ترامپ در آینه جنگ؛ از ادعای پیروزی تا اعتراف به شکست
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در طول عمر سیاسی خود همواره به عنوان فردی شناخته شده که ادعاهای بزرگ را بدون پشتوانه واقعبینانه مطرح میکند. اما آنچه در جریان جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران رخ داد، فراتر از الگوهای رفتاری قبلی او بود. ترامپ که با وعده پایان دادن به جنگهای بیپایان و کاهش هزینهها از روز اول به میدان آمده بود، خود آغازگر جنگی شد که اکنون نه تنها قادر به کنترل آن نیست، بلکه در هر سخنرانی و موضعگیری، عمق فرو رفتن خود در این باتلاق را آشکارتر میسازد.
این نوشتار، تحلیلی است از رفتارها، ادعاهای ترامپ در جریان جنگ با ایران؛ از ادعاهای دروغین مذاکره گرفته تا سخنرانیهای پر از تناقض و در نهایت، اعتراف به اشتباه محاسباتی فجیع. همچنین به واکنشهای داخلی در آمریکا و تبعات جهانی این رفتار پرداخته خواهد شد.
ترامپ و متحدان سیاسیاش مدعی این هستند که با ایران مذاکره میکنند و عجیب اینکه ادعا میکنند که اصول مطلوب خود را به کشورمان تحمیل میکنند. این ادعایی بود که خیلی زود از سوی ایران رد شد و مقامهای ارشد ایرانی تاکید کردند که هیچ مذاکرهای با دشمن متجاوز ندارند.
اما چرا ترامپ دست به چنین ادعایی زد؟ پاسخ در دو نکته کلیدی نهفته است:
نخست اینکه ترامپ با طرح دروغهای از این نوع سعی دارد اینطور وانمود کند که نبض جنگ را در اختیار دارد و همه چیز تحت کنترل اوست. در هفتههای اخیر بسیاری از تحلیلگران و رسانههای غربی اقرار کردهاند ترامپ که انتظار واکنش بزرگ و گسترده ایران را نداشت، شوکه شده و جنگ به معنای واقعی کلمه از دست وی خارج شده است. حال ترامپ با دروغگوییهای تازه خود مبنی بر مذاکره با ایران سعی دارد نشان دهد که فضا را کنترل میکند. در واقع ترامپ از این رهگذر سعی دارد فضای سیاسی و روانی مرتبط با جنگافروزی علیه ایران را کنترل کند. موضوعی که البته هرچه به پیش میرویم خلاف آن ثابت میشود و سطح فشارها علیه رییسجمهور آمریکا را افزایش میدهد.
دوم اینکه بازارهای جهانی و به طور خاص بازار انرژی در دنیا هم به شدت تحت تاثیر جنگ با ایران است و ترامپ و متحدانش متحمل خسارات گستردهای شدهاند. حال آنها برای اینکه تا حدی بازارها را کنترل کنند و مانع از انفجار قیمتها در این حوزه شوند، دست به طرح مواضع دروغین میزنند تا شاید از این رهگذر مانع از شکلگیری سناریوهای کابوسوار اقتصادی علیه خود شوند. اکنون جهانیان در حال سرزنش کردن آمریکا و اسراییل به دلیل جنگافروزی علیه ایران هستند. واضح است که ترامپ و متحدانش نمیتوانند به این روند ادامه دهند.
سخنرانی بامدادسیزدهم فروردین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا درباره جنگ ایران، بهسرعت به یکی از جنجالیترین رویدادهای سیاسی و رسانهای تبدیل شد و موجی از واکنشهای گسترده، متنوع و در بسیاری موارد انتقادی را در سطوح داخلی آمریکا، عرصه بینالمللی، محافل رسانهای و حتی بازارهای اقتصادی به دنبال داشت.
بر اساس گزارش شبکه آمریکایی سیانان به نقل از مقامات کاخ سفید، این سخنرانی با هدف ارائه توجیهاتی برای ادامه جنگ علیه ایران و همچنین القای این پیام به افکار عمومی آمریکا انجام شد که این درگیری به مراحل پایانی خود نزدیک شده است. این شبکه همچنین تاکید کرد که سخنان ترامپ در راستای تبلیغ دستاوردهای جنگ طراحی شده است.
