اعتراض یا آشوب؛ اعتراضات اقتصادی به رسمیت شناخته شود، اما آشوبگران دیگر اجازه ادامه فعالیت ندارند
خلاصه خبری:
پس از افزایش اعتراضات اقتصادی مردم و بهویژه کاسبها، رهبر انقلاب موضع نظام را نسبت به این اعتراضات شفاف کردند. ایشان تأکید کردند که حکومت با مشکلات معیشتی مردم همراهی دارد اما از سوءاستفاده دشمنان برای بر هم زدن امنیت کشور جلوگیری خواهد کرد. رهبر انقلاب با اشاره به تاریخ، به ماجرای جنگ صفین و ترفندهای دشمن اشاره کردند و گفتند پیوستن به آشوبگران خائن به کشور قابل قبول نیست. همچنین، ایشان به وجود نشانههایی از نقشههای پنهانی برای ایجاد آشفتگی در جامعه اشاره کردند و بر لزوم تعاون و انسجام ملی تأکید کردند تا بهانههای دشمن گرفته شود.
بخش اول: بازار، درد معیشت و خط قرمز رهبری
این روزها، بحثهای زیادی درباره اعتراضاتی شکل گرفته که از دل مشکلات اقتصادی مردم بیرون آمده است. به خصوص اعتراضات برخی کاسبها و بازاریها که میگویند با این وضع گرانی و کسادی، دیگر نمیتوانند کاسبی کنند.
رهبر انقلاب در جمع خانوادههای شهدا و همزمان با میلاد امیرالمومنین علیه السلام، آب پاکی را روی دست همه ریختند و موضع نظام را شفاف کردند. ایشان ابتدا بازار را از آشوبگران جدا کردند: «بازاریها همیشه وفادارترین افراد به انقلاب بودهاند. ما آنها را خوب میشناسیم. نمیشود به اسم کاسب، با جمهوری اسلامی مقابله کرد.»
بعد از آن، بر حق بودن اعتراض تأکید کردند؛ حرفی که حتی مقامات دولتی هم آن را قبول دارند: «کاسب راست میگوید که زندگی سخت شده و نمیتواند کار کند. خود رئیسجمهور و مسئولان ارشد هم میدانند و دنبال راهحل هستند.»
اما هشدار اصلی ایشان درباره سوءاستفاده دشمن بود. رهبر انقلاب تأکید کردند: «چیزی که غیرقابل قبول است، این است که یک عده آدم تحریکشده یا مزدور دشمن، پشت سر بازاریها قایم شوند و شعارهای ضدایران و ضداسلام بدهند.»
در اینجا یک قانون مشخص اعلام شد: مسئولان وظیفه دارند با معترض واقعی حرف بزنند و مشکلش را حل کنند، اما با آشوبگری که هدفش برهم زدن کشور است، حرف زدن فایدهای ندارد و باید جلوی او گرفته شود.
برای فهم این اتفاق، لازم است به یک ماجرای تاریخی نگاه کنیم. اتفاقی که نشان میدهد دشمنان همیشه از «حق» مردم برای ضربه زدن استفاده کردهاند.
بخش دوم: درس تاریخ؛ وقتی دشمن «مشکلات» را روی نیزه میبرد
برای درک بهتر آنچه امروز میگذرد، باید به ماجرای تلخ «جنگ صفین» برگردیم.
در آن نبرد حساس، سپاه حضرت علی (علیه السلام) داشت پیروز میشد. مالک اشتر، فرمانده دلاور امام، تا خیمه معاویه پیش رفته بود و فقط یک قدم تا پیروزی کامل فاصله داشت. اما ناگهان یک ترفند کثیف، همه چیز را عوض کرد.
معاویه که شکست را جلوی چشمانش میدید، به توصیه مشاورش (عمروعاص)، دستور داد تا سربازانش پارههای قرآن را به سر نیزهها بزنند! آنها داد میزدند که «ما مسلمانیم، دیگر نباید بجنگیم، باید تسلیم حکم قرآن شویم.»
درست در این لحظه، اشعث بن قیس (که از فرماندهان خودی بود اما با معاویه پنهانی همکاری داشت)، فریاد زد که جنگ باید متوقف شود. فشار این افراد چنان زیاد شد که حضرت علی (ع) مجبور شد به مالک دستور بازگشت دهد.
این ماجرا یک نکته مهم را به ما میآموزد: دشمن همیشه یک «حرف حق» را پیدا میکند (مثل حرمت قرآن در آن زمان) و آن را تبدیل به ابزار فریب میکند تا صفهای داخلی را به هم بریزد.
