تحلیل دخالت‌های آمریکا در ونزوئلا؛ از مداخله به بهانه‌های اخلاقی تا منافع نفتی

شما اینجا هستید

تحلیل دخالت‌های آمریکا در ونزوئلا؛ از مداخله به بهانه‌های اخلاقی تا منافع نفتی

خلاصه خبری:
اقدام ایالات متحده علیه نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا، به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر، نشان‌دهنده تکرار تاریخی مداخله‌های این کشور در سیاست‌های کشورهای دیگر است. مادورو پس از درگذشت هوگو چاوز به قدرت رسید و تلاش‌هایش برای ملی‌سازی منابع نفتی باعث تلاقی منافع او با آمریکا شد. کالبدشکافی این مداخله‌ها از نمونه‌های تاریخی خود، نظیر کودتای ۲۸ مرداد در ایران و عملیات‌های نظامی در پاناما، نمایانگر اولویت منافع اقتصادی بر اصول
 
مقدمه: داستان یک ربایش و یک ادعا
برای تحلیل رفتار آمریکا باید ابتدا نظام لیبرال دموکراسی را فهم کرد. در لیبرال دموکراسی رفتار بر اساس هزینه و فایده تعریف می‌شود. مثلاً در جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین، هنگامی که چین با مولفه‌های قدرتمند اقتصادی‌اش با آمریکا مقابله کرد، آمریکا ناچار از کوتاه آمدن شد و این مطلب یک عبرت برای همه کشورهاست.
داستان نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و پرونده‌ای که دولت ایالات متحده علیه او باز کرده، داستانی است که ریشه‌های عمیقی در تاریخ دخالت‌های خارجی دارد. زمانی که دولت آمریکا رسماً نیکلاس مادورو را به اتهام «قاچاق مواد مخدر» تحت پیگرد قرار داد و برای سر او جایزه تعیین کرد، جهان بار دیگر شاهد تکرار یک سناریوی قدیمی بود: استفاده از اتهامات اخلاقی برای توجیه مداخله سیاسی و اقتصادی در یک کشور مستقل.
اما آیا این اتهامات صرفاً برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر است، یا هدف اصلی، سرنگونی حکومتی است که منافع غرب را در کنترل بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان به چالش کشیده است؟ برای درک بهتر این ماجرا، باید نگاهی به ادعاهای قانونی سازمان ملل و اهداف پنهان پشت این اقدام بیندازیم.
قانونی بودن مادورو: تأیید بین‌المللی
اولین نکته‌ای که باید روشن شود، وضعیت قانونی نیکلاس مادورو است. پس از درگذشت هوگو چاوز، مادورو طبق قانون اساسی ونزوئلا و با رأی مردم به ریاست جمهوری رسید. در حالی که برخی کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، نتایج انتخابات بعدی او را زیر سؤال بردند، نهادهای بین‌المللی مهمی قانونی بودن او را تأیید کردند.
سازمان ملل متحد و بسیاری از کشورهای جهان همچنان مادورو را به عنوان رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا به رسمیت می‌شناسند. این تأیید بر اساس چارچوب‌های حقوقی و دموکراتیک داخلی ونزوئلا صورت گرفته است. وقتی دولتی رسمی رئیس‌جمهور یک کشور را به عنوان «مجرم» هدف قرار می‌دهد، در واقع در حال زیر پا گذاشتن اصول اساسی بین‌المللی است که بر اساس آن، دولت‌ها باید به حاکمیت ملی یکدیگر احترام بگذارند.
