اندیشههای مقابل مقاومت در منطقه
مقاومت در برابر آمریکا نیاز مهر، حجت و محاسبات دینی است
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره)، با اشاره به دو نگاه موجود در کشور درباره نحوه مواجهه با آمریکا، گفت: پذیرش برتری نظامی، اقتصادی و رسانهای آمریکا به معنای تسلیم شدن در برابر این کشور نیست و جمهوری اسلامی باید ضمن تقویت توانمندیهای خود در عرصههای مختلف، با تکیه بر آموزههای قرآن، نصرت الهی و مقاومت، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا ایستادگی کند؛ چراکه بسیاری از تحلیلهای تسلیمطلبانه ناشی از پیشفرضهای القایی و الگوهای غربی در نظام علمی و آموزشی است.
به گزارش خبرگزاری ....، حجتالاسلام مهدی ابوطالبی در قرارگاه مصباح الهدی با اشاره به فضای سیاسی کشور و دیدگاههای موجود درباره نحوه مواجهه با آمریکا اظهار کرد: امروز در کشور با دو نگاه مواجه هستیم؛ یک نگاه بر مذاکره، تفاهم، صلح، گفتوگو و نزدیک شدن به آمریکاییها تأکید دارد و نگاه دیگر معتقد است باید در مقابل آمریکا مقاومت کرد و محکم ایستاد.
وی افزود: رهبر شهید نیز در بیانات خود به وجود این دو نگاه اشاره کردهاند. بر اساس نگاه نخست، چون آمریکا از قدرت رسانهای، اقتصادی، نظامی و بینالمللی بالایی برخوردار است و توانمندی ایران در برخی عرصهها مانند اقتصاد، رسانه و روابط بینالملل با آمریکا قابل مقایسه نیست، بنابراین چارهای جز کوتاه آمدن و پذیرفتن خواستههای قدرت برتر وجود ندارد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: در مقابل، نگاه دوم ضمن اینکه قدرت نظامی، اقتصادی، رسانهای و بینالمللی آمریکا را انکار نمیکند، معتقد است برتری دشمن در برخی عرصهها به معنای ضرورت تسلیم شدن جمهوری اسلامی نیست. ممکن است تواناییهای ما در بعضی زمینهها از آمریکا کمتر باشد، اما این موضوع به معنای پذیرش سخن آمریکاییها و کنار گذاشتن اصول و منافع ملی نیست.
وی تصریح کرد: باید در عرصههای نظامی، اقتصادی، بینالمللی و رسانهای تلاش کنیم قدرت خود را افزایش دهیم، اما اگر در مقطعی با آمریکا درگیر شدیم، نباید صرفاً به دلیل کمتر بودن تواناییهای مادی خود تسلیم شویم؛ زیرا محاسبات ما تنها محاسبات مادی نیست و در کنار سنجش امکانات و توانمندیهای ظاهری، باید محاسبات دینی و معنوی را نیز مورد توجه قرار دهیم.
ابوطالبی با استناد به آموزههای قرآن کریم گفت: خداوند در قرآن میفرماید چه بسیار گروههای اندکی که به اذن الهی بر گروههای بزرگ غلبه کردهاند. همچنین در آیهای دیگر آمده است که اگر ۲۰ مؤمن صابر در برابر دشمن قرار گیرند، میتوانند بر ۲۰۰ نفر غلبه کنند. این آیات نشان میدهد که پیروزی همیشه تابع تعداد، تجهیزات و امکانات مادی نیست.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی صدر اسلام خاطرنشان کرد: در جنگ بدر، شمار مسلمانان حدود ۳۰۰ نفر و تعداد مشرکان حدود ۹۰۰ نفر بود؛ یعنی تعداد دشمن سه برابر مسلمانان بود. با این حال، مسلمانان به دلیل نصرت و امداد الهی پیروز شدند. در جنگ حنین نیز هنگامی که مسلمانان به دلیل برخی محاسبات ظاهری دچار ناامیدی شدند، خداوند امداد خود را شامل حال آنان کرد. بنابراین قرآن تنها یک ادعای نظری مطرح نکرده، بلکه نمونههای واقعی پیروزی گروه اندک بر گروه بزرگ را بیان کرده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در ادامه با طرح این پرسش که چرا برخی استادان دانشگاه، بهویژه در حوزههای علوم سیاسی، اقتصاد و جامعهشناسی، در تحلیلهای خود بر ضرورت کنار آمدن با آمریکا تأکید میکنند، گفت: این افراد لزوماً جاسوس یا وابسته به آمریکا نیستند و نمیتوان گفت منافع کشور برای آنان اهمیت ندارد. بسیاری از آنان ایرانی هستند، در این کشور زندگی میکنند و خانواده دارند؛ اما نوع نگاه و پیشفرضهایی که در ذهن آنان شکل گرفته است، موجب میشود در تحلیل مسائل، راهی جز پذیرش برتری آمریکا و تسلیم در برابر آن نبینند.
