تنگه هرمز؛ از محاصره پرریسک تا نظم نوین دریایی

شما اینجا هستید

 تنگه هرمز؛ از محاصره پرریسک تا نظم نوین دریایی
در تاریخ مناسبات ایران و آمریکا، کمتر لحظه‌ای به اندازه بازگشایی و سپس مسدودسازی مجدد تنگه هرمز، قدرت اراده ملی و توان استراتژیک یک کشور را به نمایش گذاشته است. تصمیم ایران برای بازگذاشتن موقت تنگه، نه از روی ضعف، بلکه از موضع قدرت و با هدف آزمودن طرف مقابل اتخاذ شد. این اقدام در چارچوب توافق آتش‌بس صورت گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، ایران متعهد شد محدودیت‌های عبور و مرور از تنگه را به‌صورت محدود برطرف کند و در مقابل، آمریکا نیز پذیرفت که آتش‌بس در لبنان اجرایی شود. اما آنچه پس از این بازگشایی رخ داد، درسی بزرگ درباره ماهیت اعتماد به قدرتی بود که سابقه‌ای طولانی در نقض تعهدات بین‌المللی دارد.
داستان از این قرار بود: ایران با حسن‌نیت عمل کرد. بر اساس توافق، اجازه عبور تعداد محدودی از کشتی‌های نفتکش و تجاری صادر شد. اما ترامپ بلافاصله پس از این اقدام، در اظهاراتی مدعی شد که «تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد» و همزمان بر تداوم محاصره دریایی بنادر ایران تأکید کرد. این تناقض آشکار، نقض صریح روح توافق آتش‌بس بود. ایران از پیش هشدار داده بود که در صورت ادامه محاصره دریایی، محدودیت‌های عبور و مرور مجدداً اعمال خواهد شد. ترامپ یا این هشدار را نشنید، یا توانایی درک پیامدهای نقض آن را نداشت. در هر صورت، ایران نشان داد که حرف‌هایش را جدی می‌گیرد و ابزارهای عملی برای پیگیری تهدیداتش دارد.
ساعاتی پس از ادعاهای پرزرق‌وبرق ترامپ، جمهوری اسلامی ایران محدودیت‌های عبور و مرور از تنگه هرمز را مجدداً اعمال کرد. این اقدام نه یک واکنش احساسی، بلکه نتیجه منطقی نقض تعهد از سوی آمریکا بود. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) در این خصوص اعلام کرد که ایران با حسن‌نیت با عبور محدود کشتی‌ها موافقت کرده بود، اما آمریکایی‌ها با بدعهدی‌های مکرر، همچنان به «دزدی دریایی تحت عنوان محاصره» ادامه دادند. به همین دلیل، کنترل تنگه هرمز به حالت قبل بازگشت.
برای تأکید بر جدیت این تصمیم، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ساعاتی پس از اعلام محدودیت‌ها، دو کشتی متعلق به هند را که قصد عبور از تنگه را داشتند، هدف قرار داد و آنها را مجبور به ترک منطقه کرد. این اقدام بازدارنده، پیام روشنی به تمام کشورهایی ارسال کرد که ممکن است فکر کنند بازگشایی موقت تنگه به معنای پایان کنترل ایران بر این آبراه استراتژیک است. تنگه هرمز همچنان در دست ایران باقی می‌ماند و هرگونه تردد، منوط به اجازه نیروی دریایی سپاه خواهد بود.
یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که ترامپ در این جنگ به کار گرفت، ادعای اعمال محاصره دریایی بر تنگه هرمز بود. وزیر جنگ آمریکا در نشست خبری خود، تصاویری از نفتکش‌های متوقف‌شده در خط محاصره منتشر کرد و مدعی شد که اجازه عبور هیچ شناوری داده نخواهد شد. ترامپ نیز در توییتر نوشت که «محاصره شاید از بمباران هم قدرتمندتر باشد.» اما واقعیت چیز دیگری نشان می‌دهد.
رسانه‌های بین‌المللی که تخصص مستقیم در حوزه ردیابی کشتی‌ها دارند، ادعاهای آمریکا را رد کردند. بر اساس گزارش تانکرترکرز، از زمان اعلام محاصره دریایی، دست‌کم ۴۰ نفتکش موفق به عبور از تنگه هرمز شده‌اند. این رسانه همچنین اعلام کرد که ایران علی‌رغم محاصره ادعایی، موفق به صادرات ۹ میلیون بشکه نفت شده است و تنها در ۴ روز اخیر، حدود ۲ میلیون بشکه نفت صادر کرده است. تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده توسط این رسانه نشان می‌دهد که نفتکش‌های تحت تحریم آمریکا، از خط محاصره میان دماغه شرقی عمان و مرز ایران و پاکستان به‌راحتی عبور کرده و وارد آب‌های آزاد شده‌اند.