امروز هم همین اتفاق در حال تکرار است. بعد از شکستهایی که آمریکا و اسرائیل (به گفته نویسنده) در جنگهای اخیر خوردهاند، حالا به جای پارههای قرآن، «سختی معیشت و گرانی مردم» را تبدیل به ابزار کردهاند و آن را روی نیزه مزدورانشان میبرند. بله، سختی زندگی مردم یک واقعیت است، اما هدف دشمن این است که با این واقعیت، کار خود را پیش ببرد.
بخش سوم: شعارها، سند همکاری با دشمن
اگر هدف این اعتراضات فقط حل مشکل گرانی بود، چرا شعارهایی داده میشود که دقیقاً آرزوهای شکستخورده اسرائیل و آمریکا است؟ کافی است به شعارهای آشوبگران اجارهای توجه کنید:
«نه غزه، نه لبنان!»: این شعار دقیقا همان چیزی است که اسرائیل میخواهد. یعنی ایران دست از حمایت جبهه مقاومت بردارد. این شعار، همان خطی بود که در سال ۸۸ در سایت فارسیزبان وزارت خارجه اسرائیل هم آموزش داده میشد.
«موشک را رها کن، فکر نان و هوا کن!»: این هم همان خواسته آمریکاست که از توان موشکی ایران ضربه خورده است. دست کشیدن از موشک، یعنی باز کردن دست دشمن برای حمله نظامی به ایران.
کارهای تخریبی: آتش زدن قرآن، حمله به پایگاههای بسیج و ناسزاگویی رکیک به سپاه. آیا این کارها ربطی به نان و گرانی دارد؟ معلوم است که نه. هدف این کارها، فقط تخریب کشور و براندازی است.
حرفهای خود خارجیها هم این ماجرا را تایید میکند. خودشان به وضوح اعتراف کردند که پشت این آشوبها هستند:
تهدید اسرائیل به حمله: تلویزیون رژیم صهیونیستی آشکارا گفت: «ما باید اعتراضات ایران را جلو ببریم، از آشوب حمایت کنیم و بعدش جنگی که منتظرش بودیم را علیه ایران شروع کنیم.»
دعوت به شورش: نخستوزیر سابق اسرائیل و شبکههای فارسیزبان وابسته به آنها، مردم را تشویق میکردند که «به خیابانها بیایید تا اسرائیل بتواند راحت حمله نظامی کند.»
اعتراف به حضور جاسوسان: مهمتر از همه، مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا، رسماً اعتراف کرد که «عوامل موساد در اغتشاشات ایران حضور دارند!»
بخش چهارم: شکست نقشه و یک احتمال خطرناک
همه این شواهد نشان میدهند که مدیریت این آشوبها در دست رژیم صهیونیستی است و آنها از این طریق میخواهند شکستهای نظامی و سیاسی خود را لاپوشانی کنند.
اما خوشبختانه، این نقشه شکست خورده است. چرا؟
مردم همراهی نکردند: تعداد مزدورانی که شعار ساختارشکن میدهند بسیار کم است. این یعنی مردم ما، که همیشه در صحنههای مهم پشت کشور بودهاند، با این حرکتها همراهی نکردند و هنوز انسجام ملی ما قوی است.
دشمن مجبور به عقبنشینی شد: تعداد کم آشوبگران، نشان داد که تیر دشمن به هدف نخورده است و همین باعث شد تا مقامات اسرائیلی هم لحن خود را تغییر دهند.
آیا گرانیها هم یک توطئه است؟
یک سوال جدیتر مطرح است: آیا اصلاً این گرانیهای کمرشکن و بالارفتن بیرویه قیمتها، طبیعی است؟
برخی شواهد، این احتمال را قوی میکند که شاید سختی زندگی مردم و گرانیهای افسارگسیخته، خودش یک نقشه پنهانی باشد. نقشهای برای ضعیف کردن مردم و از بین بردن اتحاد ملی، تا پازل دشمن کامل شود. این شک زمانی بیشتر میشود که گفته میشود افرادی که در فتنههای قبلی (مثل سال ۸۸) نقش داشتند، هنوز در برخی مدیریتهای کشور فعال هستند.
در پایان، حرف رهبر انقلاب یک بار دیگر تکلیف همه را مشخص میکند: «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است.» مسئولان باید صدای کسانی که مشکل اقتصادی دارند را بشنوند، اما به دشمنان خارجی و عوامل داخلیشان باید گفت:
«این بار دیگر، فرمانده سپاه برنمیگردد.» نظام مصمم است که جلوی آشوب را بگیرد و در عین حال، به مشکلات اصلی مردم رسیدگی کند تا بهانه از دست دشمن گرفته شود.
مومنی 15/10/1404


