مبسوط الید بودن ولی فقیه در نظام ولایی
مبسوط الید بودن ولی فقیه در نظام ولایی
ولایت در میانه میدان؛ تبیین مرزهای قدرت و مصلحت در عصر جهاد
در روزهایی که جغرافیای مقاومت، داغدار عروج ملکوتی علمدار بصیرت، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای است؛ تبیین دقیق جایگاه ولایت و حدود اختیارات ولیفقیه زمان، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، به ضرورتی حیاتی مبدل شده است. نشست تخصصی «پاتوق گفتگو» در محل موکب مصباحالهدی، وابسته به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، با حضور نخبگان حوزوی و دانشگاهی، به کالبدشکافی مفهوم «مبسوطالید بودن» پرداخت. این نشست در شرایطی برگزار شد که پرسشهای جدی پیرامون نسبت میان «اراده رهبری» و «موانع میدانی» در فضای پساشهادت رهبر فقید و در آستانه تحولات بزرگ منطقهای، ذهن جامعه را به خود مشغول کرده است. اساتید حاضر در این برنامه با استناد به متون وحیانی و تجارب تاریخی، به این پرسش پاسخ دادند که آیا دست ولیفقیه در مقام اجرا، همواره به اندازه مقام نظر باز است؟
مبانی وحیانی؛ وجوب اطاعت مطلق در هنگامه قتال
در ابتدای این کرسی نظریهپردازی، استاد نعیمیان با قرائت آیاتی از سوره مبارکه انفال، فضای بحث را به اتمسفر جهادی حاکم بر جامعه پیوند زد. وی با اشاره به آیه ۲۰ سوره انفال که مؤمنان را به اطاعت از خدا و رسول فرا میخواند، اظهار داشت: «خداوند متعال در این سوره که اساساً صبغهای راهبردی و نظامی دارد، اطاعت از ولی را به صورت مطلق بیان فرموده است. تعبیر «ولا تولوا عنه و انتم تسمعون» هشداری صریح است؛ یعنی در حالی که فرمان ولی را میشنوید و حضور او را در میدان درک میکنید، حق پشت کردن و سرپیچی ندارید.»
استاد نعیمیان در تبیین این نکته افزود: «این وجوب اطاعت، صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی برای حفظ حیات جامعه اسلامی است. خداوند در آیه ۲۴ همین سوره میفرماید که استجابت دعوت خدا و رسول، مایه حیات شماست. لذا مبسوطالید بودن ولیفقیه در نظام ولایی، ریشه در این اذن الهی دارد. چه ولی از طرف خدا مستقیماً نصب شده باشد (مانند معصوم) و چه به صورت غیرمستقیم (مانند ولیفقیه)، مخالفت با او به مثابه خروج از دایره هدایت الهی است. در شرایط فعلی که ما درگیر جنگی سرنوشتساز هستیم، این اطاعتپذیری است که دست ولیفقیه زمان، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای را برای هدایت کشتی انقلاب در طوفانها باز میگذارد.»
چالشهای میدانی؛ تفکیک میان ولایت فقهی و قدرت اجرایی
در ادامه نشست، استاد بشیری با نگاهی واقعگرایانه به تحلیل موانع تحقق اراده ولیفقیه پرداخت. وی با طرح این پرسش که «آیا ولیفقیه در هر شرایطی قادر به انجام هر کاری هست؟»، به تبیین تفاوت میان مبسوطالید بودن فقهی و عینی پرداخت. استاد بشیری در این باره میگوید: «ما باید میان مقام ثبوت و مقام اثبات تفاوت قائل شویم. از نظر فقهی و بر اساس اصل ولایت مطلقه، دست رهبری باز است؛ اما در مقام عمل، ولیفقیه گاهی مقهور یا مغلوب شرایطی میشود که جامعه یا نخبگان بر او تحمیل میکنند.»
وی با بازخوانی فرازهای حساس تاریخ اسلام و انقلاب تصریح کرد: «امام علی(ع) در جنگ با معاویه، خواهان استمرار نبرد تا پیروزی نهایی بود، اما فشار جریانی که بعدها خوارج شدند، ایشان را به حکمیت واداشت. امام حسن(ع) نیز به دلیل خیانت یاران و خالی شدن میدان، تن به صلح داد. اینها به معنای ضعف ولی نیست، بلکه به معنای بسته شدن دست او توسط جامعه است. حتی رهبر شهیدمان، آیتالله سیدعلی خامنهای، دو سال پیش از شهادت مظلومانهشان به صراحت فرمودند که در مورد رهبری، مسئله "نخواستن" مطرح نیست، بلکه مسئله "توانستن و نتوانستن" است. یعنی ممکن است رهبری قلباً راضی به تصمیمی نباشد، اما به دلیل مصالح عالیه یا عدم همراهی بدنه اجرایی، مجبور به پذیرش آن شود.»
