هویت جامعه ایرانی۱
هویت جامعه ایرانی۱
خلاصه:
طی گفتگویی با حضور دکتر پرهیزکار، جامعهشناس، موضوع هویت ملی ایران بررسی شد. دکتر پرهیزکار هویت ملی را مجموعهای از مولفههایی دانست که افراد بهواسطه آنها خود را تعریف و از دیگران متمایز میکنند و تأکید کرد هویت نهتنها شناختی، بلکه هنجاری و رفتاری است. او سرزمین، زبان و فرهنگ، دین و باورهای دینی، تاریخ و سنت را از مهمترین سازههای هویت ایرانی برشمرد و افزود خودآگاهی تاریخی اهمیت بیشتری از صرف داشتن تاریخ دارد. همچنین ورود مدرنیته و فناوریهای نوین همراه با مفاهیم جدید (مانند دموکراسی و آزادی) را عاملی تأثیرگذار دانست که برخی عناصر آن پذیرفته یا بومیسازی شده و برخی با مقاومت مواجه شدهاند. دکتر پرهیزکار یادآور شد رویدادها و دستاوردهای ملی (موفقیتها یا شکستها) میتوانند احساس هویتی را تقویت یا تضعیف کنند و نمادها و مناسبتهایی مانند پرچم، سرود ملی و نوروز در تثبیت هویت نقش دارند. او تأکید کرد برای تغییر یا تحول هویتی باید شاهد فراگیری و پذیرش آن در سطح ملی باشیم، نه صرفاً رخدادهای رسانهای یا محلی. در پایان اعلام شد موضوع در برنامههای بعدی با ذکر مصادیق بیشتر ادامه خواهد یافت.
متن خبر
خدمت همه شما مخاطبین عزیز و گرانقدر و همه هموطنان نازنین سلام عرض میکنم. آرزو دارم هر کجا هستید حالتان خوب باشد و در سایه لطف و عنایت اهل بیت علیهمالسلام زندگیتان بر وفق مراد باشد. امروز با یک گفتگوی دیگر همراه شما هستیم؛ انشاءالله حدود بیست دقیقه ما را همراهی کنید تا از سخنان مهمان عزیزمان بهرهمند شویم.
عرض سلام و خوشآمد میکنم، آقای دکتر پرهیزکار. وقتتان بخیر. سلام علیکم، ممنونم، در خدمت شما هستم.
جناب دکتر، تخصص شما در جامعهشناسی است و یکی از موضوعات مهم در این رشته هویت ملی است. در گفتوگوهای روزمره، وقتی از هموطنان میپرسیم «تو ایرانی هستی؟»، معمولاً ویژگیهایی مانند مهماننوازی، مهربانی، شجاعت، غیرت، پایبندی به عدالت و ایستادگی در برابر ظلم ذکر میشود. میخواهم بدانم این برداشتهای عمومی از هویت ایرانی تا چه حد با مباحث علمی جامعهشناسان همخوانی دارد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. ویژگیهایی که شما اشاره کردید قطعاً از شاخصهاییاند که برای تعریف هویت ذکر میشوند. قبل از ورود به جزئیات، اجازه دهید یک تعریف کلی مطرح کنم: هویت ملی عبارت است از هر آن چیزی که ما خود را به وسیله آن شناسایی و تعریف میکنیم؛ چیزهایی که آنها را «مال خود» میدانیم و با آنها از دیگری متمایز میشویم. وقتی از من میپرسند «تو کی هستی؟»، اولین پاسخهایی که میدهم، همان مؤلفههایی هستند که هویت من را میسازند.
این مؤلفهها میتوانند در سطوح مختلف باشند: برخی مبانی بنیادین و مشترک میان همه اقوام و خردهفرهنگها را تشکیل میدهند و برخی دیگر در چارچوب خردهفرهنگها باقی میمانند. هویت فقط یک بعد شناختی ندارد؛ بعد هنجاری و رفتاری هم دارد. یعنی نسبت به چیزی که هویت ما را میسازد، احساس تعلق، علاقه و حتی تعهد پیدا میکنیم و حاضر به هزینه دادن برای آن میشویم.
یکی از نخستین مؤلفهها سرزمین است. سرزمین، محل زیست، تأمین نیازها و محل ساختن خاطرات، بخشی از خودِ ما و وجه تمایز مادی ماست. ایرانیان معمولاً سرزمین خود را سرزمینی بزرگ، چهار فصل و برخوردار از منابع متنوع میدانند که این احساس تعلق و خوشایندی هویتی را تقویت میکند. البته تاریخ هم میتواند لایههایی از تاسف یا گلایه ایجاد کند، اما همچنان سرزمین به عنوان یک مؤلفه هویتی باقی میماند.
