رسم وفا در بیعت قلبی با امام
کاملترین نوع بیعت، بیعت قلبی با امام است
نقض بیعت، امت را گرفتار ولایت طاغوت میکند
حجتالاسلام سیداحمد رهنمایی با تبیین مفهوم «رسم پایداری و وفا در بیعت قلبی با امام» گفت: بیعت حقیقی صرفاً یک التزام قانونی، ملی، اعتقادی یا زبانی نیست، بلکه کاملترین بیعت، بیعتی است که از جان و دل برخیزد و انسان همه هستی، آبرو، توان، آرزوها و خواستههای خود را در مسیر امام قرار دهد؛ چراکه در این مرتبه، بیعت با رهبر الهی در حقیقت بیعت با خداوند است و نقض آن، جامعه را به لعنت الهی و ولایت طاغوت مبتلا میکند.
حجتالاسلام سیداحمد رهنمایی عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در سخنانی اظهار کرد: حقیقت بیعت ریشه در «بیع» و نوعی داد و ستد دارد؛ به این معنا که انسان در بیعت با امام و رهبر خود، چیزی را تقدیم میکند و در مقابل، چیزی را دریافت میدارد.
وی افزود: ما در این معامله الهی، دارایی، قوت، توان، عرض، آبرو، مال و همه داشتههای خود را در راهی که امام برای ما ترسیم کرده، فدا میکنیم و در مقابل، از امام انتظار داریم که با راهنمایی، راهبری و رهنمودهای آگاهانه خود ما را به سعادت برساند. این داد و ستد، بهترین داد و ستد در پیشگاه خداوند است و نام آن «بیعت» است.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) با اشاره به اقسام بیعت تصریح کرد: یک نوع بیعت، بیعت قانونمدارانه است؛ یعنی افرادی چون در قانون اساسی اصل ولایت فقیه آمده، به اعتبار قانون اساسی با این اصل همراهی میکنند. در این نوع نگاه، بیعت با شخص ولیفقیه و از سر دلدادگی نیست، بلکه بیعت با قانون اساسی است؛ از این رو اگر زمانی قانون دچار تغییر شود، این افراد نیز ممکن است به روال عادی خود بازگردند.
وی ادامه داد: در کشور خودمان هم چنین رویکردی مسبوق به سابقه بوده و حتی در میان مسئولان بلندپایه و برخی جریانهای سیاسی، این نوع نگاه وجود داشته است؛ کسانی که میگفتند چون در قانون اساسی آمده، به احترام قانون اساسی به ولایت فقیه معتقدند. این نوع بیعت هرچند در جای خود خوب است، اما کافی نیست.
رهنمایی، بیعت دوم را «بیعت وطنی و ملی» دانست و گفت: گروهی هستند که بیش از هر چیز به خاک و وطن عشق میورزند. چهبسا پایبندی عمیقی به دین و ارزشهای الهی نداشته باشند، اما حفظ وطن برایشان اصل است. این روحیه نیز ارزشمند است و در مواقع خطر، چنین افرادی برای دفاع از کشور قیام میکنند، اما این مرتبه نیز نهایت بیعت نیست.
وی افزود: بیعت سوم، بیعت اعتقادی است. در میان برخی جریانهای اهل سنت، بهویژه در میان حنفیها و حنبلیها، این اعتقاد وجود دارد که هر کسی در جهان اسلام حاکم شد، ولی امر مسلمین است و اطاعتش واجب. بر همین اساس، ممکن است برای آنان تفاوتی میان حاکم طاغوت و حاکم الهی وجود نداشته باشد. این هم نوعی بیعت است، اما بیعت کامل و مطلوبی که ریشه در حقانیت و بصیرت داشته باشد، نیست.
این استاد حوزه و دانشگاه، نوع چهارم بیعت را «بیعت زبانی» عنوان کرد و گفت: برخی افراد در اثر هیجان، برانگیختگی، فضای جمعی یا برای آنکه از قافله عقب نمانند، به زبان اظهار میکنند که با امام و رهبری بیعت دارند، اما این بیعت از سطح زبان فراتر نمیرود. زمانی که بحران، خطر یا تهدیدی متوجه انقلاب، نظام، کشور و ولایت شود، این افراد نه انگیزهای برای دفاع نشان میدهند و نه قدرتی برای ایستادگی از خود بروز میدهند.
