بحران هژمونی دلار؛ چگونه جنگ با ایران تاریخ اقتصاد جهانی را بازنویسی کرد؟
هفتهای که گذشت، دو رویداد مهم در نظام مالی جهان رقم خورد که هر یک به تنهایی میتوانست زنگ خطری برای اقتصاد آمریکا باشد، اما وقوع همزمان آنها، نگرانیها از آینده دلار را به اوج رسانده است. از یک سو، حجم پول در گردش آمریکا (شاخص M2) در فوریه ۲۰۲۶ به رکورد تاریخی ۲۲.۶۷ تریلیون دلار رسید و از سوی دیگر، جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، روند کاهش سلطه دلار را به طور چشمگیری شتاب بخشیده است. این تحولات، آغاز فصل جدیدی در اقتصاد جهانی را نوید میدهند؛ فصلی که در آن دلار آمریکا دیگر تنها بازیگر میدان نخواهد بود.
شاخص M2 که شامل پول نقد، سپردههای کوتاهمدت و صندوقهای بازار پول میشود، در فوریه ۲۰۲۶ به ۲۲.۶۷ تریلیون دلار رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴.۸ درصد افزایش داشته است. این رقم در مارس ۲۰۲۲ یعنی پیش از شروع جنگ اوکراین حدود ۲۱.۷ تریلیون دلار بود و اکنون بیش از یک تریلیون دلار افزایش یافته است. از زمان همهگیری کرونا تاکنون، M2 آمریکا مجموعاً ۷.۱ تریلیون دلار رشد کرده است. تحلیلگران هشدار میدهند این حجم عظیم نقدینگی، ارزش دلار را با چالش جدی مواجه کرده و قدرت خرید آن با سرعتی «تاریخی» در حال کاهش است.
تورم مارس، اولین گزارش پس از شروع جنگ ایران در ۲۸ فوریه، والاستریت را شوکه کرد. شاخص قیمت مصرفکننده در مارس نسبت به ماه قبل ۰.۹ درصد جهش کرد که بالاترین رقم از مه ۲۰۲۴ است. نرخ تورم سالانه به ۳.۳ درصد رسید که بالاترین سطح در دو سال اخیر محسوب میشود. قیمت بنزین ۲۱.۲ درصد در یک ماه افزایش یافت و سوخت و نفت گرمایشی با رشد ۱۰.۹ درصدی مواجه شد. میانگین قیمت بنزین در سراسر کشور به ۴.۱۵ دلار در هر گالن رسید که برای اولین بار از سال ۲۰۲۲ است. تحلیلگران این افزایش را «مالیات جنگی» نامیدهاند که مستقیماً به جیب مصرفکنندگان آمریکایی فشار آورده است.
شاید مهمترین هشدار درباره آینده دلار، گزارشی بود که روز ۹ آوریل توسط بلومبرگ منتشر شد: برای اولین بار از دهه ۱۹۹۰، ارزش طلای ذخیره شده در بانکهای مرکزی جهان از اوراق خزانهداری آمریکا پیشی گرفته است. ذخایر طلای بانکهای مرکزی نزدیک به ۴ تریلیون دلار است، در حالی که اوراق خزانهداری آمریکا در اختیار بانکهای مرکزی حدود ۳.۹ تریلیون دلار میباشد. سهم اوراق خزانه از کل ذخایر جهانی از حدود ۳۳ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۲۱ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در مقابل، سهم طلا از ۵ درصد به حدود ۲۴ درصد رسیده است.
تحلیلگران سه عامل اصلی برای این تغییر تاریخی ذکر کردهاند: نخست، افزایش بیاعتمادی به دلار پس از جنگ ایران؛ سایمون وایت، استراتژیست بلومبرگ، مینویسد: «پس از اقدامات یکجانبه آمریکا در جنگ ایران، همه میدانند که قوانین بازی تغییر کرده است. داشتن داراییهای دلاری کمتر، به طور فزایندهای منطقی میشود». دوم، نگرانی از بدهی ۳۸ تریلیون دلاری آمریکا که ترس از کاهش ارزش بلندمدت دلار را تشدید کرده است. سوم، خرید بیسابقه طلا توسط بانکهای مرکزی در بازارهای نوظهور که بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ سالانه بیش از ۱۰۰۰ تن طلا خریداری کردهاند؛ رقمی که بیسابقه است.
