وفاق و خط قرمز آن؛ وحدت بر محور اصول
در روزگاری که کشور با پیچیدهترین فشارهای خارجی و چالشهای داخلی دستوپنجه نرم میکند، هرگونه گفتوگو درباره وفاق و همگرایی ملی، ضرورتی انکارناپذیر مینماید. اما پرسش بنیادین اینجاست که وفاق تا کجا و با چه کسانی معنا مییابد و مرزهای آن کجاست. در این میان، برخی جریانها با طرح شعارهایی مانند «آشتی ملی» در صدد بازتعریف وفاق برآمدهاند، اما ریشه این ادعاها و پیامدهای آن، نیازمند واکاوی دقیق است.
تجربه تلخ فتنه ۱۳۸۸، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی معاصر ایران محسوب میشود. پس از آن رویداد، هسته اصلی جماعت مدعی اصلاحات که با افشای خیانت خود احساس انزوا میکردند، شعار «آشتی ملی» را سر دادند تا شاید بتوانند به شرایط پیش از فتنه بازگردند و خیانتی را که مرتکب شده بودند، از اذهان عمومی پاک کنند. مرور روزنامهها و سایتهای تحت مدیریت این جریان بهروشنی نشان میدهد که شعار آشتی ملی، ترجیعبند بسیاری از نوشتهها و مصاحبههای آنها بوده است. اما این شعار، بیش از آنکه نشانهای از پشیمانی و اصلاح باشد، تلاشی برای فرار از مسئولیت و بازسازی وجهه از دسترفته به شمار میرفت.
رهبر شهید انقلاب اسلامی با نگاهی حکیمانه و آیندهنگرانه، انگیزه پنهان این ترفند را برملا کردند. ایشان در پاسخ به این شعار، نکتهای اساسی را یادآور شدند که روشنگر مرزهای واقعی وفاق در نظام اسلامی است. ایشان فرمودند که مردم ایران ایستاده و مجتمع هستند و آنچه در میان است، اسلام، ایران، استقلال و ایستادگی در مقابل دشمن است. ممکن است در مسائل سیاسی اختلافنظرهایی وجود داشته باشد، اما این اختلافها تأثیری بر وحدت ملی ندارد. از نظر ایشان، طرح شعار آشتی ملی، القای این تصور غلط را در پی دارد که گویی قهری میان مردم وجود دارد، در حالی که چنین چیزی واقعیت ندارد. این سخن نشان میدهد که جامعه ایران در اصول اساسی خود متحد است و نیازی به آشتیسازی مصنوعی ندارد.
ایشان با اشاره به خط قرمز وحدت، حساب زاویهدارها را از حساب مردم جدا کردند و صراحتاً فرمودند ملت با کسانی که به روز عاشورا اهانت کردند و با قساوت و بیحیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر است و با اینها آشتی هم نمیکنند. این سخن بهخوبی نشان میدهد که وفاق و وحدت با کسانی که از مبانی و اصول اسلام و انقلاب فاصله گرفتهاند، نهتنها نشانه وحدت نیست، بلکه در تضاد با وحدت واقعی جامعه قرار دارد. به عبارت دیگر، وحدت زمانی ارزشمند است که حول ارزشها و اهداف مشترک شکل گیرد، نه صرفاً برای کنار هم قرار گرفتن جریانهای مختلف بدون توجه به مبانی فکری آنها.
امام خمینی(ره) نیز سالها پیش درباره غربزدگان و جریانهای وابسته هشدار داده و فرموده بودند که این غربزدهها را باید کنار گذاشت؛ عدهشان چندان زیاد نیست، اما فضولیشان بسیار است. این هشدار، نشاندهنده خطر نفوذ فکری و فرهنگی غرب در میان برخی جریانهای سیاسی است که با ادعای اصلاحطلبی، در صدد تغییر مبانی نظام برآمدهاند. از نگاه امام، وابستگی فکری و فرهنگی به غرب میتواند مانعی جدی برای حفظ استقلال سیاسی و هویتی جامعه باشد و هرگونه وفاق با چنین جریانهایی، در واقع به معنای عقبنشینی از اصول انقلاب خواهد بود.
در همین راستا، رهبر شهید انقلاب در توصیههای خود به نامزدهای ریاستجمهوری، معیارهای روشنی را برای انتخاب کارگزاران نظام ترسیم کردند. ایشان تأکید کردند که نامزدها با خداوند خود عهد کنند که اگر موفق به کسب مسئولیت شدند، کسان و کارگزاران خود را از کسانی انتخاب نکنند که ذرهای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذرهای زاویه داشته باشد، به درد مدیریت کشور نمیخورد. همچنین کسی که دلبسته آمریکا باشد و تصور کند بدون لطف آمریکا نمیشود قدم از قدم برداشت، همکار خوبی برای نظام نخواهد بود و از ظرفیتهای کشور استفاده نخواهد کرد. ایشان بر انتخاب افرادی تأکید داشتند که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب و دارای اعتقاد کامل به نظام باشند و این انتخاب را نه یک اقدام سیاسی، بلکه عبادتی دانستند که در پیشگاه خداوند ثواب دارد.
اکنون با توجه به رهنمودهای امام راحل و رهبر شهید که علاوه بر ولایت داشتن، جایگاه علمی برجستهای نیز دارند، به آسانی میتوان نتیجه گرفت وفاق نمیتواند و نباید با افراد و گروههایی باشد که با مبانی انقلاب، نظام و امام زاویه دارند و به فرموده رهبر شهید، دلبسته آمریکا هستند و تصور میکنند که بدون لطف آمریکا نمیشود قدم از قدم برداشت. متأسفانه این روزها، افراد و جریاناتی از این طیف را میتوان دید که به بهانه وفاق در برخی از مراکز حساس نظام حضور دارند، حضوری نابایسته که از آفتهای خطرناک وفاق و خط قرمز آن محسوب میشود.
وفاق از نگاه این نوشتار، به معنای حذف اختلافها نیست، بلکه به معنای همکاری در چارچوب اصول مشترک است. خط قرمز وفاق، همکاری با افرادی است که نسبت به مبانی اسلام، انقلاب، نظام و استقلال کشور زاویه دارند و هرگونه استفاده از عنوان وفاق برای وارد کردن چنین جریانهایی به مراکز حساس، میتواند بهشدت آسیبزا باشد. وحدت بر محور اصول، مبنای استواری است که میتواند جامعه را در برابر چالشها مقاوم سازد، در حالی که وفاق بدون توجه به مبانی، نهتنها کارآمد نیست، بلکه خود به عاملی برای تضعیف انسجام ملی تبدیل میشود.