اقدام آمریکا برای تعیین جایزه و تلاش برای «ربایش» مادورو، نقض آشکار این اصل است. این عمل نشان می‌دهد که وقتی منافع یک ابرقدرت به خطر می‌افتد، قوانین بین‌المللی و رویه‌های دیپلماتیک کنار گذاشته می‌شوند و زور جایگزین مذاکره می‌شود.
نفت ونزوئلا: قلب تپنده ماجرا
ونزوئلا دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت در جهان است؛ رقمی که حتی عربستان سعودی و آمریکا را نیز پشت سر می‌گذارد. در دهه‌های اخیر، دولت‌های ونزوئلا، به‌ویژه تحت رهبری چاوز و مادورو، تلاش کرده‌اند تا کنترل این منابع حیاتی را از دست شرکت‌های بزرگ نفتی خارجی، که بسیاری از آن‌ها آمریکایی هستند، خارج کرده و آن را به نفع مردم کشور خود استفاده کنند.
این رویکرد ملی‌گرایانه در حوزه انرژی، مستقیماً با منافع اقتصادی و استراتژیک ایالات متحده تلاقی پیدا کرد. کنترل بر انرژی جهانی، یکی از ستون‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا در طول قرن بیستم و بیست و یکم بوده است. زمانی که دولتی در آمریکای لاتین تصمیم می‌گیرد نفت خود را به قیمت‌های منصفانه به فروش برساند و از درآمدهای آن برای برنامه‌های اجتماعی استفاده کند، این دولت به سرعت به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود.
ادعای مبارزه با مواد مخدر، در این سناریو، تنها یک پوشش زیبا برای عملیاتی است که هدف اصلی آن، تغییر سیستم سیاسی در کاراکاس برای تضمین دسترسی آسان و ارزان‌تر به این طلای سیاه است. این یک بازی اقتصادی بزرگ است که پشت پرده اتهامات اخلاقی پنهان شده است.
تکرار تاریخ: سناریوی دخالت آمریکا
اقدام علیه مادورو یک اتفاق جدید در سیاست خارجی آمریکا نیست. تاریخ مملو از مواردی است که واشنگتن با استفاده از بهانه‌های مختلف (کمونیسم، دموکراسی، مبارزه با تروریسم، یا مبارزه با مواد مخدر) در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت کرده تا مهره‌های دلخواه خود را بر سر کار بیاورد یا دولت‌های مخالف را سرنگون کند.
این دخالت‌ها معمولاً با یک الگوی مشخص همراه است: بی‌ثبات‌سازی سیاسی، تبلیغات شدید رسانه‌ای علیه رهبر، و در نهایت، اقدام مستقیم نظامی یا حمایت از گروه‌های مخالف برای کودتا یا ربایش
1. دخالت در پاناما: قضیه نوریه‌گا (۱۹۸۹)
یکی از واضح‌ترین نمونه‌ها، عملیات «منصفانه عمل کردن» در پاناما در سال ۱۹۸۹ بود. مانوئل نوریه‌گا، که زمانی متحد آمریکا در مبارزه با قاچاق مواد مخدر بود، به سرعت تبدیل به دشمن شد. آمریکا او را به اتهام پولشویی و قاچاق مواد مخدر تحت پیگرد قرار داد و برای دستگیری‌اش نیرو به پاناما فرستاد.
هدف ظاهری، دستگیری یک مجرم بود، اما هدف واقعی، حذف رهبری بود که دیگر از دستورات واشنگتن پیروی نمی‌کرد و منافع آمریکا در کانال پاناما را تهدید می‌کرد. نوریه‌گا در نهایت دستگیر و به آمریکا برده شد. این اقدام یک مداخله نظامی آشکار در حاکمیت یک کشور مستقل تلقی شد.
2. بحران هائیتی: خروج اجباری آریستید (‌۲۰۰۴)
ژان برتراند آریستید، رئیس‌جمهور منتخب هائیتی، که سیاست‌هایی مردمی و ضد سرمایه‌داری داشت، در سال ۲۰۰۴ با فشار شدید داخلی و خارجی مواجه شد. اگرچه آمریکا مستقیماً او را ربود، اما فشارهای سیاسی و امنیتی که از سوی آمریکا و متحدانش وارد شد، در نهایت به خروج اجباری آریستید از کشور منجر گردید.
