راهبرد مقاومت و ابعاد شخصیتی رهبر شهید در برابر نظام سلطه
شخصیتهای مستقل بینالمللی در بیانیههای خود، تصویری چندلایه از رهبر شهید انقلاب اسلامی ارائه دادهاند که فراتر از یک رهبر سیاسی صرف است. توبیاس فنیگ، تحلیلگر آلمانی، زندگی او را سرشار از فداکاری برای خاک، مردم، آرمان فلسطین و امت اسلامی توصیف میکند. او به سابقه مبارزاتي اشاره دارد که از دستگیری و شکنجه توسط ساواک در سال هزار و سیصد و شصت آغاز شد و در سوءقصد سال هزار و سیصد و شصت و یک به اوج رسید. جراحات آن سوءقصد تا زمان شهادت همراه او بود. این تحلیلگر آلمانی پرسشی کلیدی مطرح میکند که چرا او با وجود آگاهی از نزدیک بودن حمله دشمن، پنهان نشد و به پناهگاه نرفت. پاسخ در کلام خود او نهفته است که گفته بود جان ناقابل و جسم ناقص خود را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهد کرد. این منطق، ریشه در فهم عمیق او از ماهیت شهادت دارد.
توماس ورله، کنشگر فرانسوی، ابعاد دیگری از این شخصیت را آشکار میسازد. او تأکید میکند که رهبر شهید در کاخهای قدرت محصور نبود، بلکه مردی مهربان، همراه با مردم و سادهزیست بود. او دعا میکرد، مطالعه میکرد و رنجهای ملتش را با تمام وجود حس میکرد. این سادهزیستی نه از سر ضعف، بلکه مهربانی پدری برای ملت بود. او بیش از سه دهه جمهوری اسلامی را با حکمتی تزلزلناپذیر هدایت کرد و فریب وسوسههای غرب، تحریمها، تهدیدها و جنگها را نخورد. حمایت او از آرمانهای فلسطین، لبنان، سوریه و یمن نه از روی محاسبات سیاسی، بلکه بر اساس باورهای انقلابی بود. او این ایده را تجسم بخشید که ایمان و مقاومت میتوانند در برابر قدرتمندترین امپراتوریها ایستادگی کنند.
کریستف اوبرلن، نویسنده و کنشگر حقوق بشری فرانسوی، با مقایسه او با شخصیتهای تاریخی، بر سه معیار بزرگبودن هدف، کمبود امکانات و عظمت نتیجه تأکید میکند. او رهبر شهید را با حضرت محمد صلی الله علیه و آله مقایسه میکند که در اوج نبود امکانات، بزرگترین انقلاب معنوی را پایهگذاری کرد. در دوران رهبری او، ایران تحت شدیدترین تحریمهای بینالمللی قرار داشت و در برابر نظام سلطه جهانی ایستادگی کرد. نتیجه این ایستادگی، به گفته اوبرلن، شکست پروژه آمریکایی-صهیونیستی و ایجاد یک تغییر بزرگ در معادلات منطقه است. او اشاره میکند که فرانسه امروز در سوگ اوست و میلیونها فرانسوی از مظلومترین انسانها یعنی مردم فلسطین، حمایت کرده و به او ادای احترام میکنند.
حسن الحسن، روزنامهنگار لبنانی، از تجربه شخصی خود در سال هزار و سیصد و شصت و یک میگوید که اسرائیل از بیروت عبور کرد و تا ساحل شمالی رسید. او با چشم خود شکست اسرائیل از لبنان را دید و میداند که اسیران لبنانی چگونه آزاد شدند. به باور او، همه این پیروزیها نتیجه حمایتهای جمهوری اسلامی و رهبر شهید است. او تأکید میکند که این رهبر بزرگ با ایثار و فداکاری پیش رفت تا در صف مقدم شهدا قرار گرفت. از دفترش خارج نشد و همانجا ماند، با اینکه میتوانست به یک مقر نظامی یا سنگر امن برود.
برونو درووسکی، تاریخنگار و تحلیلگر فرانسوی، تسلیت خود را به ملت ایران ابراز میکند و تجاوز بزدلانه آمریکایی-صهیونیستی به ایران را شکست خورده میداند. او این شکست را گواهی بر این میداند که ایران در جبهه عدالت قرار داشت و مبارزه آن، مبارزه تمام آزادگان جهان است. به باور او، الگوی رهبر شهید در خاطره تمامی ملتهای آزاده و همه آزادگان برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند.
لورن لوی، نماینده سابق پارلمان بلژیک، شخصیت رهبر شهید را دارای دو بعد میداند. بعد اول، معنوی و دینی بود. او عالیترین مرجع روحانیت شیعه به شمار میرفت و تلاشهای او برای تقریب ادیان، به ویژه روابط با کلیسای کاتولیک، واتیکان و کلیساهای ارتدوکس قابل تقدیر است. بعد دوم، بعد سیاسی او بود. او در برابر نقشه آمریکایی-صهیونیستی ایستاد و اجازه نداد طرحی که هدفش تجزیه خاور نزدیک و خاورمیانه و کشاندن برادران مسلمان، اعم از سنی و شیعه، به جنگی بیپایان بود، به نتیجه برسد. او با مهربانی، صداقت و سخاوت خود در تاریخ اثر گذاشت و بشریت دلتنگ او خواهد شد.
جمعبندی این بیانیهها نشاندهنده یک الگوی راهبردی واحد است. رهبر شهید نه تنها رهبر یک کشور، بلکه نماد مقاومت جهانی در برابر سلطهطلبی بود. او با فداکاری، سادهزیستی و ایستادگی در برابر فشارهای بینالمللی، الگویی از رهبری را ارائه داد که بر پایه ایمان، عدالت و حمایت از مظلومان بنا شده است. این الگو، همانطور که تحلیلگران بینالمللی تأکید کردهاند، درخت مقاومت جهانی را بارور خواهد کرد و مسیرهای مقاومت را همچنان روشن میسازد. خون پاک او هدر نخواهد رفت و نامش در خیابانهای تهران، پاریس، بیروت و کاراکاس طنینانداز خواهد بود.


