تلاقی یهودیت و مسیحیت در آخرالزمان
تلاقی یهودیت و مسیحیت در آخرالزمان
واکاوی اتحاد راهبردی و پیشزمینههای تاریخی
مسئله فرجامشناسی و موعودباوری یکی از بنیادیترین مضامین در ادیان ابراهیمی است. در دهههای اخیر، تغییر جهتگیریهای الهیاتی و پیوند آموزههای فرجامشناختی با کنشهای سیاسی، نوعی همگرایی را میان بخشهایی از جریانهای یهودی و مسیحی پدید آورده است.
دفتر ارتباطات فرهنگی در موکب مصباح الهدی موضوع «تلاقی یهودیت و مسیحیت در آخرالزمان» را با ارائه دکتر امیر خواص (دانشیار و عضو هیئتعلمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره) برگزار کرد. ایشان با نگاهی تاریخی-تحلیلی، ریشههای واگرایی تاریخی و سپس عوامل همپوشانی این دو جریان در عصر معاصر را مورد موشکافی قرار دادند.
۱. تبارشناسی تعارض تاریخی؛ از اتهام تصلیب تا ردّ موعود
دکتر خواص در آغاز بحث به بررسی پیشینه تاریخی روابط این دو دین پرداختند و تأکید کردند که روابط یهودیت و مسیحیت ارتدوکس/سنتی در طول دو هزار سال، آکنده از تخاصم کلامی و تاریخی بوده است:
- نگاه سنت مسیحی به یهودیان: متکلمان مسیحی قرنها یهودیان را بهدلیل عدم پذیرش حضرت عیسی (ع) و نقش آنان در تحویل وی به حاکم رومی برای تصلیب، مسئول مستقیم دانسته و آنان را طرد میکردند.
- رویکرد یهود به مسیحیت: در مقابل، جامعه خاخامی و الهیات یهودی هرگز عیسی ناصری را مصداق «ماشیاح» (مسیحای موعود) ندانستند و ادعاهای مسیحی را در تضاد با پیشگوییهای عهد عتیق قلمداد میکردند.
با این پیشینه، پرسش اساسی دکتر خواص این است: چگونه دو جریان که قرنها در تعارض خونین و الهیاتی به سر میبردند، در ۴ الی ۵ دهه اخیر به یک همپوشانی راهبردی و آخرالزمانی دست یافتهاند؟
۲. ریشههای هویت و تاریخ بنیاسرائیل در عهد عتیق
بخش مهمی از سخنرانی به بررسی پیریزی تاریخی قوم بنیاسرائیل بر پایه متون عهد عتیق و روایتهای قرآنی اختصاص یافت:
- سلسله ابراهیمی: تولد اسحاق و یعقوب و شکلگیری دوازده سبط بنیاسرائیل.
- عصر خروج و ورود به کنعان: اقامت در مصر، بعثت حضرت موسی (ع)، دوران گذر در بیابان و ورود به سرزمین کنعان.
- دوران پادشاهی داوود و سلیمان: سخنران خاطرنشان کرد که در الهیات رسمی یهود، حضرت داوود و حضرت سلیمان برخلاف تلقی اسلامی که مقام والای نبوت را به آنان نسبت میدهد، بیشتر بهعنوان «پادشاهان مقتدر ملی و سیاسی» فهم میشوند تا صرفاً هادیان معنوی.
۳. شکاف اسباط دوازدهگانه و زایش ایده «مسیحای پادشاه»
دکتر خواص بحرانهای تاریخی پادشاهی بنیاسرائیل را بستر اصلی شکلگیری موعودباوری یهودی معرفی کردند:
- تقسیم پادشاهی: پس از حضرت سلیمان، حکومت بنیاسرائیل به دو پاره شمالی (اسرائیل با ده سبط) و جنوبی (یهودا با اسباط یهودا و بنیامین) تقسیم شد.
- تبعید و انقراض اسباط شمالی: ده سبط شمالی توسط امپراتوری آشور تارومار و تبعید شدند و سرنوشت آنها در تاریخ در هالهای از ابهام باقی ماند («اسباط گمشده»).
- تبعید بابل: اسباط جنوبی نیز بعدها به دست نبوکدنصر (بختالنصر) شکست خورده و به بابل تبعید شدند؛ تخریب هیکل اول در این دوره رخ داد.
نکته کلیدی سخنران: مفهوم «مسیحا» (ماشیاح) در ذهن و ادبیات انبیای متأخر عهد عتیق (نظیر اشعیا و ارمیا) در متن چنین شکستها و آوارگیهایی بارور شد. ازاینرو، «مسیحای یهودی» در وهله نخست، نجاتبخشی سیاسی-نظامی است که وظیفه دارد اقتدار و شوکت دوران داوود و سلیمان را احیا کند، اسباط پراکنده را به ارض موعود بازگرداند و معبد را دوباره برپا سازد.
۴. چرخش هزاره دوم: پیوند صهیونیسم سیاسی با بنیادگرایی پروتستان
دکتر خواص با اشاره به تحولات معاصر توضیح دادند که تحول در پروتستانتیسم (بهویژه جریانهای انجیلی یا اونجلیکال) نقطه آغاز این دگرگونی بود.
این جریانها با قرائتی تحتاللفظی از پیشگوییهای عهد عتیق، شکلگیری رژیم صهیونیستی، تجمع یهودیان در فلسطین و ساخت معبد سوم را پیششرطهای بازگشت دوم حضرت عیسی (ع) تفسیر میکنند. از این زاویه:
- اشتراک کارکردی: گرچه انگیزه نهایی هر دو طیف متفاوت است (مسیحیان در انتظار بازگشت عیسی و یهودیان در انتظار تجلی ماشیاح)، اما در گامهای عملی فرجامشناختی با یکدیگر تلاقی پیدا کردهاند.
- جهتگیری ژئوپلیتیک: پیامد عینی این پیوند، ایجاد جبههای هماهنگ در غرب برای پشتیبانی همهجانبه از صهیونیسم و هدف قرار دادن کانونهای مقاومت در جهان اسلام، بهویژه هویت شیعی و محور مقاومت با محوریت ایران است.



