خیالبافتههای کاخ سفید؛ از توهم ونزوئلا تا واقعیت وحدت ملی در ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در اظهاراتی که بیشتر شبیه به آرزوهای دستنیافتنی بود تا واقعیتهای میدانی، تلاش کرد تا چهرهای از پیروزی برای خود ترسیم کند. او در گفتوگویی با روزنامهی نیویورک تایمز، با اغراق دربارهی توان نظامی کشورش و مقایسهی وضعیت ایران با ونزوئلا، نشان داد که درک درستی از ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران ندارد. ترامپ با ادعای اینکه ارتش ایران باید سلاحهایش را به مردم تحویل دهد و مردم دولت را سرنگون خواهند کرد، در واقع تصویری از توهمات خود را به نمایش گذاشت که با واقعیتهای میدان در ایران فاصلهای عمیق دارد.
ترامپ با اشاره به تجربهی ونزوئلا و عملیات دستگیری رئیسجمهور این کشور، سناریویی را برای ایران ترسیم کرد که در آن تنها رهبر ارشد عوض میشود و بقیهی ساختار قدرت حفظ میشود. او این سناریو را «بینقص» نامید و گمان میکرد که میتواند همان مدل را در تهران پیاده کند. اما این تحلیل سادهلوحانه، تفاوتهای بنیادین میان ایران و کشورهای آمریکای لاتین را نادیده میگیرد. ایران کشوری است با تاریخی درخشان و هویتی کهن که در طول قرنها، همواره در برابر بیگانگان ایستاده است. ساختار انقلابی ایران بر پایهی باورهای مردمی و رهبری ولایت بنا شده و نمیتواند با یک کودتای نظامی یا فشار خارجی برهم زده شود.
اما آنچه در روزهای اخیر در ایران رخ داد، دقیقاً برعکس تصورات ترامپ و هوادارانش بود. تجاوز نظامی خارجی و به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب، به جای اینکه باعث تفرقه و سقوط نظام شود، به عاملی برای اتحاد و همبستگی ملی تبدیل شد. صحنههای عزاداری گسترده در خیابانهای ایران و حضور میلیونها نفر زیر پرچم کشور، پیامی روشن به جهان مخابره کرد: ملت ایران در برابر دشمن خارجی، تمام اختلافات را کنار گذاشته و پشت سر نیروهای مسلح و رهبری خود ایستادهاند. این پدیده که ریشه در فرهنگ عاشورایی و دفاع مقدس دارد، توهم براندازی نرم و سخت را برای دشمنان به باد داد.
باید به این نکته اشاره داشت که داغ شهادت رهبر انقلاب، هرگز ملت ایران را از پا نخواهد انداخت. با الهام از مکتب عاشورا و استقامت حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع)، ایرانیان نشان دادهاند که میتوانند بر مصائب غلبه کنند و آنها را به پلهای برای قدرت بیشتر تبدیل کنند. مقایسهی شهادت امام خامنهای با شهادت امیرالمؤمنین(ع) که در میدان نبرد و در حال رهبری امت به شهادت رسید، نماد شرافت و شجاعت این مقتدا بود که حتی دشمنانش را نیز تحقیر کرد. این روحیهی مقاومت، همان چیزی است که در جنگ تحمیلی و سایر بحرانها، نظام را استوارتر کرد.
از سوی دیگر، اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه «هیچ تعهدی برای محافظت از مردم ایران ندارد»، چهرهی واقعی آمریکا را برای افکار عمومی جهان آشکار کرد. آمریکا که خود را مدعی حقوق بشر میداند، صراحتاً اعلام میکند که امنیت مردم ایران برای او مهم نیست و تنها هدفش تغییر رژیم و منافع خود است. این موضعگیری، باعث میشود که حتی مخالفان داخلی نیز در برابر این تجاوز، به صف ملت بپیوندند و توطئههای دشمن را خنثی کنند.
باید گفت که محاسبات ترامپ و تیم امنیتیاش بر اساس اطلاعات غلط و سوءتفاهمهای عمیق دربارهی ایران بنا شدهاند. آنها تصور میکنندند میتوانند با فشار نظامی و ترور شخصیتها، ارادهی ملت ایران را بشکنند، اما تاریخ نشان داده است که هر فشاری بر این ملت، باعث استحکام بیشتر آن و مقاومت سرسختانهتر در برابر ظلم شده است. اکنون که جنگ آغاز شده، آمریکا باید منتظر هزینههایی سنگینتر از آنچه تصور میکرد باشد، هزینههایی که نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصهی سیاست و افکار عمومی جهان بر آن تحمیل خواهد شد.


