بررسی فقهی انتقام از قاتلین شهدا

شما اینجا هستید

بررسی فقهی انتقام از قاتلین شهدا

انتقام خسارت جامعه مجازات جبران حیثیتی مسئله ابراهیمی شهادت برابر انتقام خسارت جامعه مجازات جبران حیثیتی مسئله ابراهیمی شهادت برابر...
سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالجواد ابراهیمی‌فر
توضیحات

 بررسی فقهی انتقام از قاتلین شهدا
انتقام در فقه امامیه، مفهومی فراتر از قصاص و مجازات
جبران خسارت حیثیتی و روانی ملت‌ها در برابر جنایت دشمن

حجت‌الاسلام ابراهیمی‌فر، استاد حوزه و دانشگاه، در سخنانی با اشاره به یاد و نام آیت‌الله علامه مصباح یزدی، به تبیین مبانی فقهی، حقوقی و ارزشی «انتقام» پرداخت و گفت: این واژه را نباید با قصاص، مجازات یا مقابله به مثل یکی دانست.

حجت‌الاسلام ابراهیمی‌فر در قرارگاه مصباح الهدی با اشاره به جایگاه ممتاز علامه مصباح در تبیین مبانی اسلامی اظهار کرد: جای این بزرگوار در این ایام خالی است؛ چرا که بسیاری از مفاهیم و نظریه‌های مورد نیاز حوزه‌های علمیه، پژوهشگران و جامعه اسلامی را ایشان با دقت و عمق علمی تبیین کرده بودند و اگر امروز در میان ما بودند، بسیاری از ابهام‌ها و پرسش‌ها روشن‌تر می‌شد.

این استاد حوزه و دانشگاه موضوع بحث خود را «انتقام» عنوان کرد و گفت: پیش از ورود به این بحث، لازم است واژه‌ها و مفاهیم همسو و نزدیک به این عنوان به‌درستی از یکدیگر تفکیک شوند. در نگاه نخست، ممکن است انتقام با مفاهیمی مانند قصاص، مجازات و مقابله به مثل مترادف پنداشته شود، اما در واقع این واژه‌ها نه‌تنها مترادف کامل نیستند، بلکه از نظر مفهومی و مصداقی تفاوت‌های مهمی با هم دارند.

وی افزود: در استفاده از واژه‌ها باید دقت کرد؛ چرا که هر لفظی برای انتقال معنای خاصی وضع شده است. اگر واژه‌ای به‌جای واژه دیگر استفاده شود، ممکن است زمینه مغالطه ایجاد شود. ما نباید منظور خود را با لفظی بیان کنیم که معنای دیگری را به ذهن مخاطب منتقل کند. از این‌رو، برای فهم دقیق مسئله انتقام، لازم است نسبت آن با قصاص، مجازات و مقابله به مثل به‌صورت روشن بررسی شود.

ابراهیمی‌فر با تأکید بر اینکه انتقام را نمی‌توان با قصاص یکی دانست، توضیح داد: از نظر مفهومی، انتقام بسیار گسترده‌تر از قصاص است. از نظر مصداقی نیز این دو یکی نیستند. در مسئله قصاص، یک حکم فقهی مشخص و محدود وجود دارد؛ اما در مسئله انتقام، با پدیده‌ای بسیار وسیع‌تر مواجه هستیم که در آن، عنصر اصلی، جبران خسارت‌های روحی و روانی و حیثیتی است.

وی ادامه داد: در قصاص، قانون تنها به ولی‌دم پاسخ می‌دهد. ولی‌دم، نزدیک‌ترین فرد به مقتول است و فقط اوست که به‌عنوان صاحب حق می‌تواند برای قصاص اقدام کند. خدای متعال برای ولیّ مقتول سلطه و حق قانونی قرار داده است. اما در انتقام، بحث فراتر از فرد و خانواده است؛ زیرا در برخی جنایات، آسیب فقط متوجه یک فرد یا خانواده نمی‌شود، بلکه یک ملت، یک امت و حتی یک جبهه فکری و اعتقادی را در بر می‌گیرد.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به شهادت رهبران جامعه اسلامی اظهار کرد: وقتی رهبر عظیم‌الشأنی به شهادت می‌رسد، نمی‌توان این حادثه را صرفاً یک مسئله خانوادگی دانست. در چنین مواردی، بسیاری از مردم می‌گویند ما پدر خود را از دست داده‌ایم؛ زیرا نسبت عاطفی، اعتقادی و ولایی با رهبر جامعه برقرار کرده‌اند. از این رو، انتقام در اینجا فقط حق اولیای دم نیست، بلکه مطالبه عمومی جامعه است. همه آحاد جامعه در برابر این خسارت احساس مسئولیت می‌کنند.

وی با تفکیک میان «انتقام» و «مجازات» تصریح کرد: در مجازات، قانون برای هر جرم، معادل و حد مشخصی تعیین کرده است. مثلاً برای دزدی، برای قتل، یا برای برخی جرایم دیگر، مجازات‌های معین وجود دارد. اما انتقام چنین ساختار بسته و معادله‌مندی ندارد. انتقام بیش از آنکه در حوزه تنبیه صرف باشد، در حوزه جبران خسارت معنوی و حیثیتی قرار می‌گیرد.

