انسجام ملی؛ خط مقدم نبرد پس از آتشبس
پایان رسمی درگیریهای نظامی در جبهههای مختلف و اعلام تفاهم پایان جنگ میان ایران و آمریکا، هرچند نفسهای تازهای را در فضای سیاسی و امنیتی منطقه دمید، اما به معنای پایان یافتن تمام صحنههای نبرد نبود. تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که دشمنان این سرزمین، هرگاه در میدان رزم و رویارویی مستقیم نظامی شکست خوردهاند، میدان نبرد را به سمت جنگهای شناختی، رسانهای و روانی تغییر جهت دادهاند. امروز نیز پس از آنکه ائتلاف نظامی دشمن با تمام توان و تجهیزات پیشرفته خود نتوانست اراده آهنین ملت ایران را در هم بشکند، فصل تازهای از تقابل گشوده شده است؛ فصلی که در آن هدف اصلی، نشانه رفتن تار و پود انسجام اجتماعی و ایجاد شکاف میان مردم و نظام است.
در چنین شرایطی، هر سخن، رفتار و حتی سکوتی میتواند به منزله اقدامی در جبهه خودی یا کمکی به جبهه دشمن تلقی شود. بیانیهها و پیامهای صادر شده از سوی نهادهای مختلف و شخصیتهای مؤثر در روزهای اخیر، همگی بر یک اصل واحد تأکید دارند: حفظ وحدت و پرهیز از هرگونه اختلافافکنی، امروز نه یک توصیه اخلاقی یا سیاسی ساده، بلکه یک ضرورت راهبردی و خط قرمز امنیت ملی است. نادیده گرفتن این اصل، دقیقاً همان هدفی را محقق میکند که دشمن با تمام توان در پی دستیابی به آن بود و در میدان نبرد نظامی از رسیدن به آن ناکام ماند.
یکی از برجستهترین مؤلفههایی که قدرت ملی ایران را در برابر هجمه بیسابقه چندین ماهه مصون نگه داشت، اعتماد عمیق و دوسویه میان مردم و حاکمیت بود. این اعتماد، ریشه در باورهای دینی، هویت تاریخی و تجربه زیسته مشترکی دارد که در طول سالیان انقلاب شکل گرفته و تثبیت شده است. مردم ایران در سختترین لحظات، از جمله در شبهای بمباران و حملات تروریستی، حضور خود را در صحنه حفظ کردند و نشان دادند که پایبندی به آرمانهای انقلاب و دفاع از تمامیت ارضی، دلبستگی جناحی و گروهی نیست که با تغییر شرایط تغییر کند. این حضور گسترده و پیوسته که شبانه در خیابانهای شهرها جاری بود، پیام روشنی برای دشمن داشت: ملت ایران از نظام خود دفاع خواهد کرد، حتی اگر هزینه آن سنگین باشد.
اما این سرمایه عظیم اجتماعی که در کوره بوته آزمایش جنگ، سخت و مستحکم شده، همچون هر سرمایه ارزشمند دیگری، آسیبپذیر نیز هست. تجربه تلخ سال ۱۳۸۸ گواهی تاریخی بر این مدعاست. در آن سال، آنچه آغازگر یک بحران عمیق و پرهزینه شد، یک اختلاف نظر ساده سیاسی نبود، بلکه تبدیل شدن یک نقد به تقابل و یک تقابل به شکاف در انسجام ملی بود. دشمنان خارجی که همواره در کمین فرصت بودند، این فضا را نشانه ضعف و شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی تعبیر کردند و بر اساس همین برداشت بود که راهبرد فشار حداکثری و تحریمهای فلجکننده را طراحی و اجرا کردند. هزینه این اشتباه راهبردی داخلی، سالها بر اقتصاد و معیشت مردم تحمیل شد. تکرار چنین تجربهای در شرایط کنونی، که کشور تازه از یک جنگ تمامعیار نفسکشیده و دشمن در انتظار کوچکترین خطاست، میتواند فاجعهبار باشد. بنابراین، هشدارهایی که این روزها از سوی مقامات ارشد نظام و لشکر، از فرماندهان میدان نبرد گرفته تا اعضای مجلس خبرگان رهبری، مطرح میشود، صرفاً یک هشدار سیاسی عادی نیست. هنگامی که فرمانده نیروی هوافضای سپاه که در خط مقدم دفاع موشکی و هوایی کشور قرار دارد، از ملت میخواهد که نه یک گام جلوتر و نه یک گام عقبتر از رهبری حرکت کنند، این سخن را باید پیام مستقیم میدان نبرد به صحنه سیاست دانست. او که تازه از نبردی تمامعیار با پیشرفتهترین تجهیزات نظامی جهان بیرون آمده، به خوبی میداند که هرگونه هرج و مرج و اختلاف در جبهه داخلی، ضربهای کاریتر و کشندهتر از هر بمب و موشکی به پیکره امنیت ملی وارد میکند. او این را از نزدیک لمس کرده است که دشمن برای نفوذ و ایجاد آشوب شهری، چه نقشههای دقیقی طراحی کرده و چطور حضور مردم در خیابانها، آن نقشه را نقش بر آب کرد. حالا اگر همان خیابان تبدیل به صحنه اختلاف و نزاع میان خودیها شود، یعنی کلید پیروزی رایگان در اختیار دشمن قرار گرفته است.