آمریکا، با توجیه برقراری ثبات، دولتی را جایگزین کرد که رویکردی بسیار بازتر نسبت به منافع تجاری غرب داشت. این اقدام، یک نمونه کلاسیک از بیرون راندن یک رهبر منتخب مردمی بود که تمایلی به همسویی با واشنگتن نداشت.
3. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران
شاید مهم‌ترین و تأثیرگذارترین سابقه تاریخی دخالت آمریکا، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دکتر مصدق در ایران باشد. مصدق، نخست‌وزیر ایران، ملی شدن صنعت نفت ایران را اعلام کرد و این تصمیم مستقیماً منافع عظیم شرکت نفت انگلیس و به تبع آن، آمریکا را به خطر انداخت.
آمریکا و بریتانیا با همکاری یکدیگر، با استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی (سیا و ام‌آی۶) و با حمایت مالی و برنامه‌ریزی کودتا، مصدق را سرنگون کرده و شاه را به قدرت بازگرداندند. هدف، بازگرداندن کنترل منابع نفتی به شرکت‌های غربی بود. پرونده مادورو و ونزوئلا، از نظر ماهیت اقتصادی و سرنگونی یک دولت منتخب به دلیل کنترل بر منابع طبیعی، شباهت عجیبی به کودتای ۲۸ مرداد دارد.
4. کودتای ناموفق علیه هوگو چاوز (۲۰۰۲)
در مورد ونزوئلا، دخالت‌ها قدیمی‌تر از مادورو است. در سال ۲۰۰۲، هوگو چاوز، رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا، تنها برای ۴۸ ساعت از قدرت برکنار شد. این کودتا که توسط بخش‌هایی از ارتش و رهبران تجاری ونزوئلا با حمایت آشکار و پنهان ایالات متحده سازماندهی شده بود، پس از اعتراضات گسترده مردمی و وفاداری ارتش به چاوز، شکست خورد.
هدف آن کودتا نیز، دقیقاً مانند امروز، حذف یک رهبر بود که از استقلال اقتصادی ونزوئلا دفاع می‌کرد و با نفوذ آمریکا در منطقه مخالفت می‌ورزید. ربایش احتمالی مادورو صرفاً تلاشی برای تکمیل مأموریتی است که در سال ۲۰۰۲ ناتمام ماند.
نتیجه‌گیری: حاکمیت در معرض خطر
اقدام دولت آمریکا علیه نیکلاس مادورو، تحت پوشش مبارزه با مواد مخدر، یک پرونده جدید نیست؛ بلکه فصلی جدید از یک کتاب قطور در مورد سیاست خارجی مداخله‌جویانه است.
زمانی که اتهامات حقوقی بین‌المللی توسط یک ابرقدرت به ابزاری برای حذف رهبران غیرهمسو تبدیل می‌شود، حاکمیت ملی تمام کشورها، به‌ویژه کشورهای کوچک‌تر، در معرض خطر قرار می‌گیرد. مادورو، چه مورد قبول باشد و چه نباشد، رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا بود. تلاش برای ربودن او یا مجبور کردنش به کناره‌گیری، نه تنها نقض آشکار قوانین بین‌المللی، بلکه نشانه‌ای واضح از این است که در نگاه برخی قدرت‌ها، منافع اقتصادی (نفت) بر اصول دموکراسی و حاکمیت ملی اولویت دارد.
تاریخ به ما نشان داده است که این نوع دخالت‌ها معمولاً نه به دموکراسی منجر می‌شوند و نه به ثبات، بلکه صرفاً منافع قدرت مسلط را تأمین کرده و باعث تداوم رنج مردم در آن کشور می‌شوند، در حالی که پرونده واقعی تسلط بر منابع به نتیجه می‌رسد. داستان مادورو، داستان نفت ونزوئلا و تکرار تراژیک دخالت‌های گذشته است.
 
مومنی ۱۴/۱۰/۱۴۰۴