وی با تأکید بر اینکه کاملترین و جامعترین نوع بیعت، «بیعت قلبی» است، خاطرنشان کرد: این بیعت، همه گونههای دیگر بیعت را در خود جمع میکند؛ هم قانونمدارانه است، چون قانون آن را تأیید میکند؛ هم با دفاع از خاک و وطن سازگار است؛ هم پشتوانه عمیق اعتقادی، قرآنی و روایی دارد؛ هم به زبان اظهار میشود و هم در میدان عمل، انسان با همه وجود از حیثیت نظام، انقلاب، رهبری و کشور دفاع میکند.
رهنمایی با یادآوری سخنی از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: شهید سلیمانی با قسم جلاله میگفت «والله والله از مهمترین شئون عاقبتبخیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد؛ در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است که آیا ما با این حکیم همراه بودیم یا نه.» این سخن، ناظر به همان حقیقت بیعت قلبی است.
وی ادامه داد: در تاریخ اسلام و جبهه حق، نمونههای فراوانی از این نوع بیعت میتوان یافت؛ از اصحاب سیدالشهدا (ع) در کربلا گرفته تا یاران پیامبر اکرم (ص) در بدر، احد، خندق و موته و نیز شخصیتهایی مانند حمزه سیدالشهدا، امیرالمؤمنین علی (ع) و دیگر شهدای رکاب پیامبر. اینها کسانی بودند که بیعتشان صرفاً لفظی نبود، بلکه از جان و دل با امام خود ایستادند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) در بخش دیگری از سخنان خود به شخصیت اویس قرنی اشاره کرد و اظهار داشت: اویس قرنی نمونه برجسته بیعت قلبی است. او در یمن زندگی میکرد، اما سراسر وجودش شوق دیدار پیامبر (ص) بود. با این حال، به دلیل تعهدی که نسبت به مادر سالخورده خود داشت، نتوانست در زمان حیات پیامبر، دیدار طولانی با ایشان داشته باشد.
وی گفت: نقل شده است که اویس از مادرش اجازه خواست تا برای دیدار پیامبر (ص) به مدینه برود و قول داد بیش از نیمروز در آنجا نماند. وقتی با تحمل سختی راه و رنج سفر به مدینه رسید، به او گفتند که پیامبر در سفر هستند. او با وجود شوق فراوان، به عهد خود با مادر وفادار ماند و بدون آنکه دیدار پیامبر نصیبش شود، بازگشت.
رهنمایی افزود: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) به مدینه بازگشتند، فرمودند بوی رحمت الهی از ناحیه یمن به مشام میرسد. وقتی ماجرای اویس را برای پیامبر نقل کردند، پیوندی عمیق میان این عبد مخلص و رسول خدا شکل گرفت؛ چراکه او با وجود محرومیت از دیدار ظاهری، از نظر قلبی در بالاترین مرتبه همراهی با پیامبر بود.
وی با بیان اینکه بسیاری در ظاهر همراه پیامبر بودند اما از حقیقت بیعت بهرهای نداشتند، تصریح کرد: در تاریخ کسانی بودند که با پیامبر نماز خواندند، در صف اول ایستادند، مهاجرت کردند و حتی در صحنههای مختلف حضور داشتند، اما چون بیعتشان از سر نفاق یا صرفاً زبانی بود، در بزنگاهها آثار سوء آن آشکار شد. در مقابل، اویس هرچند دور از مدینه بود، اما در اوج بیعت دلی قرار داشت.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اویس در اواخر عمر شنید که امیرالمؤمنین علی (ع) در صفین در برابر معاویه آرایش جنگی گرفتهاند. این فرصت را مغتنم شمرد تا خود را به مولای خویش برساند. عبداللهبنعباس نقل میکند که صبحی در خیمه فرماندهی در کنار امیرالمؤمنین نشسته بودیم که حضرت فرمودند تا عصر، صد نفر به یاران ما افزوده خواهند شد.
وی اضافه کرد: در پایان روز، مردی سالخورده، آفتابسوخته، تشنه و خسته از دور پدیدار شد و به سوی خیمه امیرالمؤمنین آمد. عبداللهبنعباس میگوید آن ۹۹ نفر دیگر هر کدام با یک دست بیعت کردند، اما اویس تنها کسی بود که با هر دو دست با امام خود بیعت کرد. این نشانه آن بود که او همه وجودش را در راه امام آورده است.
