اپستین؛ آینۀ تمامنمای بحران معنا در تمدن سکولار
پرونده جفری اپستین، سرمایهدار آمریکایی که شبکهای گسترده از سوءاستفاده از زنان و کودکان را تا بالاترین سطوح قدرت مدیریت میکرد، بسیار فراتر از یک رسوایی جنسی یا اخلاقی است. این ماجرا اگر با دقت و بدون شتابزدگی رسانهای تحلیل شود، به مثابه جراحی عمیق بر پیکرۀ تمدنی عمل میکند که دهههاست خود را الگوی نهایی حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی معرفی کرده است. آنچه در جزیرۀ خصوصی اپستین و میان دوستان مشهورش رخ داد، نه یک انحراف فردی که محصول طبیعی و منطقی ساختارهای فرهنگی، فلسفی و اقتصادی جامعۀ مدرن غربی است.
برای درک این عمق، باید از سطح اخبار و شایعات عبور کنیم و پرسش بنیادین را مطرح سازیم: چگونه ممکن است فردی با چنین پرونده سیاهی، نه تنها سالها از گزند قانون مصون بماند، بلکه در میان نخبگان سیاسی، روسای جمهور، شاهزادگان و دانشمندان بزرگ رفت و آمد کند و حتی پس از دستگیری نیز در شرایط مرموزی به زندگی خود پایان دهد؟ آیا این یک نقص در سیستم قضایی است یا ویژگی ذاتی نظامی که در آن، قدرت و ثروت میتوانند هر مرز اخلاقی را درنوردند؟
پاسخ در مفهوم «انسان فاوستی» نهفته است؛ اسطورهای که یوهان گوته و بعدها اسوالد اشپنگلر آن را به نماد تمدن مدرن غرب تبدیل کردند. فاوست، دانشمندی است که در ازای قدرت، لذت و تسلط بر جهان، روح خود را به شیطان میفروشد. اشپنگلر در کتاب «افول غرب» این روحیه را «فرهنگ فاوستی» نامید؛ فرهنگی که میل سیریناپذیر به گسترش، تسخیر و بهرهکشی دارد و هیچ مانعی اعم از طبیعت، اخلاق و انسانیت را نمیپذیرد. اپستین تجسم عینی این روحیه در عصر سرمایۀ مالی است. او روح خود را نه به شیطان متافیزیکی، که به قدرت، نفوذ و ثروت فروخت و در این معامله، بدن قربانیانش سوخت راه او شد.
اما این معامله تنها به افراد محدود نمیشود. ساختارهای سیاسی و اقتصادی غرب نیز در این داد و ستد شریکاند. وقتی اقتصاد بر پایۀ مصرف بیحد و حصر و تبدیل همه چیز به کالا تعریف شود، بدن انسان نیز به کالایی لوکس در بازار لذت تبدیل خواهد شد. صنعت پورنوگرافی، مد، تبلیغات و سرگرمی سالهاست که این منطق را ترویج میکنند: بدن هرچه عریانتر، جذابتر و در دسترستر باشد، سودآورتر است. در چنین فضایی، مرزهای اخلاقی به تدریج جابهجا میشوند و آنچه زمانی انحراف نامیده میشد، ابتدا به «سبک زندگی» و سپس به «حق فردی» تبدیل میشود. اپستین تنها توانست از این بستر فرهنگی برای ایجاد بازاری اختصاصی برای نخبگان استفاده کند.
بحران عمیقتری که این ماجرا آشکار میکند، فروپاشی معنا در قلب مدرنیته سکولار است. اومانیسم که با شعار «انسان، معیار همه چیز است» پا به عرصه گذاشت، در عمل به تقدیس نفس انسانی انجامید. وقتی خدا، دین و هر مرجع متعالی از صحنه کنار زده شد، «انسان» به عنوان معیار باقی ماند؛ اما کدام انسان؟ انسان به مثابه موجودی صرفاً مادی که تابع امیال، غرایز و منافع لحظهای خود است. در غیاب معیارهای الهی، خیر و شر به قراردادهای بشری واگذار میشوند که خود تحت سلطه قدرت و ثروت شکل میگیرند. نتیجه، جامعهای است که در آن ثروتمندان و قدرتمندان میتوانند برای خود اخلاقی جداگانه تعریف کنند و قانون را به سود خود تفسیر نمایند. بحران معنایی که اپستین نمایانگر آن است، همان پوچیای است که از دیرباز روشنفکران غربی از آن رنج بردهاند؛ پوچیای که انسان را به موجودی سرگشته تبدیل کرده که برای فرار از آن به هر نوع لذت و هیجانی پناه میبرد.
اگر به تاریخ استعمار و بردهداری نگاه کنیم، درمییابیم که این نخستین بار نیست که بدن انسان در تمدن غرب به کالا تبدیل میشود. قرنها تجارت برده، بهرهکشی از انسانهای سیاهپوست در مزارع، و استعمار جنسی در مستعمرات، همگی حلقههایی از یک زنجیرهاند. اپستین تنها نسخهای مدرن و لوکس از همان منطق تاریخی است؛ این بار به جای مزارع پنبه، جزایر خصوصی و به جای بردهداران رسمی، سرمایهداران و سیاستمداران جهانی. تفاوت در شکل است، نه در ماهیت.
بنابراین، ماجرای اپستین را نمیتوان استثنا یا حادثهای عارضی در تاریخ غرب دانست. این رسوایی، روایتی فشرده از حقیقتی پنهان است: تمدنی که خود را پرچمدار آزادی و کرامت انسانی میداند، در عمل به جایی رسیده که برای لذت و قدرت عدهای، نه تنها اخلاق، که تمامیت جسم و روح انسانها را قربانی میکند. پرسش نهایی که این ماجرا برای همیشه در تاریخ ثبت میکند، این است: آیا تمدنی که در آن میتوان با پول و نفوذ، کودکان را قربانی کرد، عدالت را سالها به تعویق انداخت، و سپس عاملان آن را در هالهای از ابهام به مرگی اسرارآمیز رساند، همچنان میتواند مدعی ارائه الگویی برای بشریت باشد؟ شاید عبرت اپستین برای جهان امروز، نه در جزئیات جنایتهای او، که در این حقیقت تلخ باشد که او آیینهای تمامنما از بحران عمیق معنویت، اخلاق و انسانیت در قلب تمدنی است که روزگاری خود را پایان تاریخ مینامید.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


