روابط ایران و عربستان؛ میان امید و تردید در آوردگاه جنگ
روابط میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی، یکی از پیچیدهترین و در عین حال سرنوشتسازترین روابط در سطح خاورمیانه به شمار میرود. این دو کشور، با وجود اشتراکات فراوان دینی و جغرافیایی، در طول دهههای گذشته، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کردهاند. از رقابتهای تاریخی گرفته تا تنشهای سیاسی و نظامی، ریاض و تهران همواره در تقابل و گاه در تعامل با یکدیگر بودهاند. اما آنچه در برهه کنونی اهمیت ویژهای یافته، موضع عربستان سعودی در قبال جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران است. این موضع، حاوی پیامهای متناقضی است که نیازمند تحلیلی دقیق و همهجانبه است.
در این نوشتار، تلاش میشود تا با بررسی مواضع عربستان در دو مرحله جنگ اخیر، زمینههای تاریخی و سیاسی این رفتار، و پیامدهای آن بر آینده روابط دو کشور و کل منطقه، تحلیلی جامع از این موضوع ارائه شود.
حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در بهار سال گذشته، واکنشهای متفاوتی از سوی کشورهای منطقه برانگیخت. در فاصله میان جنگ اول و جنگ دوم، روابط تهران با ریاض به دو فاز کاملاً متفاوت تقسیم شد: فاز نخست، همراهی و حمایت نسبی بود و فاز دوم، تنش و ابهام. این فراز و فرود شدید، افقی مبهم در آینده روابط ترسیم کرده است.
در اولین واکنشها به تجاوز نظامی رژیم اسرائیل و آمریکا به تمامیت ارضی ایران، عربستان سعودی در کنار کشورهایی چون قطر، عمان، مصر و پاکستان، این اقدام را محکوم کرد. ریاض به نیابت از همه کشورهای حاشیه خلیج فارس، در آن مقطع حساس، نه در قامت یک رقیب با روابط سرد و تنشآلود، بلکه به عنوان کشوری همسایه و مسلمان، تجاوز به ایران را محکوم نمود. این موضع، بسیاری از تحلیلگران را به بازبینی تفسیرهای خود از روابط دو کشور واداشت.
نشریه The Cradle در یادداشتی با اشاره به اینکه جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران نقطه عطفی در تفکر سعودی بود، نوشت: ریاض اکنون درک میکند که ایران قدرت نظامی بالغ و مصون از تهدید و اجبار است. فشارهای سنتی دیگر کارایی ندارند. امنیت سعودی اکنون وابسته به تعامل مستقیم با ایران است نه اسرائیل.
این تحلیل، حاکی از آن بود که دوگانه خلیج فارس در برابر ایران در حال رنگباختن است و جنگ اخیر روندی را که سالها در حال شکلگیری بوده، شتاب بخشیده است. فروپاشی نظم آمریکامحور و ظهور منطقهگرایی چندقطبی، دو روندی هستند که در پسزمینه این تحولات در حال وقوعاند. خلیج فارس اکنون در حال ترسیم مسیر جدیدی است، مسیری مستقل از دیکتههای آمریکا و اسرائیل.
از تیرماه سال گذشته تا اواخر دیماه، میان تهران و ریاض، آرامش و همراهی مشهودترین کنش و واکنش ممکن بود. تماسهای برقرار شده، سفرهای انجام شده و تبادلات سیاسی و اقتصادی میان دو کشور در عادیترین حالت خود و حتی نزدیکتر هم پیش میرفت.
در این فاصله، سیدعباسعراقچی وزیر امور خارجه و شهید علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، سفرهایی به ریاض داشتند و با محمد بن سلمان ولیعهد این کشور دیدار کردند. در این دیدارها، موضوع امنیت منطقه و تلاش برای درونیسازی آن از مهمترین محورهای گفتوگوها بود. علیرضا عنایتی سفیر جمهوری اسلامی ایران در عربستان سعودی، به حضور یک روزهعراقچی در جده اشاره کرد و نوشت که یک روز در جده و سه دیدار برای وزیر خارجه ایران با شاهزاده محمد بن سلمان ، شاهزاده خالد بن سلمان وزیر دفاع و شاهزاده فیصل بن فرحان وزیر امور خارجه انجام شده است.
سفیر ایران در ادامه، روابط دوجانبه و راههای تقویت آن، مسائل منطقهای و ضرورت حفظ امنیت و صلح را از مهمترین محورهای گفتوگوها و رایزنیهای وزیر امور خارجه با مقامات سعودی توصیف کرد.عراقچی هم در سفر خود و در دیدار با خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی تاکید کرد که کشورهای منطقه باید با در نظر داشتن تبعات بسیار خطرناک ناشی از توسعهطلبی و سیطرهجویی رژیم صهیونیستی، تلاش مضاعفی برای تقویت سازوکارهای امنیت درونزا در سطح منطقه به کار گیرند.