ابراهیمی‌فر توضیح داد: ما در انتقام می‌خواهیم خسارت واردشده را جبران کنیم، اما با چه ابزاری؟ خسارت‌هایی که در اینجا مطرح است فقط خسارت مادی نیست؛ بلکه خسارت حیثیتی، روحی و روانی است. وقتی به یک جامعه ضربه می‌زنند، آن جامعه احساس شکست، تحقیر، سرافکندگی و از دست رفتن غرور می‌کند. انتقام برای بازسازی همین حیثیت آسیب‌دیده مطرح می‌شود.

وی افزود: در شهادت یک رهبر، آنچه به جامعه وارد می‌شود، یک خسارت عمیق حیثیتی است. جامعه احساس می‌کند پشتوانه خود را از دست داده، از آن غنای روحی محروم شده و نوعی فقر و تهی‌دستی در سراسر وجود خود حس می‌کند. این آسیب، فقط با مقابله با یک فرد دیگر یا یک مجازات معمولی جبران نمی‌شود. بنابراین اگر بخواهیم عدالت را در این سطح محقق کنیم، باید معادل آنچه برای جبهه دشمن رخ داده، تحقق پیدا کند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مفهوم عدالت در این زمینه گفت: عدالت یعنی اعطاء کل ذی‌حق حقه؛ یعنی حق هر کس به او داده شود. در مسئله انتقام، ما می‌خواهیم حقِ مظلومِ به شهادت‌رسیده را استیفا کنیم. اما استیفای این حق تنها با از بین رفتن یک فرد در جبهه مقابل محقق نمی‌شود، زیرا گاهی کشته شدن یک فرد یا حتی یک خانواده از دشمن، با شهادت رهبر یک جامعه و یک امت قابل مقایسه نیست و جبران خسارت حیثیتی را تحقق نمی‌بخشد.
وی ادامه داد: در این نوع جنایات، مقصود صرفاً گرفتن جان در برابر جان نیست؛ بلکه سخن از برگرداندن عزت، اقتدار و هیبت از دست‌رفته است. باید دقت کرد که گاهی «کشته شدن یک فرد» در برابر «شهادت یک رهبر» از نظر آثار اجتماعی و روانی هم‌سنگ نیست. بنابراین، انتقام نمی‌تواند در قالب یک معادله ساده و ریاضی تعریف شود.

ابراهیمی‌فر تصریح کرد: در انتقام، یک قانون مشخص و ثابت مانند مجازات‌های معمول وجود ندارد. انتقام ممکن است در درون خود، انواعی از مقابله به مثل، کیفر، اعمال قانون و اجرای عدالت را دربر بگیرد، اما هیچ‌کدام از این‌ها به‌تنهایی مساوی با انتقام نیستند. انتقام مفهومی فراگیرتر است و نمی‌توان آن را به یک معادله ساده فروکاست.

وی با بیان اینکه در انتقام، الزاماً دولت هم همیشه ضامن اجرا نیست، خاطرنشان کرد: ممکن است در برخی موارد، دولت بگوید از دست من برنمی‌آید که این شکست حیثیتی را جبران کنم. در چنین شرایطی، جامعه خود باید برای احقاق حق و جبران خسارت، اقدام کند. از این منظر، انتقام تنها یک اقدام فردی نیست، بلکه گاهی یک حرکت جمعی برای بازگرداندن حیثیت و اقتدار از دست‌رفته است.

استاد حوزه و دانشگاه در ادامه سخنان خود گفت: انتقام از این جهت، یک مسئله حقوقی است و حق یک ملت، حق یک خانواده یا حق یک فرد آسیب‌دیده به‌شمار می‌آید. اما اینکه این حق چه تکلیفی را به دنبال می‌آورد، نیازمند بررسی فقهی است. اگر بخواهیم از منظر فقه به آن نگاه کنیم، باید ببینیم انتقام در کدام یک از احکام پنج‌گانه قرار می‌گیرد: واجب، مستحب، حرام، مکروه یا مباح.

وی افزود: بنابراین، انتقام فقط یک احساس انتزاعی یا واکنش عاطفی نیست، بلکه موضوعی است که می‌تواند در منظومه فقهی اسلام مورد بحث قرار گیرد. از این رو، باید دقیقاً بررسی شود که آیا انتقام گرفتن در همه موارد واجب است یا نه، آیا در برخی موارد مستحب است، یا ممکن است در شرایطی حرام یا مکروه باشد. این مسئله باید با نگاه فقهی و حقوقی منقح شود.

ابراهیمی‌فر در پایان تأکید کرد: انتقام، حق یک خانواده، حق یک ملت و حق یک جامعه آسیب‌دیده است؛ حقی که با احساسات صرف معنا پیدا نمی‌کند، بلکه باید در چارچوب عدالت، فقه و حق‌مداری فهمیده شود. آنچه در این میان اهمیت دارد، بازگرداندن عزت، جبران خسارت‌های حیثیتی و پاسداری از کرامت انسانی و اجتماعی در برابر جنایتکاران است.

سایر سخنرانی‌ها