مؤلفه دیگر فرهنگ و نظام معنایی مشترک است. زبان (فارسی به عنوان زبان رسمی و زبانهای محلی دیگر)، ادبیات، باورها و ارزشها از اجزای فرهنگاند. در جامعه ما دین نقش بسیار برجستهای در ساخت هویت داشته است؛ از زرتشتی در گذشته تا اسلام در دورههای بعدی. دین، باورها و هنجارهای دینی جزو بنیانهای هویتیاند و نمیتوان هویت ایرانی را بدون در نظر گرفتن بعد دینی فهمید.
علاوه بر دین، تاریخ و سنت نیز نقش مهمی دارند. تاریخ گسترده و انباشتشده ما هر اندازه که در خودآگاهی تاریخی مردم جاری باشد، اثرگذاری بیشتری بر هویت امروز دارد. خودآگاهی تاریخی مهمتر از صرف داشتن تاریخ است؛ یعنی داشتن دانش و یادآوری این تاریخ در موقعیتهای حساس میتواند هشیاری هویتی را فعال کند.
تجربه مواجهه با مدرنیته و واردات فرهنگی نیز مؤلفه دیگری است. از قرنهای اخیر و بهویژه در صد سال گذشته، فناوریها، مفاهیم سیاسی-اجتماعی (مثل دموکراسی و آزادی) و سبک زندگی نوین وارد جامعه ما شدهاند. برخی از این عناصر پذیرفته، برخی بومیسازی و برخی با مقاومت مواجه شدهاند. هویت انعطافپذیر و سیال است؛ هم بنیادهایی دارد که مردم به آن دلبستهاند و حاضر نیستند به آسانی از آن دل بکنند، و هم ظرفیت تغییر تدریجی و اقتباس از عناصر جدید را دارد.
رویدادها و دستاوردها یا شکستهای ملی نیز بر هویت تأثیر میگذارند. موفقیتهای ملی (مثلاً در علم، ورزش یا فناوری) احساس غرور و تقویت هویت را به همراه دارند و شکستها یا بحرانها میتوانند هویت را تضعیف یا دستکاری کنند. هر تحول بزرگ سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی میتواند زمینهساز بازتعریف هویتی شود.
نمادها نقش یادآورنده هویت را دارند: پرچم، سرود ملی، جشنهای ملی، نمادهای سرزمینی (مثل کوه دماوند) و مناسبتهایی مثل نوروز که پیوندهای اجتماعی و میراث جمعی را تازه میکنند. این نمادها و مناسبتها به تثبیت احساس «ما ایرانیها» کمک میکنند. در عین حال، این نمادها در موقعیتهای بحران یا افت و خیز اجتماعی ممکن است به چالش کشیده شوند؛ مثالهایی از واکنشها به اجرای سرود ملی در مسابقات ورزشی و تغییرات در نگرشها شاهدی بر این امر است.
برای اینکه بگوییم یک پدیده واقعاً در سطح هویت ملی تأثیرگذار بوده، باید به شیوع و فراگیری آن در سطح ملی توجه کرد. تغییرات محلی یا رسانهای لزوماً به تغییر هویت ملی منجر نمیشوند مگر اینکه عمومیت یابند و به رفتارها و هنجارهای اجتماعی راه یابند.
در جمعبندی: آنچه مردم بهطور عام درباره هویت ایرانی بیان میکنند (مهماننوازی، مهربانی، شجاعت، غیرت و…) با بخشهایی از تحلیلهای جامعهشناختی همخوانی دارد، اما هویت ساختاری پیچیده و چندلایه است که شامل سرزمین، زبان و فرهنگ، دین، تاریخ و سنت، تأثیرات مدرنیته، نمادها و تجربههای جمعی میشود. این مؤلفهها در فضای اجتماعی و تاریخی با هم ترکیب میشوند و هویت را شکل میدهند؛ هویتی که هم دارای ثبات نسبی است و هم ظرفیت تغییر و اقتباس دارد.
خیلی ممنونم از شما و از همه بینندگان عزیز که وقت گذاشتید و این گفتوگو را شنیدید. انشاءالله در برنامه بعدی با جزئیات بیشتر و با ذکر مصادیق، این موضوع را ادامه خواهیم داد. وقت همگی بخیر، التماس دعا و خدا حافظ.
نکات برجسته گفتگو:
- تأکید بر ترکیب عناصر مختلف (سرزمین، تاریخ، دین، مدرنیته) در شکل دادن به هویت پیچیده ایرانی.
- نقش فعال و پویای هویت که تحت تأثیر رویدادهای جاری قرار می گیرد.
- تمایز قائل شدن بین تغییرات سطحی در فرهنگ و تغییرات عمیق در هویت ملی.
- ارائه یک چارچوب تحلیلی برای درک پدیده های اجتماعی مرتبط با هویت.






