اهمیت ژئوپولیتیکی شیعه و نقش آن در نظم نوین جهانی - قسمت اول

شما اینجا هستید

اهمیت ژئوپولیتیکی شیعه و نقش آن در نظم نوین جهانی
(1از2)
برای بررسی چگونگی قدرت گرفتن جوامع شیعی در منطقه، علاوه بر توجه به نقش عناصر و مفاهیم انقلابی تشیّع ـ که فرا نیاز به نوشتاری جداگانه دارد ـ باید به موقعیت و پراکندگی جغرافیایی شیعیان و اهمیت ژئوپلیتیکی مناطق جغرافیایی آنان و نوع روابط سیاسی دولت‌های درون منطقه‌ای و برون منطقه‌ای و تأثیر آن در ایجاد فرصت‌ها توجه کرد.
به عبارت دیگر، به دلیل آنکه یک منطقة ژئوپلیتیکی بر پایة یک منطقة جغرافیایی یا فضای جغرافیایی متجانس از حیث ساختاری یا کارکردی شکل می‌گیرد، می‌توان گفت: پیدایش منطقة ژئوپلیتیکی مستلزم باردار شدن سیاسی منطقة جغرافیایی و عناصر آن است. بدین‌سان، اگر عناصر ساختاری و کارکردی یک منطقة جغرافیایی به صورت انفرادی یا اجتماعی یا به صورت ناقص یا کامل از بُعد سیاسی نقش‌آفرین شوند، منطقة جغرافیایی تغییر ماهیت داده، به صورت یک منطقة ژئوپلیتیکی در صحنه ظاهر می‌شود. در یک منطقة ژئوپلیتیکی، عوامل طبیعی و انسانی کارکرد سیاسی دارند و نظر دولت‌ها و کشورهای درون منطقه یا برون منطقه را به خود جلب می‌کنند و کنش و واکنش‌ آنها را برمی‌انگیزند، به گونه‌ای که آنان بخشی از الگوی رفتاری خود را نسبت به آن عناصر شکل می‌دهند. منطقة ژئوپلیتیکی بسترساز شکل‌گیری الگوی فضایی روابط سیاسی دولت‌های درون منطقه‌ای و برون منطقه‌ای است.[1]
بر این اساس، باید ببینیم کشورهای واقع در منطقه به لحاظ ساختاری، از چه ظرفیت‌ها و محدودیت‌های ژئوپلیتیکی برای تبدیل شدن به یک منطقة ژئوپلیتیکی تحت عنوان «ژئوپلیتیک شیعه» برخوردارند و این موقعیت‌ها چه فرصت‌ها و محدودیت‌هایی برای نهضت شیعی فراهم آورده‌اند. به هر حال، با توجه به اینکه یکی از عوامل مهم بازگشت عنصر تشیع ـ به عنوان یک عامل ژئوپلیتیک ـ در منطقه، ویژگی‌های ژئوپلیتیکی مناطقی است که شیعیان در آنها حضور دارند، ضروری است به بحث «ژئوپلیتیک شیعه» و ویژگی‌های ژئوپلیتیکی کشورهای واقع در آن بپردازیم:
 
ژئوپلیتیک شیعه
محدودة ژئوپلیتیک جهان اسلام در حال حاضر، در چهار بخش کاملاً متفاوت قابل تفکیک و بررسی است که عبارتند از:[2]

  1. مرکز جهان اسلام که در حقیقت، گهوارة جهان اسلام و منطبق با بخش جنوب غربی آسیا یا خاورمیانه است.
  2. شمال جهان اسلام که شامل آسیای مرکزی و قفقاز است.
  3. غرب جهان اسلام که شامل کشورهای شمال، شمال شرق و بخش‌های دیگر آفریقاست.
  4. شرق جهان اسلام که از مرزهای شرقی ایران آغاز شده و تا کرانه‌های غربی اقیانوس آرام گسترش می‌یابد.

