امنیت ملی ایران؛ بین تهدیدات تروریستی و جنگ روانی بینالمللی
خلاصه خبری
امنیت ملی ایران در سالهای اخیر تحت تأثیر تهدیدات متعددی قرار دارد که شامل دو جبهه اصلی است: تهدیدات فیزیکی از سوی گروهکهای تروریستی و جنگ روانی-رسانهای در سطح بینالملل. گروهکهایی مانند «جیشالعدل» با حمایت شبکههای صهیونیستی در حال بازسازی تشکیلات خود هستند و به دنبال ایجاد یک سازمان تروریستی چندجبههای هستند. این تغییرات در گفتمان این گروهها در راستای جذب حمایت اجتماعی و تغییر تصویر آنها است.
بهخصوص، حادثه تیراندازی در سیدنی و واکنشهای رسانهای به آن، تلاش برای مظلومنمایی و انحراف توجه جهانی از جنایات رژیم صهیونیستی را نشان میدهد و بهانهای برای افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی ایجاد میکند. کارشناسان حتی به صحت روایتهای رسانهای از این حوادث شک دارند و آنها را ممکن است بخشی از سناریوهای ساختگی برای پیشبرد اهداف صهیونیستی بدانند.
در این شرایط، قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی و محور مقاومت بهعنوان سدی در برابر این تهدیدات عمل میکند. برای مقابله مؤثر با تروریسم، نیاز به همکاری دیپلماتیک و درک مشترک با همسایگان احساس میشود. همچنین، افشای سناریوهای رسانهای دشمن و تقویت گفتمان مقاومت از جمله راهکارهای کلیدی برای خنثیسازی جنگ روانی است. امنیت ملی ایران اکنون بیشتر از هر زمان دیگری به عقلانیت، وحدت و هوشیاری در برابر توطئههای چندلایه دشمن وابسته است
امنیت ملی ایران در سالهای اخیر، تنها معطوف به مرزهای جغرافیایی نبوده، بلکه در یک فضای پیچیده ترکیبی، هدف تهاجم همهجانبه قرار گرفته است. دو جبهه موازی، تهدیدات امنیتی کشور را شکل میدهند: نخست، تهدیدات عینی و فیزیکی توسط گروهکهای تروریستی در حاشیه مرزها، و دوم، جنگ روانی و رسانهای در عرصه بینالملل با هدف منزوی کردن و تخریب وجهه نظام.
در جبهه نخست، تحلیلهای امنیتی حاکی از تحول خطرناکی در الگوی فعالیت تروریستها در جنوب شرق کشور است. گزارشها نشان میدهد گروهکهایی مانند «جیشالعدل» (که اخیراً با برندسازی جدیدی ظاهر شدهاند) تحت حمایت و هدایت مستقیم شبکههای صهیونیستی و با مشورت عناصر باتجربهای از گروهکهای تکفیری سوری مانند «تحریرالشام» در حال بازسازی تشکیلاتی هستند. هدف، ایجاد یک «سازمان تروریستی چندجبههای» است که علاوه بر عملیات خشن، دارای ستاد تبلیغاتی و ادراکی قوی برای نفوذ در اذهان عمومی محلی باشد. نکته قابل تأمل، تغییر در ادبیات و گفتمان این گروههاست؛ استفاده از واژههایی مانند «تمدن بلوچی» که پیشتر در گفتمان آنان جایی نداشت، نشاندهنده کارگردانی پشت پرده برای تغییر تصویر و حتی تلاش برای جلب حمایت اجتماعی است.
این تهدید، زمانی جدیتر میشود که با جبهه دوم، یعنی «جنگ روانی بینالمللی» پیوند میخورد. حادثه تیراندازی مرگبار در ساحل «بوندی» سیدنی استرالیا به جمعی از صهیونیستها، نمونه بارزی از این پیوند است. بلافاصله پس از این حادثه، رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی و برخی مقامات آن، بدون ارائه هرگونه سند، انگشت اتهام را به سمت ایران و حزبالله لبنان گرفتند. این رویکرد، دو هدف کلان را دنبال میکند: اول، «مظلومنمایی» و انحراف اذهان جهانی از جنایات بیسابقه رژیم اشغالگر در غزه که منجر به نفرت جهانی شده است. دوم، ایجاد بهانه و زمینه برای تشدید فشارها، تحریمها یا حتی اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان مبارزه با تروریسم.
کارشناسان با تحلیل تاریخی، حتی در صحت روایت ارائه شده از حادثه سیدنی تردید کرده و آن را ممکن است بخشی از یک «سناریوی ساختگی» توسط خود موساد برای تحقق اهداف فوق دانستهاند. تاریخ نشان داده است که صهیونیستها برای پیشبرد اهداف خود، از جمله ترغیب یهودیان به مهاجرت به فلسطین اشغالی، حتی به همکاری با نازیها یا منفجر کردن کشتیهای مهاجران یهودی نیز متوسل شدهاند. امروز نیز با توجه به انزوای شدید رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان، نیاز به یک حادثه خونین برای احیای نقشه مظلومنمایی و وحدتآفرینی داخلی احساس میشود.
در این میان، قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی و محور مقاومت، نقشی کلیدی ایفا میکند. همانطور که یک مقام نظامی ارشد کشور تأکید کرده است: «شاکله اصلی مقاومت، اعتقادات و ایمان است» و سلاح تنها ابزار این ایمان است. حتی در فرض محال خلع سلاح، این ایمان و روحیه جهادی است که سلاحهای جدید میآفریند. این باور راسخ، مهمترین سد در برابر پروژه تغییر رفتار یا مهار مقاومت است.
در نتیجه، امنیت ملی ایران در یک بازی بزرگ منطقهای و جهانی تعریف میشود. تروریسم مرزی، شاخهای از درخت خبیثهای است که ریشه در مراکز استکباری دارد. مقابله مؤثر با آن، تنها از طریق عملیات امنیتی میسر نیست، بلکه نیازمند «دیپلماسی ضدتروریستی فعال» با همسایگان مانند پاکستان و افغانستان است تا این درک مشترک حاصل شود که تروریسم یک پدیده محلی با ابعاد محدود نیست. همچنین، هوشیاری و مرزبندی روشن شخصیتهای اثرگذار داخلی در مناطق مرزی، مانند برخی علمای اهل سنت، در خنثی کردن پروژه تغییر ادراک دشمن حیاتی است. در عرصه بینالملل نیز، افشای پیوسته اهداف پشت پرده سناریوهای رسانهای دشمن و تقویت گفتمان مقاومت، تنها راه خنثیسازی جنگ روانی همهجانبه علیه ایران است. امنیت، امروز بیش از هر زمان دیگری در گرو «عقلانیت، وحدت و هوشیاری» در برابر توطئههای چندلایه دشمن است.


