راهبرد کلان نظامی و ژئوپلیتیک (جنگ سخت و نیمهسخت)
جنگی که تصور میشد در آسمان و با بمباران پایان یابد، اکنون به موجودی پیچیده و چندسر تبدیل شده که هر بار شکل تازهای به خود میگیرد. تحلیل آنچه بر ایران گذشت، نیازمند نگاهی فراتر از روزشمار حملات است. ما با یک فرآیند جنگی روبهرو هستیم که در آن هر مرحله، قواعد مرحله قبل را منسوخ کرده و صورت مسئله را برای طرفین تغییر داده است. این تحول را میتوان در چند گام مشخص دید؛ گامهایی که نه فقط بر جغرافیای نبرد، که بر منطق حاکم بر آن نیز اثر گذاشتهاند.
در گام نخست، نبرد عمدتاً در هوا جریان داشت. جنگ دوازده روزه، نمونه کلاسیک یک رویارویی هوایی-موشکی بود که در آن، برد و دقت سلاح تعیینکننده نهایی بود. اما دشمن خیلی زود دریافت که این سطح از درگیری نه تنها به نتیجه مطلوب نمیرسد، بلکه تابآوری ایران فراتر از محاسبات آنهاست. این ناکامی، زمینهساز گام دوم شد، ورود به عرصهای که تا پیش از آن تصور نمیشد. جنگ چهل روزه رمضان، معادله را بر هم زد. دیگر فقط هوا نبود؛ دریا به صحنه آمد. تنگه هرمز از یک نقطه جغرافیایی صرف، به کانون یک نبرد راهبردی بدل شد. این ورود، واجد پیامی روشن بود، دشمنی که اقتصاد جهانی را گروگان گرفته باشد، نه در آسمان که در امواج خروشان خلیج فارس تنبیه خواهد شد. اقتصاد، شریان حیات جنگ شد و هر کشتی تجاری به مهرهای روی صفحه شطرنج بدل گشت.
اما پویایی جنگ به همین جا ختم نشد. همزمان با گسترش صحنه نبرد، سرکوب شورشهای داخلی و پیرامونی نیز در دستور کار قرار گرفت. این وجه از جنگ، اتصال جبهه داخلی به تهدیدات خارجی را هدف گرفته بود. پیام واضح بود، هرگونه ناامنی داخلی که با آتش دشمن همنوا شود، پیش از آنکه به بحران تبدیل گردد، با قاطعیت تمام سرکوب خواهد شد. این همزمانی سرکوب داخلی و توسعه میدان جنگ خارجی، تصویری از یک استراتژی منسجم را به نمایش گذاشت که در آن، دفاع از حاکمیت یک مفهوم یکپارچه است، چه در کوچههای شهر و چه در آبهای بینالمللی. اکنون، مهمترین و هشداردهندهترین بخش تحلیل، نگاه به آینده است. تجربه دو جنگ گذشته نشان میدهد که هر نبرد تازه، یک لایه جدید به پیچیدگیهای قبلی خواهد افزود. اگر روند به همین منوال پیش رود، گام بعدی فراتر از همه تصورات خواهد بود. نشانهها حاکی از آن است که "زمین" نیز به عرصههای هوا و دریا اضافه خواهد شد. این بدان معناست که محور مقاومت از موضع پدافندی و آفند دوربرد، وارد فاز تصرف و تسلط فیزیکی بر مواضع دشمن خواهد شد. گروگان گرفتن تأسیسات و نیروها، ورق را به شکلی بنیادین برمیگرداند.
موازی با آن، جغرافیای نبرد دیگر در غرب آسیا محصور نخواهد ماند. ورود بازیگرانی از آفریقا، نظیر گروههای سومالی، زنگ خطری جدی برای غرب است. سومالی با خط ساحلی عظیم خود، درست در میانه یکی از حیاتیترین شاهراههای تجارت جهانی قرار دارد. وقتی یمن از یک سو و سومالی از سوی دیگر بابالمندب را در تنگنا قرار دهند، عملاً جریان انرژی و کالا از کانال سوئز فلج میشود. این یک تهدید صرفاً منطقهای نیست، یک زلزله جهانی است. اما شاید هولناکترین چشمانداز، عبور از نبرد دریایی به نبرد اقیانوسی باشد. دیگر صحبت از تنگهها نیست؛ بحث بر سر خطوط مواصلاتی در قلب اقیانوس هند است. پهپادهایی که بتوانند شناورها را در فواصل ۴۰۰۰ کیلومتری هدف قرار دهند، مفهوم "محاصره" را از حالت یک کنش موضعی به یک استراتژی جهانی ارتقا میدهند. در این سطح، دیگر هیچ نقطهای برای ناوگان دشمن امن نخواهد بود. این همان کابوسی است که استراتژیستهای غربی از آن وحشت دارند؛ جنگی که در آن، برتری تکنولوژیک سنتی در برابر تاکتیکهای نامتقارن و تسلیحات هوشمند و ارزانقیمت کماثر میشود.
سناریوی نهایی، کشیده شدن جنگ به سرزمین اصلی آمریکاست. این مرز، خط قرمز روانی و استراتژیک غرب محسوب میشود. حملات سایبری و خرابکاریهای خاموش، پیشدرآمد این فاز هستند. تبدیل این ضربات محدود به حملات نیمهرسمی و پرتعداد، میتواند استقرار امنیتی آمریکا را متزلزل کند. تصور کنید همزمان با بحران تنگهها در خاورمیانه، گروههای نیابتی یا همسو در آمریکای لاتین نیز فعال شوند و کانال پاناما را تهدید کنند. این یعنی ایجاد یک جهنم لجستیکی جهانی که در آن، دشمن مجبور است در چندین جبهه کاملاً مجزا و با ماهیتهای متفاوت بجنگد.
این سیر تحول، یک درس بزرگ دارد. طرفی که فکر میکند میتواند با یک جنگ برقآسا و کلاسیک معادلات را به نفع خود خاتمه دهد، سخت در اشتباه است. جنگی که علیه ایران آغاز شود، به دلیل عمق استراتژیک، توان موشکی، نفوذ منطقهای و مهمتر از همه، پیوند خوردنش با اقتصاد جهانی، لاجرم به یک باتلاق فرسایشی و چندلایه بدل خواهد شد. هر گام دشمن، نه یک پیروزی، که یک پله به سوی درگیریای گستردهتر، پیچیدهتر و غیرقابل کنترلتر است. این جوهره هندسه نوین نبرد است، جنگی که مرز ندارد، زمان نمیشناسد و در هر عرصهای که فکرش را بکنید، جریان دارد. از آسمان آغاز شد، دریا را در کام خود کشید، زمین را فتح خواهد کرد و در نهایت، اقیانوسها و حتی خیابانهای دوردست را به آتش خواهد کشید. فهم این واقعیت، شرط نخست زنده ماندن در هندسه نوین نبرد است.