بررسی ژئوپلیتیکی‌ قلمرو جهان اسلام مشخص می‌سازد که مرکز آن از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اهمیت با موقعیت خاص ژئوپلیتیکی و تاریخی و فرهنگی ایران پیوند می‌خورد و این کشور را به عاملی مهم در صحنة عملیاتی منطقه تبدیل می‌کند. پس از این اشارة کوتاه به ژئوپلیتیک و قلمرو جهان اسلام، سعی می‌کنیم در چنین چارچوبی ژئوپلیتیک شیعه را مورد توجه قرار دهیم.
اگر بخواهیم به واژة «ژئوپلیتیک شیعه» دست یابیم، باید به گذشته و به زمان جنگ سرد باز گردیم. در جنگ سرد، منطقة اوراسیا مرکز جهان یا به عبارتی هارتلند به شمار می‌آمد. در آن زمان، انتقال انرژی و دست‌رسی به آن و مفاهیمی از این قبیل، رئوس اصلی ژئوپلیتیک به حساب می‌آمد. اما بعد از ارائة تز «برخورد تمدن‌ها» از سوی هانتینگتون، شاهد سیاسی شدن هویت‌های فرهنگی، قومی، مذهبی و... بودیم که ژئوپلیتیک شیعه در این چارچوب فکری و استراتژیکی قرار گرفت.
بنابراین «ژئوپلیتیک شیعه» به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف خاورمیانة بزرگ با هارتلند ایران است. از اینجاست که متوجه می‌شویم که ایران دارای چه اهمیت استراتژیک و فوق‌العاده‌ای است. این اهمیت تا آنجایی است که گراهام فولر در کتاب خود، ایران را «قبلة عالم»، و پروفسور روح‌الله زمانی ایران را «دوراهی حساس» می‌نامد.[3]
مارتین کرامر، محقق عنود و اسلام‌ستیز آمریکایی، نیز در کتار تشیّع،‌ مقاومت و انقلاب، به طور ضمنی در مورد اهمیت عنصر «ژئوپلیتیک شیعه» می‌نویسد:
در دوران معاصر، تشیّع برخی از قوی‌ترین مفاهیم طغیان انقلابی را پدید آورده است. جنبش‌هایی شیعی امروزه استراتژی‌های سیاسی فوق‌العاده اصیلی ابداع کرده‌اند که غالباً موجب شگفتی و حیرت دنیای اسلام و غرب شده است. این شیوه در ایران از عظیم‌ترین موفقیت‌ها برخوردار بوده است و الهام‌بخش سایر شیعیان در دنیای عرب و جنوب آسیا نیز شده است. کمربندی از تشیّع حیات اقتصادی، استراتژیکی و تاریخی اسلام را در بر می‌گیرد و بخش‌هایی از لبنان، عراق، عربستان، کویت، بحرین، ایران،‌ افغانستان، پاکستان و هندوستان را می‌پوشاند. این کمربند، که در کشورهای مختلف به اکثریت و اقلیت شیعه تقسیم می‌شود. خود دنیایی است که تأثیرات گوناگون در آن به سرعت انتقال می‌یابد.[4]
با این وصف، به نظر می‌رسد موقعیت حساس ژئوپلیتیک جهان اسلام و جمعیت بیش از یک میلیارد نفری مسلمانان در جهان، که طبق پیش‌بینی‌های به عمل آمده، جمعیت آنان در بیست سال آینده به قریب دو میلیارد نفر هم خواهد رسید، صاحب‌نظران و سیاست‌مداران غرب را وادار ساخته است تا در حوزة ژئوپلیتیک، به این پدیدة مهم ـ یعنی اسلام، به ویژه عنصر «تشیّع» بپردازند. در این زمینه، فرانسوا توال در کتاب خود می‌نویسد:
از میان یک میلیارد معتقد به رسالت [حضرت] محمد(ص)، حدود 10 الی 12 درصد شیعه هستند؛ یعنی جمعیت شیعی در جهان به حدود 140 میلیون نفر می‌رسد. درگیری‌های اخیر، همچون انقلاب اسلامی در ایران و جنگ داخلی لبنان، مسئلة شیعه را به عنوان یک عامل ژئوپلیتیکی مطرح کرده است.[5]
به نظر وی، از این پس مطالعة مذهب شیعه برای تجزیه و تحلیل عوامل مهم ژئوپلیتیک جهان معاصر، باید مورد توجه قرار گیرد.
