خیابان به مثابه سنگر
در تحلیل مناسبات قدرت، غالباً نگاهها به توانمندیهای سختافزاری، زرادخانههای موشکی و شناورهای نظامی معطوف میشود. اما در تحولات اخیر ایران، گونهای جدید از بسیج جمعی شکل گرفته که مرزهای سنتی تعریف "قدرت" را به چالش کشیده است. این الگو که با عنوان "حضور شبانه" یا "شبگردی مقاومت" از آن یاد میشود، پدیدهای فراتر از یک راهپیمایی ساده یا تجمع سیاسی است؛ بلکه بازتعریفی از نسبت میان "مردم"، "میدان" و "امنیت ملی" محسوب میشود.
این حضور که با شهادت قاعد امت و آغاز یک دوره جدید از تقابل نظامی شکل گرفت، به تدریج از یک واکنش احساسی به یک ساختار رفتاری نهادینه بدل شده است. آنچه در ابتدا پاسخی غریزی به ضایعهای بزرگ بود، اکنون به عنوان یکی از ارکان بازدارندگی غیررسمی کشور در نظر گرفته میشود. درک این تغییر ماهیت، نیازمند عبور از سطحینگریهای رایج و مواجهه با پرسش بنیادینتر است: چگونه یک حرکت اجتماعی میتواند به اندازه یک عملیات نظامی، معادلات دشمن را بر هم زند؟
برای پاسخ به این پرسش باید از دو زاویه به موضوع نگاه کرد. نخست، تأثیر روانی این حضور بر ساختار تصمیمگیری دشمن است. تجربه تاریخی نشان داده که رژیمهای مهاجم، همواره سعی در خلق تصویری از خلأ سیاسی و شکاف در پشتیبانی مردمی از نظامهای مورد هدف خود دارند. تبلیغات جنگ ترکیبی بر القای این نکته متمرکز است که جامعه هدف، فرسوده، دچار اختلاف و فاقد اراده برای ایستادگی است. اما تداوم حضور شبانهی مردم در خیابانها، این روایت را نقش بر آب میکند. جمعیتهایی که در دل شب و در میان شهرها به حرکت درمیآیند، نمادی از حیات اجتماعی و عزم جمعی هستند که با هیچ بمباران یا تحریمی نمیتوان آن را سرکوب کرد. این نمایش وحدت، هزينههای روانی را برای طرف مقابل به طرز چشمگیری افزایش میدهد؛ زیرا دشمن را با این واقعیت مواجه میسازد که در مقابل یک "ملت ایستاده" قرار دارد، نه صرفاً یک دولت یا ارتش.
دومین زاویه، کارکرد درونی این الگو در بازتولید سرمایه اجتماعی و تربیت نسل تازهای از کنشگران سیاسی است. در تحلیلهای مرسوم از "سرمایه اجتماعی" غالباً به شبکههای رسمی و نهادهای مدنی اشاره میشود، اما این حضور خودجوش، کارکردی مشابه "کارگاههای تربیتی" دارد. در این محیط شبانه، نوجوانان و جوانان با مفاهیمی همچون همبستگی، نظم جمعی، ایثارگری و دفاع از ارزشها به طور عملی آشنا میشوند. این رویه، نسل آینده را در بستری تربیت میکند که قدرت را نه در بیلانهای اقتصادی، که در "اراده جمعی" و "حضور در میدان" تعریف میکند. این نوع از تربیت میدانی، دستاوردی است که در هیچ دانشگاه یا کلاس درسی قابل حصول نیست و ماندگاری انقلاب و نظام را در بلندمدت تضمین میکند.
نکته شایان تأمل دیگر، ظرفیت بالای این الگو برای همزیستی با جریان عادی زندگی شهری است. برخلاف برخی تصورات که این حضور را مانعی برای کسبوکار یا مزاحمتی برای شهروندان میدانند، شواهد نشان میدهد که این حرکت نه تنها تنشی با سایر فعالیتهای شبانه ایجاد نکرده، بلکه با ایجاد حس امنیت روانی، به رونق اقتصادی بخشهایی از شهر نیز کمک کرده است. این ویژگی، یعنی "تطبیقپذیری" یک کنش انقلابی با زیستجهان مدرن شهری، از نقاط قوت این مدل به شمار میرود. وقتی یک حرکت عظیم مردمی بتواند بدون ایجاد اختلال در نظم عمومی یا برهم زدن چرخه زندگی اقتصادی، به حیات خود ادامه دهد، نشان از بلوغ و عقلانیت حاکم بر آن دارد؛ عقلانیتی که ناشی از هوشمندی راهبردی و نه صرفاً شور و هیجان زودگذر است.