در عین حال، همین رسانه در تحلیل دیگری تصریح کرد که ترامپ در این سخنرانی عملاً به تکرار مواضع و ادعاهای پیشین خود پرداخته و نکته تازهای ارائه نکرده است. سیانان نوشت: ترامپ با تکرار ادعاهای همیشگی: جنگ ایران «در آستانه پایان» است. این ارزیابی با اظهارات مجری شبکه سیبیاس نیز همراستا بود که پس از پایان سخنرانی ترامپ اعلام کرد: این صحبتها تنها برای کسانی تازگی داشت که پیشتر اظهارات ترامپ را دنبال نکرده بودند و در غیر این صورت، هیچ محتوای جدیدی در آن وجود نداشت.
شاید مهمترین و در عین حال خندهدارترین بخش سخنان ترامپ، اعتراف او به اشتباه محاسباتی بود. رئیسجمهور آمریکا با بیان اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران تقریبا به پایان نزدیک شده، به اشتباه محاسباتی خود اعتراف کرد و گفت: پیشبینی من این بود که جنگ ۳ روزه تمام میشود! فقط باید چند ضربه دیگر را تحمیل کنیم.
این اعتراف، در واقع، تسلیمی تلویحی از سوی کسی است که ادعای پیروزی داشت. ترامپ که گمان میکرد با چند حمله نظامی میتواند ایران را به زانو درآورد، اکنون در موضعی قرار گرفته که حتی نمیداند این جنگ کجا تمام میشود.
ترامپ در ادامه تلاش کرد تقصیرها را گردن جیمز دیویدونس معاون خود بیاندازد و گفت: توافق بزرگ با ایران چطور پیش میرود؟ اگر توافق نشود، ونس را سرزنش میکنم. اگر توافق بشود، اعتبار آن برای من است! این اظهارات، نشاندهنده عمق بحران در تصمیمگیریهای کاخ سفید است؛ جایی که رئیسجمهور، مسئولیت شکستها را به زیردستان واگذار میکند و پیروزیها را به خود اختصاص میدهد.
در داخل آمریکا، موج انتقادات بهویژه از سوی دموکراتها شدت گرفت. چاک شومر، سناتور نیویورک و رهبر دموکرات سنا، در شبکه اجتماعی ایکس با انتقاد از عملکرد ترامپ اعلام کرد که وی در تعیین اهداف ناتوان بوده، متحدان را از خود دور کرده و مشکلات معیشتی مردم آمریکا را نادیده گرفته است. او پیشتر نیز این اقدامات را از بزرگترین خطاهای راهبردی تاریخ آمریکا توصیف کرده بود.
شومر در توئیت دیگری نوشت: یک لحظه ترامپ «رئیسجمهور صلح» است، لحظه بعد ما را به جنگ کشانده. و سخنرانی امشب او؟ مهم نیست. کلماتش بیمعنی است — او هر چه به نفعش باشد میگوید و بعد خلافش عمل میکند. این همان راهی است که اعتماد را میسوزانید، جانها را به خطر میاندازید و کشور را به سمت آشوب هدایت میکنید.
الیزابت وارن، سناتور ماساچوست، نیز با انتقاد از ترامپ گفت: پیام من برای مردم آمریکا پیش از سخنرانی ترامپ درباره ایران این است: ترامپ برای ریاستجمهوری کمپین کرد که از جنگهای خارجی اجتناب کند و هزینهها را «از روز اول» پایین بیاورد. حالا وعدههایش تکهپاره شده. هزینه انسانی این جنگ غیرقابل تصور است. هزینه اقتصادی آن خطرناک و در حال افزایش است. رئیسجمهور باید همین امروز این جنگ را پایان دهد.
برنی سناتور ورمونت نیز با تاکید بر ضرورت پایان دادن به این جنگ غیرقانونی، گفت: کنگره باید اقدام کند: جنگ غیرقانونی با ایران باید پایان یابد. آمریکاییها — دموکرات، جمهوریخواه، مستقل — از جنگهای بیپایان خسته و بیمار شدهاند. ما باید اینجا در داخل سرمایهگذاری کنیم.
سناتور کریس مورفی نیز این سخنرانی را نشانه فاصله شدید ترامپ از واقعیت دانست و آن را نگرانکننده توصیف کرد. او در توئیت دیگری تاکید کرد: بیکفایتی جنگ ترامپ با ایران واقعا نفسگیر است. اقتصاد جهانی در حال ذوب شدن است چون ایران تنگه هرمز را بسته... چه فاجعهای. ایران در پایان این جنگ نامنسجم قدرتمندتر از آغاز آن خواهد بود.


