اقتصاد مقاومت؛ از شعار تا عملیات میدانی در جنگ تمامعیار
در میانهی طوفان آتش و غبار جنگی که ابعاد آن فراتر از یک درگیری نظامی معمولی به نظر میرسد و دشمن با تمام توان سعی در شکستن ارادهی ملت دارد، مفهوم «دفاع» معنایی وسیعتر و عمیقتر از پیش مییابد. دفاع دیگر محدود به خاکریزها و خط مقدم جنگ فیزیکی نیست؛ بلکه جبهههای نبرد به خانهها، بازارها و سبک زندگی هر شهروند کشیده شده است. در این شرایط حساس، «رفتار اقتصادی» شهروندان تبدیل به یک «سلاح راهبردی» میشود؛ سلاحی که اگر به درستی به کار گرفته شود، میتواند توازن قوا را به نفع کشور تغییر دهد و نقشههای شوم دشمن برای به زانو درآوردن ملت را خنثی سازد. آنچه امروز تحت عنوان «رفتار اقتصادی منطقی و بهینه» مطرح میشود، نه یک توصیهی اخلاقی صرف، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر در مدیریت جنگ ترکیبی است.
دشمن در محاسبات غلط خود، تصور میکرد که با فشارهای نظامی و ترور فرماندهان، میتواند چرخهای اقتصادی کشور را متوقف کرده و جامعه را دچار بحران و فروپاشی کند. اما آنها نادیده گرفتند که اقتصاد در ایران، نه یک سازهی بیروح و صرفاً مادی، بلکه بخشی از «مقاومت اجتماعی» است. وقتی مردم با آگاهی کامل، پای میزهای خود و در زندگی روزمره، مدیریت مصرف را سرلوحه کار خود قرار میدهند، در واقع دیواری دفاعی مستحکم در برابر تورم، کمبود و ناامنی میسازند. مدیریت مصرف آب، برق، گاز و سوخت، تنها یک اقدام فردی نیست؛ بلکه یک عملیات جمعی برای حفظ انرژی ملی و هدایت آن به سمت ماشین جنگی و تولیدی کشور است. هر لیوان آبی که اسراف نمیشود، هر لامپی که خاموش میگردد و هر قطرهی بنزینی که با مدیریت مصرف میشود، در واقع سهمی در تقویت پشت جبهه و کاهش فشار بر مدیریت کلان کشور است.
از منظر فرهنگی و دینی، این رویکرد ریشه در عمق باورهای ملی و مذهبی ما دارد. اسلام دین میانهروی و دوری از اسراف است و تاریخ پرافتخار ایران نیز نشان داده که در سختترین شرایط، ایرانیان با قناعت و همبستگی، از بحرانها عبور کردهاند. توصیههای رهبر شهید انقلاب مبنی بر پرهیز از اسراف در نان، آب و انرژی، در واقع نقشهی راهی برای عبور از این دوران سخت بود. آن بزرگمرد دریافته بود که دشمن اقتصادی نیز به اندازه دشمن نظامی خطرناک است و سلاح اصلی برای مقابله با آن، تغییر سبک زندگی و الگوی مصرف است. بنابراین، شهروند ایرانی امروز با «مصرف بهینه»، نه تنها وظیفهی ملی خود را انجام میدهد، بلکه به نوعی جهاد اقتصادی را در جبههی خانه به انجام میرساند.
این رفتار اقتصادی هوشمندانه، پیامدهای راهبردی مهمی نیز دارد. اول اینکه باعث «تابآوری اجتماعی» میشود؛ جامعهای که الگوی مصرفش را با شرایط جنگ تطبیق دهد، کمتر تحت تأثیر شوکهای اقتصادی قرار میگیرد و دشمن نمیتواند با ایجاد کمبود مصنوعی، اعتراضات اجتماعی را مهندسی کند. دوم اینکه، این کار باعث «امنیت غذایی و انرژی» میشود؛ با مدیریت صحیح منابع، ذخایر استراتژیک کشور حفظ شده و برای روزهای طولانی جنگ کافی خواهد بود. و سوم اینکه، این امر «روحیهی تعاون و همبستگی ملی» را تقویت میکند؛ وقتی مردم میبینند که هموطنانشان در مصرف قاطعیت دارند و برای دفاع از کشور قدم برمیدارند، احساس تعلق و مسئولیت مشترک تقویت شده و شکافهای اجتماعی پر میشود.
باید گفت که پیروزی در این جنگ، تنها با موشک و پهپاد به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند «مردمسالاری اقتصادی» است. مردمی که با درک درست از شرایط، با اسراف مبارزه میکنند و منابع کشور را هدر نمیدهند. این رفتار، دشمن را که امیدوار بود با فشارهای اقتصادی مردم را علیه نظام بشوراند، ناامید و مأیوس خواهد کرد. اقتصاد مقاومت، در گرو عمل به همین توصیههای ساده اما حیاتی است. ما باید ثابت کنیم که ایرانیان در میدان جنگ سربازانی دلیر و در میدان اقتصاد، مدیریتی خردمند و آگاه هستند. این است معنای واقعی مشارکت ملی در دفاع از آب و خاک؛ دفاعی که از سفرههای خانه آغاز میشود و در خط مقدم جنگ به پیروزی ختم میشود.