تحلیلگران بانک ژاپنی نومورا در گزارشی اعلام کردند: «دلارزدایی جهانی همچنان یک ریسک جدی است که جنگ ایران فقط به طور موقت آن را متوقف کرده است». به اعتقاد این تحلیلگران، با پایان درگیری، روند دلارزدایی با قدرت بیشتری بازخواهد گشت. آنها پیشبینی کردهاند شاخص دلار (DXY) تا پایان سال ۲۰۲۶ حدود ۴ درصد دیگر کاهش یابد.
تحلیل بلومبرگ به یک تغییر ساختاری عمیقتر اشاره میکند: «معامله نانوشتهای که ستون فقرات نظام پولی جهانی را تشکیل میدهد – اینکه عواید تجارت به داراییهای دلاری بازگردانده میشود – دیگر نمیتواند بدیهی فرض شود». به عبارت دیگر، اگر آمریکا دیگر به عنوان ضامن قابل اعتماد ثبات و امنیت جهانی دیده نشود، انگیزه برای تجارت به دلار و بازگرداندن آن به آمریکا کاهش مییابد. این همان «چرخ و فلک دلار» است که در حال توقف است.
تحلیل شبکه دولتی چین (CGTN) به یکی از مهمترین پیامدهای ساختاری جنگ ایران اشاره میکند: اقدام ایران در دریافت عوارض کشتیها به ارزهای غیردلاری از جمله یوان چین، یک چالش عملی برای نظام مالی مبتنی بر دلار ایجاد کرده است. این گزارش میافزاید: «بحران دریایی در تنگه هرمز نشان داد که میتوان بدون دلار معامله کرد. این یک تغییر الگو از مرحله نظری به مرحله اجرایی است».
در همین حال، سیستمهای مالی جایگزین سوئیفت (از جمله CIPS چین و SPFS روسیه) در حال گسترش هستند. حجم روزانه تراکنشهای یوان در شبکه CIPS بین ۶۰۰ تا ۷۵۰ میلیارد یوان بود، اما در اواسط تا اواخر مارس ناگهان به حدود ۹۴۰ میلیارد یوان رسید. تحلیلگران معتقدند توسعه گروه «بریکس پلاس» و پیوستن کشورهای عمده تولیدکننده انرژی به آن، میتواند به تضعیف سیستم «پترودلار» منجر شود، به ویژه اگر معاملات نفت و گاز به ارزهای غیردلاری انجام گیرد.
مجموعه گزارشهای منتشر شده در هفته اخیر حاکی از آن است که نظام مالی جهانی وارد مرحله جدیدی شده است. جنگ ایران مانند یک «آزمایش استرس بزرگ» برای سیستم دلار عمل کرد و نقاط ضعف ساختاری آن را آشکار ساخت. سه تحول کلیدی این هفته از این قرار بود: تاریخی شدن عبور طلا از اوراق خزانه به عنوان سیگنالی از کاهش اعتماد به داراییهای دلاری؛ تورم ۲۱ درصدی بنزین در یک ماه به عنوان نشانه هزینههای واقعی جنگ برای اقتصاد آمریکا؛ و پیشبینی نومورا از سقوط ۴ درصدی دلار که اعتراف والاستریت به پایان دوره قوت دلار محسوب میشود.
با این حال، همانطور که تحلیلگران تأکید میکنند، «دلار از بین نمیرود، اما دیگر تنها بازیگر میدان نیست». جهان در حال حرکت به سمت یک نظام مالی چندقطبی است که در آن طلا، یوان و سایر ارزهای ملی سهم بیشتری خواهند داشت. این تحولات نشان میدهد که جنگ با ایران، نه تنها به اهداف از پیش تعیین شده آمریکا نرسیده، بلکه شتابدهندهای برای فروپاشی تدریجی هژمونی دلار بوده است؛ روندی که دههها طول کشیده و اکنون با سرعت بیسابقهای در حال وقوع است.