نکته ظریف دیگری که در این میان باید به آن توجه کرد، تفکیک میان نقد منصفانه و اختلافافکنی است. هیچ عقل سلیمی طرفدار تبدیل مسئولان به فرشتگان خطاناپذیر نیست. نقد خیرخواهانه و دلسوزانه، در چارچوب اصول و آداب، نه فقط ممنوع نیست که یکی از حقوق مسلم شهروندی و موتور محرکه پویایی نظام است. اما مرز باریکی میان این نقد سازنده و آنچه که دشمن از آن به عنوان ابزار استفاده میکند، وجود دارد. آن مرز، اهانت، برچسبزنی، اتهامزنی بدون سند، بزرگنمایی نقاط ضعف در مقابل نادیده گرفتن نقاط قوت، و مهمتر از همه، باز کردن جبهه داخلی در برابر دوربین دشمنان خارجی است. کسی که به نام نقد، آبروی یک مسئول نظام را در فضای مجازی میبرد یا تردید را نسبت به عملکرد یک نهاد حاکمیتی در اذهان عمومی القا میکند، باید بداند که دارد به دشمن خدمت میکند، هرچند نیت او خیر باشد.
رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر این نکته تأکید داشتند که هیجانات زودگذر و احساسی، کاری از پیش نمیبرد و گاهی از مسیر به ظاهر دفاع از ارزشها، ضربههای جبرانناپذیری به بدنه نظام وارد میشود. ایشان هشدار میدادند که هرگونه اهانت به رؤسای قوا و مسئولان ارشد، در شرایط حساس داخلی و بینالمللی، کاری نابخشودنی و به شدت مضر به منافع ملی است. امروز نیز این سخن همچنان راهگشا و هشداردهنده است. دشمنان در کمین نشستهاند تا از هر گونه واگرایی و دودستگی، برای پیشبرد اهداف شوم خود استفاده کنند. آنها از هر شعار تند و هر تجمع خشمآلود، تصویری از بحران و هرج و مرج میسازند و آن را به سراسر جهان مخابره میکنند. در مقابل، هر نشانه از وحدت، انضباط و انسجام، مأیوسشان میکند و آنها را در محاسباتشان دچار اشتباه میسازد.
پس وظیفه امروز همگان، از تریبونداران و سخنرانان گرفته تا فعالان فضای مجازی و شهروندان عادی، دو چیز است: اول، پاسداشت فضای اعتماد و همراهی که در سایه خون شهدا و حضور مردم به دست آمده است. دوم، طرد قاطع هر کلام و رفتاری که بوی تفرقه، دوقطبیسازی یا بدبینی به نهادهای نظامی و سیاسی کشور بدهد. خیابان که دیروز سنگر دفاع از میهن در برابر موشکهای دشمن بود، امروز نباید به محل تاخت و تاز شبههافکنان و اختلافافکنان تبدیل شود. انسجام ملی این روزها نه یک شعار، که تنها سپری است که میتواند ملت ایران را از گزند توطئههای نرم و شناختی دشمن مصون نگه دارد. همه باید به این باور برسیم که قلههای پیش رو بدون یکپارچگی و همدلی، فتحشدنی نیستند و رمز عبور از پیچ تاریخی کنونی، چیزی جز ایستادن کنار هم و پشت سر رهبری نیست.


