اعتراضات اخیر معیشتی؛ تحلیل چالش‌ها و تحرکات رسانه‌ای دشمن

شما اینجا هستید

اعتراضات اخیر معیشتی؛ تحلیل چالش‌ها و تحرکات رسانه‌ای دشمن
 

خلاصه خبری:
اعتراضات اخیر کسبه در بازار تهران و مراکز تجاری به عنوان واکنشی به نوسانات شدید نرخ ارز و مشکلات اقتصادی شکل گرفته است. در حالی که این اعتراضات در ابتدا به دنبال خواسته‌های صنفی و کنترل بازار ارز بود، به سرعت تحت تأثیر رسانه‌ها و نیروهای خارجی قرار گرفت. تحولات اخیر نشان‌دهنده یک الگوی تکراری است که در آن نارضایتی‌های واقعی اقتصادی به بستر آشوب‌های سیاسی تبدیل می‌شود. رسانه‌های خارجی و سلبریتی‌ها نیز به این تحرکات دامن می‌زنند و تلاش دارند تا اعتراضات را از حالت صنفی به بحران سیاسی تغییر دهند. برای مقابله با این تهدید، نیاز است که دولت به مطالبات اقتصادی مردم پاسخ دهد و مکانیسم‌های ارتباطی میان خود و جامعه را تقویت کند. در این میان، رفع مشکلات داخلی و هوشیاری در برابر تحرکات خارجی از جمله الزامات حفظ ثبات ملی به شمار می‌روند.
 

