آرمانشهرِ دروغین در آتشِ واقعیت؛ فروپاشی پوشالهای امنیتی و بحران هویت در سرزمین اشغالی
در طول تاریخ جنگها، کمتر پیش آمده است که فاصلهی میان «روایتِ رسمی» و «واقعیتِ میدانی» تا این حد عمیق و فاحش باشد. رژیم صهیونیستی که دهههاست با تکیه بر پروپاگاندای رسانهای و تصویرسازیهای هالیوودی، خود را به عنوان جزیرهای امن، پیشرفته و شکستناپذیر در خاورمیانه معرفی کرده، اکنون در آستانهی هفدهمین روز از تجاوز جدید به کشورمان، با پارادوکسی مرگبار روبرو شده است. پارادوکسی که در آن، «قدرت مطلق» نمایشی، در برابر «ضعف ساختاری» واقعی قرار گرفته و آرمانشهرِ ساختهشده با افسانههای امنیتی، در حال فرو ریختن است. تحلیلهای میدانی و گزارشهای رسانهای نشان میدهد که آنچه در اراضی اشغالی میگذرد، نه یک جنگ معمولی، بلکه آشکار شدن «ویرانههای یک آرمانشهر پوشالی» است که سقف آن با موشکهای دقیق و پهپادهای بیپایان سوراخ شده است.
از همان ساعات نخستین آغاز تجاوز، دستگاه رسانهای و سیاسی رژیم تلاش کرد این تصویر را القا کند که اسرائیل همچنان بازیگر اصلی و مقتدر میدان است و ضربات را به ایران وارد میکند بدون اینکه خود آسیب ببیند. این روایتِ «برنده بودن در تلویزیون» در حالی دنبال میشد که در خیابانهای تلآویو و بیتالمقدس، واقعیتی کاملاً متفاوت در حال شکلگیری بود. سانسور گستردهای که ارتش اسرائیل بر رسانهها و حتی شهروندان اعمال کرده، خود بزرگترین مدرک بر این مدعاست. اگر رژیم واقعاً در امنیت کامل بود و ضربات ایران را خنثی میکرد، چه نیازی به ممنوعیت فیلمبرداری از محل برخورد موشکها و مجازات سنگین شهروندان بود؟ این سانسور که حتی رسانههای بینالمللی نظیر CNN و الجزیره را نیز با محدودیت روبرو کرده، نشان میدهد که حقیقت آنقدر تلخ و فاجعهبار است که نمایش آن میتواند پایههای مشروعیت و اعتماد عمومی را در یک لحظه فرو بریزد.
واقعیت میدانی حاکی از آن است که صهیونیستها دیگر آن امنیت مطلق و توهمی را ندارند که سالها برای فروش آن به مهاجران جدید تلاش میکردند. روایتهای قابلتأمل ساکنان اراضی اشغالی، که از وضعیت اسفبار خود و تلفات جنگ میگویند، زوایای پنهانی را آشکار میکند که رژیم تا دیروز با تمام توان سعی در پنهان کردن آن داشت. اکنون دیگر نه تنها پایگاههای نظامی، بلکه مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی نیز در تیررس قرار دارند. این وضعیت، تصویر «آرمانشهر» را به یک «ویرانه» تبدیل کرده است؛ جایی که پناهگاهها دیگر به عنوان مکانی موقت، بلکه به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند و آرامش، به رویایی دور دست بدل گشته است.
در این میان، بحران پدافند هوایی رژیم نمادی بارز از فروپاشی نظم امنیتی اسرائیل است. موشکهای ایرانی که با دقتی باورنکردی اهداف خود را پیدا میکنند، گویای برتری فنی و تاکتیکی جمهوری اسلامی ایران است. رسانههای عبری بارها اعتراف کردهاند که ذخایر موشکهای رهگیر رو به اتمام است و ترکیب واقعیتی که ایرانیها پرتابگرهایشان تمام نشده و موشکهایشان پایان ندارد، استرسزاترین کابوس برای فرماندهان ارتش اسرائیل است. تخلیه ساختمان کنست و مراکز تصمیمگیری در پی حملات موشکی مرگبار، پیامی روشن دارد: هیچ کجا، حتی قلب تصمیمگیری سیاسی رژیم، دیگر امن نیست. این وضعیت، اعتماد به نفس ساکنان را سلب کرده و آنها را در برابر دولتی قرار داده که نتوانست حتی کوچکترین قولی را برای امنیتشان عملی کند.
اما شاید مهمتر از شکست نظامی، شکست اجتماعی و روانی باشد. رژیم صهیونیستی که همواره ادعا میکرد ارتشی با مأموریت حفاظت از مردم دارد، اکنون خود به منبع تهدید برای شهروندانش تبدیل شده است. سیاست سانسور و پنهانکاری، نه تنها امنیت را بازنگردانده، بلکه بیاعتمادی را تشدید کرده است. مردم میپرسند اگر رژیم در کنار آمریکا بازیگر تعیینکنندهای است، چرا باید از دیدن واقعیتهای جنگ منع شوند؟ چرا باید آمار واقعی کشتهشدگان و زخمیها پنهان بماند؟ این پرسشها، ترکهای عمیقی را در بدنهی اجتماعی رژیم ایجاد کرده که به سادگی قابل پر کردن نیست. فرسودگی و خستگی که در بین ساکنان و حتی سربازان ارتش مشاهده میشود، نتیجهی مستقیم همین دروغها و پوشالهاست.
مساله ای که در روزهای جنگ آشکار شده، پایان یک افسانه است. افسانهی «آرمانشهرِ غیرقابل نفوذ». رژیمی که فکر میکرد با پشتیبانی قدرتهای استکباری میتواند به تجاوزات خود ادامه دهد، اکنون درگیر مدیریت بحرانی شده که هیچ راهحل نظامی و امنیتی برای آن ندارد. موشکهای ایرانی نه تنها بتن و آسمان را میشکنند، بلکه روایتهای دروغین را نیز هدف قرار میدهند. ویرانههای امروز اسرائیل، ویرانهی دیوار و سنگ نیست، بلکه ویرانهی باورهای غلط و توهمهای قدرت است. این واقعیت تلخ برای صهیونیستها که آرمانشهر پوشالیشان در برابر ارادهی ملت مقاوم ایران، هیچ تابآوری ندارد، شاید درسترین عبرت تاریخ باشد: امنیت در سایهی ظلم و اشغالگری، پوشالیتر از خانههای عنکبوتی است.


