا حزب جمهوری‌خواه حاضر است برای نجات خود، پیش از آنکه خیلی دیر شود، از ترامپ بریده و راه استیضاح را هموار کند؟ یا تا روز انتخابات صبر خواهد کرد و با فاجعه‌ای روبه‌رو خواهد شد که شاید هیچ‌گاه قابل جبران نباشد؟
یک توئیت از یک شهروند عادی آمریکایی شاید خلاصه‌ای از این تراژدی باشد: «یک محکوم قضایی که متجاوز جنسی نیز است، در آمریکا اجازه اینکه پیک موتوری شود را ندارد. با این حال چنین فردی اکنون رئیس‌جمهور آمریکا است.» این جمله ساده، یک جهان معنا در خود دارد: آمریکایی که سال‌ها مدعی الگو بودن برای جهان بود، اکنون در باتلاق جنگی غرق شده که عامل آن، رئیس‌جمهوری است که حتی متحدانش دیگر تحملش را ندارند. جنگ با ایران، شاید پایان ترامپ نباشد، اما بدون تردید نقطه شروع پایان اوست.