حتی واشنگتن‌پست، یکی از معتبرترین روزنامه‌های آمریکا، گزارش داد که نفتکش‌ها همچنان وارد بنادر ایران می‌شوند و بارگیری نفت ادامه دارد. مجله نیشن در تحلیلی نوشت که طرح محاصره تنگه هرمز «ساده‌لوحانه» بوده است. دیلی بیست نیز اعلام کرد که بی‌توجهی کشتی‌ها به محاصره آمریکا، ترامپ را «تحقیر» کرده است. این‌همه در حالی است که خود ترامپ ادعا می‌کرد این محاصره از بمباران هم مؤثرتر است.
فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از بحبوحه جنگ و آتش‌بس، «نظم جدید» را برای تردد در تنگه هرمز اعلام کرد. بر اساس این بیانیه راهبردی، شناورهای غیرنظامی صرفاً از مسیر تعیین‌شده توسط ایران تردد خواهند کرد، تردد شناورهای نظامی همچنان ممنوع است، و تمامی ترددها تنها با اجازه نیروی دریایی سپاه صورت می‌گیرد. این نظم در چارچوب «توافق دوره سکوت صحنه نبرد» و پس از آتش‌بس لبنان اجرا می‌شود.
این بیانیه را نمی‌توان صرفاً یک اطلاعیه دریانوردی ساده تلقی کرد. این سندی راهبردی است که ابعاد حقوقی، نظامی و دیپلماتیک عمیقی دارد. تثبیت این نظم به این معناست که تنگه هرمز از این پس به‌عنوان آبراهی تحت کنترل و مدیریت جمهوری اسلامی ایران شناخته خواهد شد. کشورهایی که پیش‌تر بدون توجه به حقوق ایران از این تنگه عبور می‌کردند، اکنون باید با این واقعیت جدید کنار بیایند.
نکته قابل توجه اینجاست که این نظم‌دهی، نه صرفاً نتیجه جنگ، بلکه استفاده از حق قانونی ایران بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی است. بر اساس مواد ۱۴ تا ۲۳ کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو و مواد ۱۷ تا ۳۷ کنوانسیون ۱۹۸۲ جامائیکا، کشورهای ساحلی می‌توانند بر عبور و مرور شناورها در تنگه‌های تحت حاکمیت خود نظارت داشته باشند و از عبور کشتی‌هایی که با منافع ملی آنها در تعارض است، جلوگیری کنند. ایران پیش از جنگ هرگز از این حق قانونی خود استفاده نکرده بود و حالا، با بهره‌گیری از موقعیت پیش‌آمده، این حق را عملیاتی کرده است.
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه‌ای رسمی، مواضع جمهوری اسلامی را به‌وضوح اعلام کرد. بر اساس این بیانیه، مذاکرات در پاکستان بدون نتیجه مشخص پایان یافت و ادامه مذاکرات به زمانی موکول شد که دشمن از زیاده‌خواهی دست بردارد. هیئت ایرانی تأکید کرد که هیچ‌گونه سازش و عقب‌نشینی‌ای را نخواهد پذیرفت و ایران مصمم به اعمال نظارت و کنترل بر تردد در تنگه هرمز است.
این بیانیه همچنین بر ضرورت حضور مردم رشید ایران در میادین و خیابان‌ها تأکید کرد. این پیام، نه صرفاً یک فراخوان سیاسی، بلکه نوعی قدرت‌نمایی مدنی است. ایران در طول جنگ نشان داد که پشتوانه مردمی، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی است. حضور میلیونی مردم در صحنه، پیامی بود که دشمن نتوانست آن را نادیده بگیرد و همین موضوع، یکی از عوامل مهم در شکست سیاست‌های آمریکا بوده است.
تحولات مرتبط با تنگه هرمز، نه‌تنها ایران و آمریکا، بلکه کشورهای دیگر جهان را نیز نگران کرده است. فایننشال تایمز گزارش داد که رقابت شدید برای نفت، پالایشگاه‌های اروپا و آمریکا را تحت فشار قرار داده است. هیل نوشت که طرح محاصره ایران «قماری دو لبه» است و می‌تواند کل تنگه هرمز را ناامن کند. صندوق بین‌المللی پول هشدار داد که در صورت تداوم جنگ، قیمت نفت و گاز ممکن است تا ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یابد.