اعتراضات اخیر شماری از کسبه در بازار تهران و مراکز تجاری چون علاءالدین، چارسو، لاله‌زار و بازار شوش، در ظاهر واکنشی اقتصادی به نوسانات شدید نرخ ارز بود. تورم فزاینده، بی‌ثباتی بازار و دشواری تأمین کالا، زمینه را برای نارضایتی طبیعی فعالان اقتصادی فراهم کرد؛ نارضایتی‌ای که با تعطیلی کوتاه‌مدت مغازه‌ها و تجمع‌های محدود بروز یافت.
از این منظر، آنچه در روزهای گذشته رخ داد، زنگ هشداری اقتصادی بود نه یک حرکت سیاسی. کسبه عمدتاً خواهان کنترل بازار ارز و ثبات در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی بودند. اما تقریباً هم‌زمان با شکل‌گیری اولین تجمع‌ها، صحنه روایت به دست بازیگران دیگری افتاد؛ بازیگرانی که سال‌هاست مترصد بهره‌برداری از هر شکاف داخلی در ایران هستند.
از مطالبه صنفی مردم تا پروژه رسانه‌ای دشمن
در فاصله‌ای کوتاه از آغاز اعتراض‌ها، رسانه‌ها و حساب‌های وابسته به دولت‌های خارجی وارد میدان شدند. حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا با بیانی تحریک‌آمیز از «شجاعت ایرانیان معترض» نوشت و کوشید دامنه اعتراضات را «ملی» جلوه دهد. کمی بعدتر، حساب فارسی موساد نیز با ادبیاتی صریح‌تر، حمایت خود را از معترضان اعلام کرد. این سطح از واکنش هم‌زمان و سازمان‌یافته آن هم از سوی دشمنان قسم خورده ملت ایران، نشان می‌دهد موضوع فراتر از یک همدردی ساده است. حتی می‌توان گفت ماجرا از آنجایی جالب می‌شود که بلافاصله پس از تهران، برخی از شهرهای کوچک صحنه آشوب و درگیری می‌شوند و در فاصله‌ای سه الی چهار روزه، تعداد محدودی اغتشاشگر با سلاح گرم به جان مردم می‌افتند و به تخریب اموال عمومی و آتش زدن مراکز حساس می‌پردازند و سریعاً هم مورد حمایت جریان های بیرونی قرار می‌گیرند!
در واقع، با رصد دقیق میدان میتوان چنین گفت که الگویی آشنا در حال تکرار است: تبدیل خواسته‌های اقتصادی مشروع به بستر آشوب‌های چندوجهی. رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و شبکه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی، همانند آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱، با بزرگنمایی و جهت‌دهی گزینشی تصاویر، سعی کردند اعتراض صنفی بازار را در قالب بحرانی سیاسی بازتعریف و روایت کنند.
تجربه شکست‌خورده جنگ مستقیم
تحلیل این رفتار بدون رجوع به تحولات چند ماه گذشته ممکن نیست. پس از «جنگ ۱۲ روزه» میان ایران و رژیم صهیونیستی، تحلیل‌گران اسرائیلی به این جمع‌بندی رسیدند که حمله نظامی مستقیم نه‌تنها ثمر نداد، بلکه انسجام ملی بی‌سابقه‌ای را در ایران ایجاد کرد. ساکنان سرزمینهای اشغالی دریافتند که هرگونه تهاجم بیرونی، به‌جای فروپاشی داخلی، ملت ایران را در برابر دشمن مشترک متحد و یکپارچه می‌کند؛ اتحادی که رهبر انقلاب نیز آن را «اتحاد مقدس» نامیدند.
بنابراین خروجی اتاق‌های فکر دشمن آن شد که استراتژی تل‌آویو و حامیان آمریکایی‌اش تغییر کند: از «حمله نظامی و سپس شورش داخلی» به «ایجاد آشوب داخلی و سپس فشار نظامی». از این پس، هدف نه حمله از بیرون، بلکه تضعیف از درون با اغتشاش و آشوبگری است.
الگوی جدید: آشوب ترکیبی
بر اساس این راهبرد تازه، پروژه‌هایی در دستور کار قرار گرفته که در آن نارضایتی‌های واقعی اقتصادی با عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای پیوند می‌خورد. این همان چیزی است که کارشناسان امنیتی از آن با عنوان «آشوب ترکیبی» یاد می‌کنند. در این رویکرد، از دل مشکلات واقعی مردم ــ از تورم گرفته تا نرخ ارز ــ سوخت اجتماعی تولید می‌شود تا بتوان با تلنگر رسانه‌ای، فضا را از اعتراض صنفی به بحران سیاسی سوق داد.
هدف این است که تجربه‌های آبان ۱۳۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ به‌صورت هم‌زمان بازتولید شوند؛ یعنی از یک‌سو اقشار معیشت‌محور و از سوی دیگر چهره‌های رسانه‌ای و فرهنگی به میدان کشیده شوند.
چنین ترکیبی هم «انگیزه اجتماعی» دارد و هم «تریبون تبلیغاتی». در این ساخت، هر کنش اقتصادی می‌تواند ظرف چند ساعت در قالب اعتراض سیاسی بازنمایی شود.
رسانه‌ها و چهره‌ها؛ لایه نرم جنگ
در این تقسیم کار جدید، رسانه‌های خارجی وظیفه دارند از رهگذر تصویرسازی و روایت‌های احساسی، اعتراض را از شکل صنفی خارج کنند. در این میان، نقش برخی سلبریتی‌ها و چهره‌های فرهنگی نیز قابل توجه است. موضع‌گیری‌های نسنجیده یا هیجانی برخی از آنان، ولو با نیت خیر، ناخواسته به بخشی از ماشین تبلیغاتی بیگانه تبدیل می‌شود.
این رفتارها که گاه در فضای مجازی با عنوان «همدلی با مردم» توجیه می‌شوند، در دستگاه رسانه‌ای دشمن کارکردی متفاوت پیدا می‌کنند: از نمادسازی گرفته تا مشروعیت‌بخشی بین‌المللی به تجمعات. مستندهای تازه تولیدشده از سوی رسانه‌هایی مانند BBC فارسی نیز در همین مسیر حرکت می‌کنند؛ تولید روایت‌هایی قهرمانانه از اعتراض که پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن نادیده گرفته می‌شود. بی بی سی فارسی در آخرین تولید رسانه‌ای خود با برجسته‌سازی یکی از سلبریتی‌های پر حاشیه، درست چند روز قبل از شروع اعتراض‌های صنفی، به دنبال دستکاری شناختی در حافظه تاریخی مردم بود تا بلکه بتواند با یادآوری حوادث پاییز 1401 مردم را با این موج اعتراض‌ها همراه کند. بنابراین ناگفته پیداست که اغتشاش در کف خیابان بدون پیوست رسانه‌ای، پروژه‌ای ناقص و بی‌ثمر است.
نقش ما در بازدارندگی؛ از انکار تا درک واقعیت
با این همه، اگر بخواهیم صادقانه بنگریم، با اینکه زمینه چنین بهره‌برداری‌هایی در برخی از کاستی‌های داخلی ریشه دارد اما جداکردن واقعیت معیشت مردم از روایت سازی بوق‌های تبلیغاتی دشمن، امری است که دقت و تحلیل خاص خود را می‌طلبد. ضعف در مدیریت بازار ارز، بی‌اعتمادی عمومی به سیاست‌های اقتصادی و تاخیر در پاسخ‌گویی به مطالبات اجتماعی، خلأهایی هستند که بستر نفوذ روایت‌های بیرونی را فراهم می‌کنند.
نادیده گرفتن فشار معیشتی یا تمرکز صرف بر بعد امنیتی ماجرا، همان اشتباهی است که می‌تواند نارضایتی واقعی را به خشم بی‌هدف بدل کند. از سوی دیگر، نادیده گرفتن نقش طراحی خارجی نیز ساده‌انگاری خطرناکی است. مسیر درست، ترکیب نگاه اصلاح‌گرانه در داخل و هوشمندی سیاسی در برابر بیرون است.
تبدیل تهدید به فرصت
اعتراضات اخیر بازار تهران اگرچه کوتاه‌مدت و بدون خشونت بود، اما آزمونی برای همه ارکان حاکمیت به شمار می‌رود؛ آزمونی برای سنجش توان گفت‌وگو با جامعه، توان پاسخ‌گویی به دغدغه‌های اقتصادی و در عین حال، ظرفیت مدیریت رسانه‌ای در برابر عملیات روانی دشمن.
کشور زمانی از خطر جنگ ترکیبی مصون خواهد ماند که سازوکار شنیدن صدای واقعی مردم به رسمیت شناخته شود. هنگامی که کانال گفت‌وگو میان مردم و دولت باز باشد، هیچ حساب کاربری خارجی نمی‌تواند مدعی نمایندگی «صدای ایران» شود.
دشمنان ایران به‌دنبال یافتن گسل‌های اجتماعی‌اند، اما می‌توان همین گسل‌ها را با تدبیر به پیوندهای ملی تبدیل کرد. تجربه نشان داده هرگاه مردم در تصمیم‌سازی دیده شوند، هیچ پروژه‌ای برای آشوب موفق نمی‌شود.
در نهایت باید گفت:
اصلاح درونی و هوشیاری بیرونی، دو رکن بقای ثبات ملی‌اند.
در پایان نیز یادآوری این نکته حائز اهمیت است: جنگ امروز، زره و گلوله ندارد؛ با روایت و تصویر پیش می‌رود.

محسن مؤمنی 11/10/1404