وی افزود: حتی با وجود تجربههای متعدد مذاکره با آمریکا که به نتیجه مطلوب نرسیده است، برخی همچنان معتقدند باید مسئله را از طریق گفتوگو با آمریکاییها حل کرد. برای فهم این مسئله باید به پیشفرضهای فکری آنان توجه کرد؛ یکی از مهمترین این پیشفرضها آن است که کشورهای غربی و آمریکا از نظر علمی و تمدنی از ما پیشرفتهتر هستند و ما در مقایسه با آنان عقبماندهایم.
ابوطالبی ادامه داد: در این نگاه، آمریکا و کشورهای اروپایی جهان اول و توسعهیافته معرفی میشوند و کشورهای دیگر جهان سوم، توسعهنیافته یا در حال توسعه نام میگیرند. غربیها پس از رسیدن به سطحی از امکانات و توانمندیها، شاخصهایی را برای پیشرفت و سعادت کشورها تعیین کردند و گفتند هر کشوری که بخواهد در عرصه آموزش، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع پیشرفت کند، باید همین شاخصها را داشته باشد.
وی بیان کرد: این شاخصها در قالب علوم دانشگاهی تدریس میشوند. برای نمونه، در رشته علوم سیاسی درسی با عنوان «توسعه» ارائه میشود که در آن درباره شاخصهای توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بحث میشود. دانشجویان در بسیاری از موارد، شاخصهایی را که در غرب طراحی و تجربه شده است، به عنوان معیار علمی و الگوی قطعی یک کشور مطلوب میپذیرند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: بسیاری از افرادی که میگویند از نظر اقتصادی توان رقابت با غرب را نداریم، پس باید با آنان همراه شویم؛ یا از نظر علمی و آموزشی توانایی لازم را نداریم، بنابراین باید الگوهای آنان را بپذیریم؛ و از نظر سیاسی و نظامی نمیتوانیم ایستادگی کنیم، پس باید با آنان کنار بیاییم، لزوماً عناصر جاسوس یا وابسته به آمریکا نیستند، بلکه تحت تأثیر این نوع چارچوب فکری قرار گرفتهاند.
وی در ادامه به تبیین مفهوم استعمار پرداخت و گفت: استعمار در طول تاریخ، دورههای مختلفی داشته است. در استعمار قدیم، قدرتهای استعماری با حمله نظامی، یک کشور را اشغال میکردند و حکومت مورد نظر خود را در آنجا مستقر میساختندایرس هند را اشغال کرد، ایتالیا لیبی را گرفت و فرانسه الجزایر را به تصرف خود درآورد.
ابوطالبی افزود: استعمار قدیم مربوط به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال پیش بود. استعمارگران پس از مدتی متوجه شدند که اشغال نظامی هزینه زیادی دارد و مردم کشورهای اشغالشده نیز آنان را به عنوان نیروی بیگانه و اشغالگر میشناسند. به همین دلیل، روش دیگری را در پیش گرفتند که از آن با عنوان استعمار جدید یاد میشود.
وی با اشاره به قرارداد رویتر اظهار کرد: در استعمار جدید، قدرتهای خارجی به جای اشغال مستقیم کشورها، با حکومتهای آنان قراردادهایی منعقد میکردند. حدود ۱۵۰ سال پیش، انگلیسیها قراردادی با ایران به نام قرارداد رویتر مطرح کردند و مدعی شدند که برای ایران تلگراف، گمرک و راهآهن ایجاد میکنند؛ زیرا ایران در آن زمان از فناوری و امکانات لازم برای انجام این امور برخوردار نبود.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: در مقابلِ احداث راهآهن از شمال تا جنوب ایران، در متن قرارداد حق استخراج همه منابع زیرزمینی و رویزمینی کشور برای مدت ۷۰ سال به انگلیسیها واگذار شده بود. این قرارداد نمونهای از شیوه استعمار جدید بود؛ یعنی بیگانگان با بهرهگیری از نیاز کشورها به فناوری و پیشرفت، امتیازهای گستردهای را از آنان میگرفتند.
