تحلیل راهبردی عمیق: از «میدان جنگ» تا «میدان حضور»؛ چرا خیابان خط مقدم نبرد نهایی با استکبار است؟

شما اینجا هستید

تحلیل راهبردی عمیق: از «میدان جنگ» تا «میدان حضور»؛ چرا خیابان خط مقدم نبرد نهایی با استکبار است؟
 
در بزنگاهی تاریخی و حساس از حیات ملت ایران، تقاطع خطرناکی از رویدادها در حال شکل‌گیری است که دقت در ابعاد آن، نقشه راه دقیقی را برای عبور از این گردنه سخت به ما نشان می‌دهد. شهادت غریبانه و بزرگ سید و آقای ایران، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در کنار آغاز جنگ تمام‌عیار و نامشروع ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی علیه سرزمین ما، شرایطی را پدید آورده که در آن، مرزهای جنگ سنتی و جنگ ترکیبی به هم ریخته است. تحلیلگران و نخبگان دلسوز در این مقطع، با یک صدا و بر پایه مستندات میدانی، بر این باورند که «حضور در میدان» تنها راه نجات، تنها ضامن بقای تمامیت ارضی و تنها پاسخ کوبنده به توطئه‌های شوم دشمن است. این حضور، یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی برای ملت ایران است.
دشمن که با محاسبات غلط و غرور ناشی از برتری تکنولوژیک، جنگ را آغاز کرد، تصور می‌کرد با حذف نماد وحدت و فرماندهی کل قوا، یعنی حضرت امام خامنه‌ای (ره)، و بمباران‌های سنگین، ساختار حاکمیتی ایران در کمتر از ۷۲ ساعت فروپاشیده و ملت تسلیم خواهد شد. اما واقعیت میدان، تصویری کاملاً متفاوت را به جهان نمایش داده است. ارتش ایالات متحده و رژیم اشغالگر قدس با وجود استفاده از تمام ظرفیت‌های متعارف خود و هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز نظامی، نتوانسته‌اند اراده‌ای فولادی را در هم بشکنند. ایرانیان نشان داده‌اند که در جنگی که دشمن آن را جنگ «تکنولوژی» می‌پندارد، ملت ایران آن را جنگ «اراده» و «ایمان» می‌داند. این مقاومت مقتدرانه که تمام منافع استکبار در غرب آسیا را تهدید می‌کند، دشمن را به سمت سناریوی خطرناک بعدی سوق داده است: سناریوی آشوب داخلی و تصرف خیابان.
با طولانی شدن روند تهاجم و ناکامی در شکستن اراده نظام و ملت، تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد که دشمن در حال تغییر تاکتیک است. حملات اخیر به پاسگاه‌های مرزی در مناطق غرب کشور که در معرض نفوذ گروه‌های تجزیه‌طلب هستند، و همزمان ضربات وارد شده به کلانتری‌ها و مراکز انتظامی در شهرهای بزرگ، تصویری از یک نقشه شوم را ترسیم می‌کند. هدف دشمن از این اقدامات، بی‌اعتبار کردن امنیت داخلی و فراهم کردن مقدمات لازم برای خروج عناصر تروریستی و معاند از سایه به روی صحنه است.
دشمن می‌خواهد با ایجاد جنگ داخلی و درگیری‌های قومی و مذهبی، تمرکز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را از مرزها به داخل شهرها معطوف کند. اگر خیابان‌ها خالی بمانند و نیروهای حافظ امنیت تنها بمانند، دشمن می‌تواند با استفاده از پیاده‌نظامی که سال‌ها برای این روز آموزش داده، صحنه را به نفع خود تغییر دهد. دونالد ترامپ و حامیانش، با مشاهده وحدت مثال‌زدنی ایرانیان حول پرچم کشور، اکنون تلاش می‌کنند با پروپاگاندا و جنگ روانی، شکافی خیالی میان نخبگان و مردم ایجاد کنند تا بتوانند طرح کودتا و فروپاشی را که دو ماه پیش نیز ناکام ماند، دوباره احیا کنند. بنابراین، خالی ماندن خیابان به معنای واگذاری آسان‌ترین راه پیروزی به دشمن است.
 
چرا باید در میدان باشیم؟ تبیین شش ضرورت حیاتی
 

  1. بازتولید سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام:

انقلاب اسلامی ریشه در آرای مردم دارد. در لحظاتی که دشمن تلاش دارد با ترور رهبر و فشار نظامی، مشروعیت نظام را زیر سوال ببرد، حضور میلیونی مردم پاسخ کوبنده‌ای به این ادعاست. مردم با حضور خود در میدان و حفظ وحدت، به دشمن ثابت می‌کنند که این نظام یک حکومت مردمی است و پشتوانه آن، توده‌های میلیونی هستند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز از آن جدا نخواهند شد. این حضور، خطای محاسباتی دشمن را که گمان می‌کرد مردم از نظام جدا می‌شوند، برملا می‌کند.
 

