درس‌های سیره جوادالائمه علیه السلام برای عصر کنونی

شما اینجا هستید

درس‌های سیره جوادالائمه علیه السلام برای عصر کنونی
 
در میان اخبار داغ نظامی و سیاسی روز، شاید بازخوانی سیره امام نهم شیعیان، حضرت جوادالائمه علیه‌السلام، بیش از هر زمان دیگر معنادار به نظر برسد. امامی که در هفت یا هشت سالگی به مقام امامت رسید و در بیست و پنج سالگی به شهادت رسید، تمام دوران کوتاه زندگی‌اش را در معاصرت با دو خلیفه قدرتمند عباسی، مأمون و معتصم، گذراند. آنچه سیره این امام همام را به الگویی ماندگار برای عصر ما تبدیل می‌کند، نه صرفاً معجزات علمی و کلامی ایشان، بلکه روش مبارزاتی، نحوه مواجهه با قدرت تزویرآمیز حاکمان و استراتژی «افشای چهره واقعی دشمن» است.
ظهور امام جواد علیه‌السلام به عنوان رهبر شیعیان در سنین کودکی، یک چالش بی‌سابقه نه تنها برای جامعه شیعه، بلکه برای دستگاه خلافت عباسی بود. مأمون عباسی که خود را فقیه‌ترین و عالم‌ترین خلیفه عباسی می‌دانست، به خوبی دریافته بود که یک امام خردسال، اگر از جانب خداوند منصوب شده باشد، از هر عالمی داناتر است. به همین دلیل، استراتژی او از همان ابتدا، دوگانه بود، از یک سو، با طرح مباحث علمی و کلامی در محضر حضرت، در صدد اثبات ناتوانی ایشان برآمد و از سوی دیگر، با ازدواج اجباری دخترش با امام جواد، کوشید تا ایشان را در شبکه پیچیده امنیتی و اطلاعاتی خود محاصره کند.
اما هر دو تلاش مأمون با شکست مواجه شد. حضور حضرت در مجالس مناظره با سران علمی و فقهی بغداد، چنان شگفتی‌آفرین بود که به گفته راویان، یحیی بن اکثم، بزرگ‌ترین قاضی دربار عباسی، در برابر پاسخ‌های حضرت متحیر و سردرگم می‌ماند. این «شکست علمی» دستگاه خلافت، پیامی روشن داشت، علم و حکمت، به سن و سال بستگی ندارد و خداوند هر که را بخواهد، از کودکی به او حکمت می‌بخشد، چنان که درباره حضرت یحیی فرمود، «و آتیناه الحکم صبیا».
یکی از برجسته‌ترین درس‌های سیره امام جواد که رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر آن تأکید فرموده‌اند، روش مبارزه با «قدرت‌های منافق و ریاکار» است. شهید خامنه‌ای در بیانات خود درباره امام جواد تصریح می‌کنند که حضرت تمام دوران کوتاه زندگی‌شان را به مقابله با قدرت مأمون گذراندند و هرگز قدمی به عقب ننهادند. اما مهم‌تر از ایستادگی، روشن کردن چهره واقعی دشمن بود. مأمون خود را عالم‌دوست، علوی‌تبار و طرفدار اهل بیت جا زده بود، اما امام جواد با افشای ریاکاری‌های او، این ماسک تزویر را از چهره خلیفه کنار زد.
این درس برای عصر ما که با انبوهی از «جریان‌های نفاق» و «قدرت‌های ریاکار» مواجه‌ایم، بسیار حیاتی است. دشمن امروز هم مانند مأمون، همیشه با چهره‌ای مقدس‌نما و با ادعای طرفداری از حقوق بشر، دموکراسی و آزادی ظاهر می‌شود. رسالت روشنفکران دینی و پیروان مکتب اهل بیت، افشای همین چهره واقعی است؛ همان‌گونه که امام جواد این کار را کرد.
از شگفت‌انگیزترین روایات درباره امام جواد، برخورد ایشان با مأمون در کودکی است. روزی مأمون سوار بر اسب به شکار می‌رفت. در میان راه، به جمعی از کودکان رسید که همه به جز یک کودک، از ترس ابهت خلیفه فرار کردند. آن کودک، امام جواد بود که با نهایت وقار در جای خود ایستاد. مأمون پرسید، «ای کودک! چرا فرار نکردی؟» حضرت فرمودند، «ای خلیفه! راه بر تو تنگ نبود که آن را گشاده کنم و گناهی مرتکب نشده بودم که از تو بگریزم. و گمان ندارم تو کسی را بدون جرم مجازات کنی.» این پاسخ، نشان‌دهنده شجاعتی بود که ریشه در عصمت و علم الهی داشت.
این ماجرا به ما می‌آموزد که عزت و شجاعت، به کمیت یاران یا ابهت ظاهری دشمن وابسته نیست. یک انسان الهی، حتی در سنین کودکی، با تکیه بر حقانیت خود، می‌تواند در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های زمانه بایستد و آنها را به تحسین وامیدارد.
به تعبیر رهبر شهید انقلاب، «امام جواد مظهر مبارزه با باطل بود. او کوششگر برای حکومت الله بود. او از قدرت‌ها نمی‌ترسید.» امروز که ما در «پیچ جغرافیا» و «پیچ تاریخ» ایستاده‌ایم و با قدرت‌های زوری و ریاکار جهانی مواجهیم، سیره امام جواد بیش از هر زمان دیگر چراغ راه است. مکتبی که با شهادت این امام جوان مهر شد، به ما می‌آموزد که هوشیاری مردم را در برابر قدرت‌های منافق برانگیزیم، از ماسک تزویر بر چهره دشمنان بکشیم و با شجاعت و علم، در هر سن و موقعیتی که هستیم، در برابر باطل بایستیم. این همان راهی است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز تا پایان عمر بر آن استوار بود و امروز، شاگردان مکتب او، ادامه‌دهنده همان مسیرند.