تأییدطلبی استراتژیک و ضرورت عبور از هنجارهای تحمیلی در روابط بینالملل
تأییدطلبی به عنوان الگویی بیمارگونه، زمانی بروز میکند که فرد یا دولت، هویت و ارزشمندی خود را در آینه نگاه دیگران جستجو کند. این عارضه روانی در ساحت روابط بینالملل نیز قابل ردیابی است؛ جایی که برخی دولتها با احساس حقارت استراتژیک، چارچوبهای تحمیلی قدرتهای بزرگ را به عنوان هنجارهای جهانی میپذیرند و هرگونه رفتار مغایر را خطا میشمارند. امام خمینی (ره) هشدار داده بودند: «ما از شرّ تربیتیافتگان غرب و شرق به این زودیها نجات نخواهیم یافت؛ آنان برپادارندگان سلطه ابرقدرتها هستند.»
مصداق بارز این تأییدطلبی راهبردی، رفتار منفعلانه ایران در قبال تنگه هرمز است. برای دههها، ایران با وجود تسلط بر این شاهرگ حیاتی انرژی، از اعمال حاکمیت اقتصادی بر آن خودداری میکرد. این کمرویی ریشه در واهمه از نقض هنجارهای تحمیلی کنوانسیون حقوق دریاها و ترس از برخورد نظامی قدرتهای بزرگ داشت. اما تحولات اخیر و تغییر موازنه قدرت، ایران را به عبور از این پارادایم سوق داد.
امروز، جهانی که نظم آن عادلانه نیست، الزام به تبعیت از لوازم این نظم را بیمعنا ساخته است. ایالات متحده خود موازینی را که روزگاری از آن حمایت میکرد، کنار میگذارد و یکجانبه عمل میکند. بنابراین، موسم گذار از تأییدطلبی فرا رسیده است. اصل باید بر تحقق منافع ملی قرار گیرد و روابط خارجی بر اساس پیمانهای ضد هژمون و دوجانبه پیش رود، نه الحاق به کنوانسیونهای تأمینکننده منافع قدرتها.