وی با اشاره به نقش برخی عوامل داخلی در انعقاد این قرارداد گفت: سپهسالار، صدر اعظم ناصرالدین شاه، شاه قاجار را به اروپا برد و جلوههای پیشرفت غرب از جمله قطار را به او نشان داد. سپس این موضوع را القا کرد که اگر ایران میخواهد به چنین پیشرفتهایی دست پیدا کند، باید با انگلیسیها همراه شود. پس از آن، قرارداد رویتر در انگلیس امضا شد و بعدها مشخص شد که صدر اعظم برای زمینهسازی و تحمیل این قرارداد در ایران، از انگلیسیها مبالغی دریافت کرده است.
ابوطالبی تصریح کرد: با این حال، مردم و علما در برابر این قرارداد ایستادند. آیتالله ملاعلی کنی با ارسال نامهای تند به ناصرالدین شاه، نسبت به واگذاری معادن، جنگلها و اراضی کشور اعتراض کرد و پرسید چگونه چنین اختیاراتی به بیگانگان واگذار شده است. این اعتراضها موجب شد قرارداد رویتر متوقف شود و حتی بر ضرورت عزل صدر اعظم تأکید شود.
وی با بیان اینکه استعمار جدید در برخی کشورها موفق به غارت منابع شد، گفت: پس از جنگ جهانی دوم و در دهههای اخیر، استعمارگران شیوه جدیدتری را دنبال کردند که از آن با عنوان «استعمار فرانو» یاد میشود. در این روش، دیگر ضرورتی ندارد کشوری اشغال شود یا قرارداد آشکار و گستردهای بر آن تحمیل شود، بلکه نخبگان، استادان و نیروهای علمی کشورها در چارچوب نظام آموزشی و علمی غرب آموزش میبینند و سپس همان الگوها را در کشور خود اجرا میکنند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: در استعمار فرانو، کشورهای قدرتمند غربی به نخبگان دیگر کشورها آموزش میدهند تا خودشان راهآهن بسازند، نظام مخابراتی را اداره کنند، اقتصادشان را برنامهریزی کنند و ساختارهای سیاسی و اجتماعی خود را مدیریت کنند؛ اما این آموزشها همراه با انتقال پروتکلها و شاخصهایی است که بر اساس منافع و تجربه غرب طراحی شدهاند.
وی افزود: این روند در حوزههای صنعت، علوم انسانی، بهداشت، پزشکی، سیاست، جامعهشناسی، روانشناسی و اقتصاد دنبال میشود. به کشورها گفته میشود اگر میخواهید نظام بهداشتی شما مطلوب باشد، باید این پروتکلها را اجرا کنید و اگر میخواهید از نظر سیاسی یا اقتصادی رشد کنید، باید همان شاخصها را بپذیرید.
ابوطالبی خاطرنشان کرد: در استعمار فرانو، دشمن کاری میکند که استاد دانشگاه، استاد حوزه یا نخبه کشور، خود به عاملی برای تأمین منافع آنان تبدیل شود؛ بدون اینکه لزوماً به او پول یا رشوهای پرداخت شده باشد. ممکن است فردی سالها در آمریکا علوم سیاسی یا روابط بینالملل بخواند، با قواعد و مبانی فکری آنان آموزش ببیند و پس از بازگشت، در جایگاه تصمیمگیر یا مذاکرهکننده، همان چارچوبها را مبنای تحلیل و عمل خود قرار دهد.
وی در پایان گفت: در مواجهه با آمریکا باید هم محاسبات مادی و عقلانی را مورد توجه قرار داد و هم محاسبات دینی و معنوی را در نظر گرفت. قدرت نظامی، اقتصادی، رسانهای و بینالمللی دشمن قابل انکار نیست، اما این قدرت نباید به این نتیجه منجر شود که راهی جز تسلیم وجود ندارد. کشور باید ضمن شناخت دقیق توانمندیهای دشمن، قدرت خود را در عرصههای مختلف افزایش دهد و در تصمیمگیریها از پذیرش شاخصها و الگوهایی که در خدمت منافع استعمار فرانو قرار دارد، پرهیز کند.