حتی نشریات داخلی آمریکا نیز نسبت به پیامدهای ادامه این وضعیت هشدار داده‌اند. امریکن کانزرواتیو نوشت که دریافت عوارض از سوی ایران، اگرچه از دید آمریکا نامطلوب است، اما از گزینه‌های دیگر مانند ادامه جنگ و محاصره بی‌نتیجه، بهتر است. این اعتراف تلویحی، نشان‌دهنده آن است که حتی در خود آمریکا، بخش‌هایی وجود دارند که واقعیت‌های جدید منطقه‌ای را پذیرفته‌اند.
یکی از مهم‌ترین نکاتی که در تحلیل محاصره دریایی باید به آن توجه کرد، اثرات معکوس این اقدام بر خود آمریکاست. ترامپ مدعی بود که محاصره، ایران را مجبور به تسلیم خواهد کرد. اما در عمل، این محاصره نه‌تنها ایران را فلج نکرد، بلکه هزینه‌های سنگینی را بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه آمریکا تحمیل کرد. سی‌ان‌ان گزارش داد که افزایش بیش از ۵۰ درصدی قیمت کود، ۷۰ درصد کشاورزان آمریکایی را ناتوان کرده است. فارن پالیسی نوشت که جنگ ایران، زنجیره تأمین جهانی گوگرد را مختل کرده است. پولیتیکو نیز اعلام کرد که تنها ۱۵ درصد آمریکایی‌ها معتقدند ترامپ به اهداف جنگ با ایران رسیده است.
این آمارها نشان می‌دهد که جنگ با ایران، برای آمریکا هزینه‌هایی بسیار فراتر از آنچه تصور می‌شد به همراه داشته است. محاصره دریایی که قرار بود ابزار فشار بر ایران باشد، به ابزار فشار بر کل جهان و به‌ویژه خود آمریکا تبدیل شد.
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ایران در این ماجرا، انتقال بار مسئولیت به طرف مقابل بود. ترامپ تلاش می‌کرد ایران را به‌عنوان مشکل و مانع بازگشایی تنگه هرمز معرفی کند. اما ایران با بازگشایی محدود تنگه و سپس بستن مجدد آن در پاسخ به بدعهدی آمریکا، به دنیا نشان داد که مشکل کجاست. ایران مشکلی با باز شدن تنگه هرمز ندارد. اگر رژیم صهیونیستی حملات خود به لبنان را متوقف کند و آمریکا در محاصره ایران تجدیدنظر کند، تنگه هرمز باز خواهد شد.
اکنون فشارهای بین‌المللی برای بازگشایی تنگه، متوجه ترامپ و نتانیاهو شده است. این تغییر در بار مسئولیت، یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های دیپلماتیک ایران در این بحران بوده است. دیگر این ایران نیست که باید پاسخگوی بحران انرژی جهانی باشد، بلکه این آمریکاست که باید توضیح دهد چرا با وجود اعلام آتش‌بس، همچنان بر محاصره ایران اصرار دارد.
آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، تثبیت نظم جدیدی در تنگه هرمز است؛ نظمی که در آن، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان قدرت بلامنازع شناخته می‌شود. باز و بسته شدن مکرر تنگه در این دوره، نه‌تنها نشانه ضعف، بلکه نشانه قدرت ایران بوده است. ایران نشان داد که می‌تواند این تنگه را ببندد و باز کند و این تصمیم، کاملاً در دست کشور است.
آینده تنگه هرمز، یک مسئله کاملاً ایرانی است و نباید آن را با مذاکرات و جنگ امروز گره زد. جنگ، نقطه عزیمت بود، اما آنچه باید برای آینده تنگه هرمز تدبیر شود، فارغ از اینکه مذاکرات به کجا ختم شود، باید مبتنی بر منافع ملی ایران باشد. این واقعیت که ایران اکنون کنترل عملی تنگه را در دست دارد، به‌خودی‌خود یک دستاورد استراتژیک است که نباید در هیچ توافقی قربانی شود. همان‌طور که حسین شریعتمداری در تحلیل خود نوشت، تنگه هرمز هدیه خدای مهربان به ملت ایران است و رها کردن بی‌استفاده از آن، کفران نعمت است.