آتشبس میان ایران و آمریکا(بازی پیچیده سیاسی و نقض تعهدات)
پس از ۴۰ روز جنگ تمامعیار میان ایران و ایالات متحده آمریکا، سرانجام آتشبسی دو هفتهای با میانجیگری پاکستان اعلام شد. این آتشبس که در ظاهر به معنای پایان درگیریها است، در واقع آغاز فصل جدیدی از تقابل سیاسی و دیپلماتیک میان طرفین محسوب میشود. بررسی رفتارها، مواضع و اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از اعلام آتشبس، نشاندهنده پیچیدگیهای این توافق و نقشآفرینیهای پشت پرده است.
تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس میان ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی با حمله به لبنان، مفاد توافق را نقض کرد. این اقدام با هدف مشخصی صورت گرفت که تحلیلگران آن را اینگونه تفسیر میکنند:
نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی با فشارهای داخلی شدیدی مواجه است. پذیرش آتشبس در عرصه لبنان، برای او به معنای پذیرش شکست بزرگی است که میتواند تبعات سیاسی سنگینی برایش داشته باشد. از این رو، با نقض آتشبس، تلاش میکند حداقل در ظاهر، پیروزی را به ملت خود نشان دهد.
رژیم صهیونیستی به صراحت اعلام کرده که آتشبس با ایران، به معنای توقف جنگ در لبنان نیست. این تفکیک جبههها، نشاندهنده استراتژی دشمن برای حفظ فشار بر محور مقاومت است.
یکی از اهداف اصلی نقض آتشبس، ایجاد فاصله و نارضایتی میان ایران و متحدانش است. دشمن با این اقدام میکوشد نشان دهد که ایران حاضر شده از متحدانش صرفنظر کند.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به نقض مفاد توافق توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، بیانیهای صادر کرد که در آن به سه نقش اساسی اشاره شد:
بند اول طرح ۱۰ مادهای ایران، درباره آتشبس فوری در همه جبههها از جمله لبنان بود. نخستوزیر پاکستان نیز صراحتاً این موضوع را تأیید کرده بود. با این حال، رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از اعلام آتشبس، به لبنان حمله کرد و صدها نفر شهید و زخمی بر جای گذاشت.
یک پهپاد متجاوز آمریکایی با نقض حریم هوایی ایران، وارد آسمان استان فارس شد و در شهر لار منهدم شد. این اقدام، نقض آشکار بند ممنوعیت هرگونه تجاوز به حریم هوایی ایران بود.
آمریکا پس از اعلام آتشبس، پذیرش حق غنیسازی اورانیوم ایران را که در طرح ۱۰ مادهای ذکر شده بود، انکار کرد. این در حالی است که این موضوع یکی از اصول اساسی توافق بود.
ایشان در بیانیه خود تأکید کرد: «در چنین شرایطی، نه آتشبس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات.»
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، پس از هفتهها تهدید و ارعاب، ناگهان اعلام کرد که با طرح ۱۰ مادهای ایران برای آتشبس موافق است. دلایل این عقبنشینی را میتوان در چند عامل خلاصه کرد:
بزرگترین نقطه قوت ایران در این جنگ، کنترل تنگه هرمز بود. این تنگه استراتژیک که سالانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکند، تحت کنترل ایران درآمد و باعث افزایش چشمگیر قیمت نفت در بازارهای جهانی شد. قیمت نفت به مرز ۱۵۰ دلار رسید که این موضوع فشار سنگینی بر اقتصاد آمریکا وارد کرد.
ترامپ در آبان ماه ۱۴۰۵ باید در انتخابات شرکت کند و کاهش محبوبیت او در نظرسنجیها، ناشی از افزایش قیمت نفت و تبعات اقتصادی جنگ بود. با نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلاری، بازنده بزرگ این انتخابات خواهد بود.
آمریکا در هیچیک از اهداف اعلامی خود موفق نبود. نه توانست برنامه هستهای ایران را نابود کند، نه توان موشکی ایران را از بین برد و نه توانست محور مقاومت را تضعیف کند. این شکستها، آمریکا را ناچار به پذیرش آتشبس کرد.
بر اساس گزارشها، بخش اعظمی از زیرساختهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در منطقه ویران شد. سیستمهای پدافندی آنها نیز با مشکلات جدی مواجه شد. این هزینهها، ادامه جنگ را برای آمریکا غیرممکن کرده بود.
یکی از نکات مهم در تحلیل آتشبس فعلی، درک این موضوع است که این توافق، پایان جنگ نیست، بلکه فقط تغییر شکل آن است. تحلیلگران بر این باورند که جنگ از فاز مواجهه سخت به فازهای دیگری منتقل شده است:
فاز اول: مواجهه سخت
تا پیش از آتشبس، جنگ در فاز مواجهه سخت قرار داشت. آمریکا و رژیم صهیونیستی میکوشیدند با ضربه مستقیم، اراده ایران را بشکنند. وقتی نتیجه این فاز، رسیدن به آتشبس و ورود به مذاکرات شد، معنایش این است که این فاز به هدف نهایی طرف مقابل منجر نشده است.
فاز دوم: مهار از موضع مقاومت
فاز کنونی را میتوان مهار از موضع مقاومت نامید. ایران نه از سر انفعال، بلکه از موضع حفظ توان تصمیمگیری وارد آتشبس شده است. این توقف، به معنای توقف اراده سیاسی ایران نیست.
فاز سوم: بازآرایی میدان
آتشبس تازه فاز بازآرایی میدان است. بازآرایی فقط نظامی نیست؛ دیپلماتیک، رسانهای، حقوقی و اقتصادی هم هست.
فاز چهارم: چانهزنی زیر سایه تهدید
در این فاز، آتش کمتر دیده میشود اما تهدید هنوز حاضر است. ارتش آمریکا آشکارا گفته اگر دیپلماسی شکست بخورد، آماده از سرگیری جنگ است.
آتشبس میان ایران و آمریکا، یک پیروزی سیاسی بزرگ برای ایران محسوب میشود. این توافق نشان داد که آمریکا ناچار شده از موضع قدرت به موضع مذاکره منتقل شود. با این حال، نقض مکرر تعهدات توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشاندهنده این است که هنوز راه درازی تا رسیدن به صلح پایدار باقی است. ایران باید با هوشیاری کامل، مذاکرات را پیگیری کند و در عین حال، آماده هرگونه سناریوی احتمالی باشد.