رهنمایی با بیان اینکه امیرالمؤمنین از او پرسیدند با چه میخواهی یاریام کنی، گفت: اویس نه اسبی داشت، نه شمشیری، نه نیزهای و نه توان جسمانی فوقالعادهای؛ اما پاسخ داد که با همه وجودم و با سویدای دلم آمدهام تا شما را یاری کنم. این همان بیعتی است که از عمق جان برمیخیزد و سرانجام نیز اویس را در صفین به مقام رفیع شهادت رساند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی (ره) تأکید کرد: انسان باید بداند وقتی با امام و رهبر الهی بیعت میکند، در حقیقت با خدا بیعت کرده است؛ چنانکه قرآن میفرماید: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم». بنابراین، دست خدا بالای دست بیعتکنندگان است و نور و نصرت او همراه کسانی است که بر این پیمان وفادار میمانند.
وی با تبیین ابعاد وجودی بیعت قلبی اظهار کرد: بیعت دل یعنی آرزوهای انسان خرج این راه شود، آمال و خواستههای او در این مسیر قرار گیرد و همه هستی او در خدمت هدف امام باشد. در این مرتبه، دیگر سخن فقط از جسم و جان نیست، بلکه از همه حقیقت وجود انسان است.
رهنمایی در ادامه با اشاره به زیارت اربعین و زیارت عاشورا گفت: در این متون نورانی، از «بذل مهجه» سخن به میان آمده است. درباره امام حسین (ع) نمیگوییم صرفاً جسم یا بدن خود را داد، بلکه میگوییم «بذل مهجته فیک»؛ یعنی تمام حقیقت وجود، همه آرزوها، تمام قدرت و همه داراییهای باطنی و ظاهری خود را در راه خدا تقدیم کرد.
وی افزود: امام حسین (ع) همه خلق را در راه محبت و رضایت الهی رها کرد و فرزندانش را به یتیمی و خاندانش را به اسارت سپرد تا رضایت خدا حاصل شود. این همان بیعتی است که از جان و دل برمیخیزد و اگر در کسی شکل بگیرد، کارستان میکند؛ همان کاری که اصحاب سیدالشهدا (ع) در کربلا انجام دادند.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: اگر انسان بر چنین بیعتی بماند، همه راه را پیموده است؛ اما اگر این بیعت سست شود یا خدای ناکرده نقض بیعت باب شود، همان بلایی بر سر جامعه خواهد آمد که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و ماجرای سقیفه بر سر امت اسلام آمد؛ حادثهای که آثار تلخ آن هنوز هم دامنگیر جهان اسلام است.
وی ادامه داد: نقض بیعت تنها یک تخلف سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه تبعاتی عمیق و الهی دارد. خداوند در قرآن از لعنت الهی برای ناقضان میثاق سخن میگوید. این لعنت به این معنا نیست که صرفاً فرشتگان بنشینند و نفرین کنند، بلکه یکی از مصادیق بزرگ آن این است که ولیّ خدا از میان مردم گرفته شود و جامعه به ولایت طاغوت مبتلا گردد.
رهنمایی با هشدار نسبت به عواقب بیوفایی به عهد ولایت گفت: اگر جامعهای قدر ولیّ الهی را نداند و پیمان خود را با او بشکند، نتیجهاش آن خواهد بود که از هدایت و نور محروم میشود و در معرض سلطه طاغوت و انحراف قرار میگیرد. از این رو، حفظ بیعت قلبی با امام و رهبری، فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه ضامن سعادت دنیوی و اخروی جامعه اسلامی است.
وی در پایان تأکید کرد: مسیر رسیدن به قلهای که امام و رهبر شهید برای این ملت ترسیم کردهاند، تنها با وفاداری، پایداری، خرج کردن همه ظرفیتها در این راه و ماندن بر بیعت قلبی ممکن است. هرچه این بیعت عمیقتر، آگاهانهتر و صادقانهتر باشد، نصرت الهی، عزت ملی و عاقبتبخیری فردی و اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود.
بیعت امام پیامبر الهی قلبی برای نیست قانون اویس رهنمایی