اما از اواخر دیماه سال گذشته و همزمان با اوجگیری اعتراضات شبه کودتای داخلی در ایران و لشکرکشی ترامپ به منطقه به بهانه این اعتراضات، وضعیت کاملاً تغییر کرد. در آن برهه زمانی، ایران بر فراگیر شدن جنگ احتمالی با آمریکا در کل منطقه تاکید و تصریح ویژه داشت و بنیان این تاکید هم حضور پایگاههای بیشمار آمریکا در خاک کشورهای همسایه ایران بود.
در آن مقطع، روزنامه والاستریتژورنال تصریح کرد که عربستان سعودی برای متقاعد کردن کاخ سفید در حمله نکردن به ایران تلاش میکند و قطر و عمان نیز در کنار ریاض موضعی مخالف هر گونه تنشآفرینی علیه ایران اتخاذ کردهاند. به نوشته این روزنامه آمریکایی، این کشورها که از متحدان نزدیک آمریکا در منطقه هستند، به تهران اطلاع دادند که هرگز به واشنگتن اجازه نخواهند داد از حریم هوایی کشورشان برای حمله به ایران استفاده کند.
با این همه، برخی گزارشها و خبرهای تایید نشده و غیررسمی، از موضعی متفاوت در ریاض حکایت داشتند؛ موضعی که در ظاهر مخالف درگیری نظامی ایران و آمریکاست اما در نهان از ترامپ میخواهد که به ایران حمله کند. گرچه در صحت این گزارشها تردیدهایی وجود داشت و برخی مقامات سعودی هم آن را تکذیب کردند، اما آنچه همزمان با آغاز حمله نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران عیان شد، این بود که ریاض نتوانست یا نخواست در برابر سوءاستفاده آمریکا از خاک خود ایستادگی کند و شواهد نشان داد که از پایگاههای آمریکا در عربستان سعودی و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، علیه ایران حملات بسیاری انجام شده است.
پیامدهای رفتار عربستان بر روابط دوجانبه
اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در تازهترین نشست خبری خود و در پاسخ به پرسشی درباره روابط ایران و عربستان به ویژه در سایه توافق امنیتی با میانجیگری چین گفت: روابط دیپلماتیک ما با عربستان برقرار بوده و سفیر ما آنجا فعال است و ارتباطات و تماسها ادامه دارد. نگرانیها و ملاحظات خود را نیز صریحا مطرح کردهایم. تعهد عربستان و سایر کشورهای منطقه کاملاً روشن است؛ بر اساس حقوق بینالملل و اصل حسن همجواری، کشورها مجاز نیستند به هیچ نحوی امکانات و قلمرو خود را در اختیار طرفهای متجاوز علیه کشور دیگری قرار دهند. چنین اقدامی، مسئولیت ایجاد میکند و کشور مورد حمله را برای انجام اقدامات دفاعی مجاز میسازد.
سخنگوی وزارت امور خارجه بار دیگر بر این موضع مهم تهران در قبال همسایگانش تاکید کرد و گفت: به هیچ عنوان مطلوب جمهوری اسلامی ایران نیست که مجبور شود عملیاتهای دفاعی خود را در خاک کشورهای منطقه انجام دهد. نیروهای مسلح ما شرافتمندانه و دوراندیشانه عمل میکنند و به هیچ وجه اقدامات دفاعی خود را متوجه همسایگان نمیسازند.
سال پیش روی شمسی، همان فرصتی است که عربستان سعودی میتواند در آن روابط خود با ایران را نه بر مبنای حسادتهای تاریخی و تاکتیکهای مقطعی، بلکه بر اساس منافع ملی خود و دیگر کشورهای منطقه و بر مبنای همراهی صادقانه قرار دهد. ایران این صداقت را حتی پس از پایان جنگ علیه خود تشخیص خواهد داد، همانگونه که خصومتهای پشت پرده را نیز به خوبی درک میکند.
برای همزیستی آتی در این جغرافیا، حسننیت در همسایگی و قرار گرفتن زیر چتری واقعی، درونزا و متکی بر توان جمعی کشورهای منطقه، بیش از هر موضوع دیگری اهمیت خواهد داشت. دو کشور بیشترین ظرفیت و توان در ایجاد و شکلدهی به توسعهای پایدار در منطقه را دارا هستند.
ریاض توسعه وعده داده شده از سوی ترامپ را در روزهای جنگ دید و به نظر میرسد شاید نه در ظاهر اما در نهان، برآب بودن این خانه را به وضوح درک کرده باشد. ایران نه به مفهوم یک نظام سیاسی، بلکه در مقام مفهومی تاریخی و تمدنی، امکان از بین رفتن ندارد. جغرافیای ایران فارغ از هر دولت و حکومتی، به عنوان واقعیتی غیرقابل انکار در شرق سرزمین حجاز از هزاران سال پیش بوده و هزاران سال بعد هم خواهد بود.