استاد بشیری هشدار داد که اگر مردم تصور کنند رهبری تحت هر شرایطی مبسوطالید است، دچار خطای محاسباتی میشوند: «اگر مردم فکر کنند هر اتفاقی که در کشور میافتد، دقیقاً مطابق میل قلبی ولیفقیه است، روحیه مطالبهگری و اعتراض به نفوذیها و کسانی که نظر خود را بر رهبری تحمیل میکنند، از بین میرود. ما نباید اجازه دهیم جریانی با تحمیل شرایط، جامی از زهر به ولیفقیه بنوشاند و سپس آن را به پای اراده رهبری بنویسد.»
فلسفه ولایت؛ استمرار رسالت در عصر غیبت
در بخش دیگری از این گفتگو، استاد نجفی به تبیین ضرورت عقلی مبسوطالید بودن فقیه پرداخت. وی با تأکید بر اینکه دین خدا هرگز تعطیلبردار نیست، خاطرنشان کرد: «فلسفه وجودی ولایتفقیه این است که احکام اجتماعی اسلام در زمان غیبت معطل نماند. حضرت امام (ره) میفرمودند ولایتفقیه همان ولایت رسولالله (ص) است؛ این به معنای برابری در مقامات معنوی نیست، بلکه به معنای برابری در شأن حکومتی و اجرایی است. ولیفقیه برای اینکه بتواند جامعه را به سمت سعادت هدایت کند، باید مبسوطالید باشد.»
استاد نجفی با اشاره به نقش کلیدی مردم در باز کردن دست حاکم اسلامی، به واقعه تاریخی تحریم تنباکو استناد کرد و گفت: «میرزای شیرازی با یک خط فتوا، بساط استعمار را جمع کرد. چرا؟ چون مردم با ولایتپذیری خود، دست او را مبسوط کردند. امروز نیز حضور پرشور مردم در خیابانها و میادین نبرد، بزرگترین پشتوانه برای حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای است. هرچه پیوند میان امام و امت مستحکمتر باشد، قدرت مانور ولیفقیه در برابر دشمنان خارجی و بدخواهان داخلی بیشتر خواهد بود. در شرایط جنگی فعلی، این حضور و شعارهای استکبارستیزی، تنها یک حرکت نمادین نیست، بلکه مستقیماً به معنای باز کردن ید ولیفقیه در تصمیمات کلان نظامی و سیاسی است.»
سنت فقهی و تجربه تاریخی؛ از صفویه تا عصر حاضر
در بخش پایانی و جمعبندی، استاد نعیمیان به ریشههای تاریخی این بحث در سیره علمای سلف پرداخت. وی با اشاره به دوران صفویه و قاجار اظهار داشت: «در ارتکاز شیعی، همیشه فقیه به عنوان نایب امام زمان(عج) واجبالاطاعه بوده است. حتی پادشاهانی مانند شاه طهماسب به مشروعیت مستقل فقیه اعتراف میکردند. اما آنچه در دوران انقلاب اسلامی رخ داد، احیای عینی این مبسوطالید بودن بود. رهبر شهید ما در طول دوران زعامت خود، همواره از ولایت برای صیانت از حقالناس و شکستن بنبستهای قانونی استفاده کردند.»
حجتالسلام نعیمیان در پایان با اشاره به شرایط حساس کنونی تأکید کرد: «امروز که دشمن با شهادت رهبر بزرگمان خیال کرده است که در ارکان نظام خللی ایجاد شده، تبیین مبسوطالید بودن ولیفقیه زمان، پاسخی دندانشکن به این توهمات است. ما با حضور خود در صحنه، به امام زمان(عج) عرض میکنیم که آمادهایم تا دست ولیفقیه را برای تحقق عدالت و زمینهسازی ظهور باز نگه داریم. این آمادگی، نه تنها در کلام، بلکه در تبعیت محض از فرامین رهبری در میدانهای سخت تجلی مییابد.»