  1. درهم‌شکننده سناریوی تجزیه و جنگ داخلی:

فعال‌سازی عناصر تجزیه‌طلب و تلاش برای به راه انداختن جنگ در خیابان‌ها، بخشی از پازل دشمن است. اگر مردم در خیابان حضور نداشته باشند، دشمن فضای خالی را پر خواهد کرد. اما حضور گسترده، آگاهانه و مسلحانه مردم، دیواری محکم در برابر تیم‌های تروریستی خواهد بود. تاریخ نشان داده که در هر بزنگاهی، از ۲۲ بهمن ۵۷ تا ۲۲ دی ۱۴۰۴، حضور مردم خطر را از سر کشور رفع کرده است.
 

  1. مقابله با جنگ روانی و فروپاشی شناختی:

جنگ امروز تنها با موشک و پهپاد انجام نمی‌شود؛ دشمن از «اتاق‌های جنگ اینترنشنال»، ربات‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای فروپاشی ذهنی جامعه استفاده می‌کند. هشتگ‌هایی مانند «ترامپ» و سیگنال‌دهی برای همراهی با دشمن خارجی، بخشی از این جنگ روانی است. وظیفه ما در این شرایط، ایجاد موجی مردمی در فضای حقیقی و مجازی است که سیگنال اتحاد ملی و مقاومت را به جهان مخابره کند. کمپین‌های ملی با دست‌نوشته‌های مردمی در مغازه‌ها، تاکسی‌ها و اماکن عمومی، باید شکل گیرد تا فروپاشی ذهنی که دشمن به دنبال آن است، به هم‌بستگی ملی تبدیل شود.
 

  1. خودآگاهی تاریخی و نفی استعمار:

ملت ایران فراموشکار نیست. این ملت جنایات استکبار را از اشغال استان‌های شمال و شرق ۱۵۰ سال پیش، کودتای ۲۸ مرداد، جنگ تحمیلی ۸ ساله و فتنه‌های مختلف به یاد دارد. حضور در خیابان پیامی روشن دارد: ایرانیان تاریخ استعمار و امپریالیسم را فراموش نکرده‌اند و همچنان بر ارزش‌های والایی چون استقلال، نفی صهیونیسم و احترام به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها پافشاری می‌کنند. این حضور، تداوم مبارزه‌ای است که به وسعت تاریخ و نسل‌هاست.
 

  1. حفظ شجره طیبه انقلاب:

بقا و حیات انقلاب اسلامی به حضور مردم گره خورده است. برگزاری رفراندوم، انتخابات‌های متعدد و راهپیمایی‌های عظیم، همگی نشان‌دهنده حساب ویژه انقلاب بر مردم است. در شرایطی که دشمن تلاش دارد شجره انقلاب را قطع کند، حضور مردم آب حیاتی است که این درخت تنومند را زنده نگه می‌دارد. این حضور، مشروعیت نظام را در اذهان جهانیان تثبیت می‌کند.
 

  1. ادامه راه رهبر شهید و پرچم‌داری مقاومت:

شهادت رهبر معظم انقلاب که رهبر مقاومت در جهان بود، پایان راه نیست، بلکه آغاز فصلی جدید از مبارزه است. مردم با حضور در میدان اعلام می‌کنند که پرچم ایشان بر زمین نخواهد افتاد. مقاومت پایان‌ناپذیر است و این اراده مردمی است که آن را تضمین می‌کند.
 
مساجد؛ سنگرهای مقاومت و مدیریت بحران
در این نبرد ترکیبی، مساجد نقشی محوری دارند. مساجد نباید تنها مکان عبادت باشند، بلکه باید به ستادهای پشتیبانی، سازماندهی و مدیریت بحران تبدیل شوند. باز بودن ۲۴ ساعته مساجد و برپایی مراسم عزاداری با شور و حال حماسی، می‌تواند روحیه مقاومت را در جامعه تزریق کرده و نقطه اتکای نیروهای مردمی باشد. صدای تکبیر و حماسه از مساجد باید طنین‌انداز شود تا دشمن بداند که این ملت هرگز تنها نخواهد ماند.
اکنون زمان آزمون بلوغ سیاسی و ملی تمام فرزندان ایران است. ما باید به خیابان بیاییم، نه به عنوان هواداران یک حزب یا گروه خاص، بلکه به عنوان حافظان ایران و پاسداران خون شهیدان. باید با رویی گشاده و قلبی آکنده از امید، در کنار هم قرار بگیریم. پرچم ایران باید سایبان همه ما باشد. این حضور، قدرت موشکی و پدافندی ما را چندین برابر می‌کند. دشمن باید ببیند که تصرف خیابان‌های ایران، رویایی محال است. ما امروز فرصتی تاریخی داریم تا به جهان نشان دهیم که ایرانیان در برابر زیاده‌خواهی‌ها، یکپارچه، مقاوم و شکست‌ناپذیرند. بیایید با حضور در میدان، ضربه نهایی را به توهم‌پردازی استکبار بزنیم و دوباره مثل همیشه، پیروزی را از آنِ خود کنیم.