 
اهمیت استراتژیک منطقه خلیج فارس
خلیج فارس به عنوان مهمترین و بزرگترین مخزن نفتی جهان، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اقتصادی جهان دارد. با توجه به بحران انرژی موجود در دنیا و تا زمانی که نفت به عنوان بهترین و ارزان ترین منبع انرژی مطرح است و ترانزیت نفت از تنگه هرمز برای کشورهای غربی اهمیت خاصی دارد، قدرتی که بخواهد کنترل سیاسی جهان را به دست آورد از طریق خلیج فارس و استفاده از اهرم انرژی قادر خواهد بود به اهداف خود نایل آید. با این حال اهمیت این منطقه صرفا در وجود منابع گسترده نفتی و معدنی آن خلاصه نمی شود و نقش سیاسی منطقه خلیج فارس با توجه به اهمیت ایدئولوژیکی، ارتباطی و ژئواستراتژیک منطقه خلیج فارس، بررسی و مطالعه مؤلفه های ذیل ضروری است:
الف: وضعیت طبیعی و موقعیت جغرافیایی
خلیج فارس به لحاظ وضعیت طبیعی و موقعیت جغرافیایی، از دیر زمان حایز اهمیت بوده است. از یک سو این منطقه حلقه ارتباطی میان شرق و غرب بوده، و از سوی دیگر به دلیل داشتن تنگه هرمز که یکی از استراتژیک‌ترین تنگه‌های جهانی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
خلیج فارس محور ارتباط بین اروپا، آفریقا، آسیای جنوبی و جنوب شرقی است و از نظر استراتژیک در منطقه خاورمیانه، به عنوان بزرگترین و مهمترین مرکز ارتباطی بین سه قاره مطرح است و بخشی از یک مجرای ارتباطی را که دو دریای مدیترانه و سرخ و دو اقیانوس هند و اطلس را به هم می پیوندد، تشکیل می‌دهد.
به همین دلیل این موقعیت از روزگاران پیشین مورد توجه قدرت های جهانی بوده و بازرگانان کالاها را از شرق و جنوب آسیا به خلیج فارس حمل می‌کرده‌اند و از آنجا به سواحل مدیترانه و اروپا می‌برده‌اند.
از سوی دیگر، بحث اهمیت استراتژیک خلیج فارس بدون بررسی مسائل تنگة هرمز کامل نخواهد بود؛ زیرا این تنگه به عنوان مدخل خلیج فارس، تأثیر ویژه‌ای بر حوادث منطقه دارد. تنگة هرمز با طول قریب 158 کیلومتر و عرض حداقل 56 و حداکثر 180 کیلومتر و عمق 115 متر، یکی از استراتژیک‌ترین گذرگاه‌های جهان به شمار می‌آید که خلیج فارس را از راه دریای عمان، اقیانوس هند و خطوط کشتیرانی بین‌المللی به دریای آزاد پیوند می‌دهد. این آبراه به علت موقعیت خاص استراتژیک، شاهرگ حیات اقتصادی جهان محسوب می‌شود.[6]
همچنین این تنگه به عنوان راه ورودی و خروجی خلیج فارس، از موقعیت ژئواستراتژیکی برخوردار است. به دلیل آنکه روزانه قریب چهل درصد نفت مصرفی جهان از این تنگه عبور می‌کند، احاطه و سلطه بر این گذرگاه امکان کنترل عبور و مرور نفت‌کش‌ها را در منطقه فراهم می‌آورد.[7]
ب. ذخایر عظیم نفت و گاز
مهم‌ترین عامل استراتژیک خلیج فارس وجود منابع عظیم نفت و گاز است، به گونه‌ای که این منطقه را «مخزن نفت جهان» نام نهاده‌اند. همچنین به دلیل آنکه تحولات نظام بین‌الملل بیانگر آن است که در هزارة سوم میلادی، قدرت برتر از آن کسی خواهد بود که بر انرژی جهانی، به ویژه نفت و گاز، تسلط یابد، بنابراین جای تعجب نیست که خلیج فارس به عنوان بزرگ‌ترین مخزن انرژی جهان، کانون توجه جهانی قرار گیرد. به لحاظ ذخایر نفتی، مزیت خلیج فارس در برابر دیگر نقاط جهان، به شرح ذیل است:[8]
1. منابع نفتی فراوان منطقه؛ 2. سهولت استخراج؛ 3. هزینة تولید پایین؛ 4. کیفیت بالای نفت خام منطقه؛ 5. سهولت حمل و نقل؛ 6. توان تولید زیاد چاه‌های نفت؛ 7. امکان کشف ذخایر جدید نفتی وسیع در این منطقه در مقایسه با سایر مناطق جهان.
