حکومت در نهج البلاغه
حکومت در نهج البلاغه
در این جلسه حجت الاسلام دکترمحمدهادی هدایت بیان کردند:
مقدمه: نهج البلاغه به مثابه کتابی برای حکمرانی نهج البلاغه،مجموعه سخنان و نامههای امیرالمؤمنین علی(ع)، تنها یک کتاب ادبی یا مذهبی نیست، بلکه کتابی است جامع برای سیاست،
حکومتداری و انقلاب اسلامی. این کتاب راهنمایی ضروری برای تمامی سیاستمداران جهان، به ویژه کشورهای اسلامی و شیعیان، در تعریف رابطه بین حاکم و مردم و نیز روابط اجتماعی است.
فصل اول: ضرورت وجود حکومت در جامعه
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به شعار «لا حکم الا لله» خوارج که در ظاهر صحیح اما در مقصود باطل بود، فرمودند: «کلمه حق یراد بها باطل». ایشان تأکید کردند که اگرچه حاکمیت مطلق از آن خداست،
اما جامعه برای نظم و بقا به یک حاکم انسانی نیاز دارد. قاعده کلی این است: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ» (مردم ناگزیرند حاکمی داشته باشند، چه نیکوکار و چه تبهکار). وجود حاکم، علت تشکیل جامعه است.
اگر این حاکم مطیع خدا باشد، جامعهای دینی شکل میگیرد و اگر فاجر باشد، جامعهای غیردینی پدید میآید.
فصل دوم: شرایط و ویژگیهای حاکم مشروع
حضرت علی(ع) میفرمایند مردم موظفند قبل از هر کاری، امام و حاکمی را که خداوند برایشان تعیین کرده است، برگزینند و با او بیعت کنند. حاکم حق باید دارای ویژگیهایی چون عفاف، علم، تقوا، آگاهی به سنتهای الهی، بصیرت
در سیاست و ظلمستیزی باشد. او باید قادر به گرفتن حق مظلوم از ظالم و حل مشکلات جامعه باشد. حاکمیت میدانی برای آزمایش انسانهاست؛ عدهای در آن سقوط میکنند و عدهای به تعالی میرسند.
فصل سوم: اهداف و مسئولیتهای حکومت
هدف اصلی حکومت از نگاه امام علی(ع)، برقراری عدالت، دفاع از مظلومان و ظلمستیزی است. ایشان در خطبه سوم میفرمایند: «أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا» (به خدایی که دانه را شکافت...
اگر نبود بیعت مردم و مسئولیت الهی در قبال ستمگر و مظلوم، هرگز حکومت را نمیپذیرفتم). بنابراین، فلسفه وجودی حکومت، اجرای عدالت است.
فصل چهارم: قواعد و اصول کلیدی حکومتداری
این فصل به چند اصل بنیادین از دیدگاه امام علی(ع) میپردازد:
۱. پرهیز مطلق از ظلم و خونریزی ناحق کلیدواژه: ظلم ستیزی، آه مظلوم، حکومت پایدار در نامه ۵۳ به مالک اشتر،حضرت هشدار میدهند که هیچ چیزی مانند ریختن خون ناحق و آه مظلوم، باعث زوال نعمت و سقوط حکومت نمیشود. هر که به بندگان خدا ظلم کند، خدا دشمن اوست.
۲. توجیهناپذیری هدف با وسیله نادرست کلیدواژه: اخلاق حکومتی، هدف و وسیله امام(ع)در نامه ۳۱ میفرمایند: «مَا الْخَيْرُ بِخَيْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِشَرٍّ» (هر خیری که تنها از راه شر به دست آید، خیر نیست). پیروزیِ حاصل از گناه، در حقیقت شکست است.
۳. رابطه متقابل حقوقی حاکم و مردم کلیدواژه: حقوق متقابل، مسئولیت حاکم در خطبه ۳۴،حضرت میفرمایند: «إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً، وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ». حق مردم بر حاکم شامل خیرخواهی، تأمین رفاه عمومی، آموزش و پرورش آنان است.
۴. لزوم رعایت عدالت و مساوات در تمام شئون کلیدواژه: عدالت اجتماعی، مساوات، بیت المال امام(ع)بر تقسیم عادلانه و مساوی بیتالمال میان همه مردم، از سیاه و سفید و قوی و ضعیف، تأکید میورزند. ایشان حتی در نگاه کردن و اشاره کردن به مردم نیز رعایت مساوات را واجب میدانند تا ضعیفان ناامید و ظالمان طمعکار نشوند.
۵. شفافیت و پرهیز از امور پنهانی ناپسند کلیدواژه: شفافیت حکومتی، مسئولیت پذیری در نامه ۶۹،حضرت توصیه میکنند که از هر کاری که اگر آشکار شود، موجب شرمساری است یا مجبور به انکار یا عذرخواهی برای آن میشوی، بپرهیز. کار خوب باید برای همگان و به صورت علنی باشد.
فصل پنجم: عاقبت حاکمان ستمگر
نتیجهگیری: نهج البلاغه یک نظامنامه کامل حکومتی است که بر پایهتوحید، عدالت، مسئولیتپذیری متقابل و اخلاق استوار است. این کتاب، حاکمان را به شفافیت، پرهیز از ظلم و رعایت حقوق مردم دعوت کرده و سعادت دنیوی و اخروی جامعه را در گرو حکومتِ حاکمانی عادل و الهی میداند.
پایان پیام
کلمات کلیدی : نهج البلاغه، حکومت داری، سیاست اسلامی، امیرالمؤمنین، عدالت اجتماعی، حاکم عادل، ظلم ستیزی، بیت المال، حقوق مردم، انقلاب اسلامی، رهبری، امامت، مسئولیت حاکم، شفافیت، مساوات، حکومت پایدار، آه مظلوم، عذاب اخروی، حاکم جائر