با این اوصاف، میتوان گفت که این الگو، یک "نوآوری راهبردی" در مفهوم دفاع ملی است. کشورها معمولاً برای تأمین امنیت خود به بودجههای عظیم نظامی و قراردادهای تسلیحاتی متکی هستند، اما مکتب مقاومت و به ویژه جمهوری اسلامی، نشان داده که مؤثرترین سپر دفاعی، میتواند از قلب جامعه برآمده و هزینهای ناچیز برای دولت داشته باشد. این نوع از بازدارندگی مردمی، دشمن را با دوگانگی روبهرو میکند: چگونه میتوان به کشوری حمله کرد که نه تنها ارتش و سپاه قدرتمندی دارد، بلکه در هر کوچه و خیابان آن، جمعیتی خودجوش برای دفاع از میهن آمادهباش هستند؟
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که به رویکرد برخی چهرههای سیاسی و رسانهای در قبال این پدیده توجه کنیم. این پرسش که چرا برخی جریانهای مدعی انقلابیگری با این حضور مردمی مخالفت میکنند، پرسشی اساسی و نیازمند تأمل است. این مخالفتها را باید در چارچوب کلیتر منازعه بر سر "تعریف قدرت" و "راهبردهای مدیریت بحران" تحلیل کرد. به نظر میرسد آن دسته از جریانهای سیاسی که به نوعی به دیپلماسی کلاسیک و مذاکرات سنتی به عنوان تنها مسیر حل منازعات اعتقاد دارند، حضور خیابانی را عاملی مزاحم یا حتی تنشزا تلقی میکنند، چرا که این حضور، برگ برندهای است که مختصات میز مذاکره را به نفع گفتمان مقاومت تغییر میدهد. این نگرش، ناشی از عدم درک صحیح از ماهیت جنگ ترکیبی و نقش "افکار عمومی" به عنوان یکی از محورهای اصلی آن است.
در این میان، برخی نگاهها به این حضور به مثابه یک تهدید برای عادیسازی روابط اجتماعی است، غافل از اینکه خود این حضور، محملی برای گفتمانسازی و تقویت ارزشهای اخلاقی و دینی در فضای عمومی است. در شبهای شهر، نه تنها خبری از هرجومرج نیست، بلکه نظم مثالزدنی، همدلی و معرفتافزایی به وضوح دیده میشود. خیابان در این الگو، از یک گذرگاه صرف، به "میدان سبیلالله" و محلی برای تبلور هویت جمعی تبدیل میشود. این تقدسبخشی به فضای عمومی، حاصل پیوند ایمان و عقلانیت است که سرمایهای عظیم برای آینده نظام محسوب میشود. نکته حائز اهمیت دیگر، قابلیت گسترش و الگوبرداری از این پدیده است. این نوع حضور مردمی، مختص به شرایط خاص کنونی نیست، بلکه یک قالب رفتاری است که میتواند در سایر بحرانهای احتمالی آینده نیز تکرار شود. فرهنگ خودجوشی، مردمسالاری دینی و مسئولیتپذیری جمعی، مؤلفههایی هستند که این قالب را به یک "الگوی تمامعیار" برای مقابله با تهدیدات نرم و سخت تبدیل میکنند. تجربه نشان داده که در برابر دشمنی که از هر ترفند رسانهای و نظامی برای ناامیدسازی ملت بهره میگیرد، قویترین پادزهر، "خودباوری" و "حضور عینی" مردم در صحنه است.
از سوی دیگر، باید اذعان کرد که استمرار این حضور، خود به تنهایی یک "پیام راهبردی" به جامعه بینالملل است. در شرایطی که برخی تحلیلگران خارجی از امکان فروپاشی داخلی ایران سخن میگویند، این تصاویر از خیابانهای پرجمعیت شبانه، گویاترین و بینظیرترین پاسخ به آنان است. این پیام نه از طریق وزارت خارجه یا رسانههای رسمی، که از زبان خود شهروندان به جهانیان مخابره میشود: ایران همچنان استوار است و ملت آن، در سختترین لحظات، پشتیبان نظام و آرمانهای خود باقی ماندهاند.
پس آنچه در شبهای اخیر و ماههای گذشته در ایران رخ داده، چیزی فراتر از یک تجمع اعتراضی یا نمایش وفاداری است. این یک "الگوواره جدید" در علوم سیاسی و اجتماعی است که در آن، "فضای شهری" به "عرصه نبرد ارادهها" تبدیل میشود و "تماشاگران" زندگی روزمره، به "بازیگران اصلی" معادلات امنیتی بدل میگردند. اگر امروز برخی از قدرتهای بزرگ با محاسبههای غلط درباره ایران مواجه شدهاند، بخش مهمی از این محاسبه غلط، ناشی از درک ناقص آنان از همین "سرمایه عظیم اجتماعی" است. این سرمایه که در طول جنگ تحمیلی و دوران سازندگی شکل گرفت، اکنون در قالب این حضور شبانه، خود را به عنوان مؤثرترین مکانیسم بازدارندگی به روز رسانی کرده است.