یکی دیگر از منابع پراهمیت انرژی، «گاز طبیعی» است. مصرف انرژی گاز طبیعی به لحاظ زیست محیطی، کم خطرتر از دیگر انرژی‌های متداول همچون نفت و زغال سنگ است و آلودگی کمتر به همراه دارد. از این رو، تلاش برای جایگزین کردن گاز طبیعی به جای نفت خام در مصارف سوختی، هر روز بیشتر می‌شود. میزان قابل توجهی از این انرژی در منطقه خلیج فارس وجود دارد. تحقیقات نشان می‌دهند که بیشترین رشد در ذخایر گاز جهان مربوط به دو ناحیه اتحاد شوروی (سابق) و کشورها حاشیه خلیج فارس و خاورمیانه بوده است. پس از روسیه، ایران، قطر، امارات متحده عربی و عربستان ـ به ترتیب ـ دومین،‌ سومین، چهارمین و پنجمین ذخایر بزرگ گاز جهان را در اختیار دارند، هرچند به دلیل بالا بودن هزینه‌های بهره‌برداری (تولید، انتقال و توزیع) گاز طبیعی، صنعت گاز منطقه خلیج فارس عمدتاً توسعه نیافته و صرفاً طی سال‌های اخیر، شاهد حرکت برخی از این کشورها به سمت اکتشاف و توسعة گاز هستیم.[9]
ج. بازار مصرف
جمعیت قریب یکصد میلیونی حوزة خلیج فارس، که مشمول درآمدهای نفتی می‌شود، بازار مصرف کشورهای صنعتی غرب هستند. در نتیجه، بر سر تصرف این بازار و جذب دلارهای نفتی آن، بین قدرت‌های اقتصادی غرب، همچون آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اخیراً روس‌ها رقابت‌هایی وجود دارد. سالیانه میلیاردها دلار پول‌های بادآوردة نفتی خرج سلاح‌های جنگی غربی می‌شود[10] و به دلیل کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص در زمینة تولیدات نظامی و صنایع مربوط به آن، این منطقه از مهم‌ترین بازار فروش این گونه خدمات به شمار می‌آید.
د. نقش فرهنگی و اهمیت ایدئولوژیکی
به گواه تاریخ، منطقه خلیج فارس همواره گهواره تمدن‌های درخشان بشری بوده و اقوام بسیاری همچون ایلامی‌ها، سومری‌ها، کلدانی‌ها، آشوری‌ها و بابلی‌ها فرهنگ خویش را از راه خلیج فارس به دیگر نقاط جهان صادر می‌کرده‌اند. علاوه بر این، منطقة مزبور نه تنها جایگاه تمدن‌های بزرگ بوده، بلکه خاستگاه پیامبران بزرگ الهی نیز بوده است، به ویژه زادگاه پیامبر اکرم(ص) آخرین پیامبر الهی.
دین اسلام در قرن هفتم میلادی با ظهور پیامبر بزرگ آن، حضرت محمد بن عبدالله(ص) در شبه جزیرة عربستان و در حقیقت، در سرزمینی که تا آن زمان بستر حوادث و درگیری‌های بزرگی بود، به وجود آمد. این تفکر الهی به سرعت گسترش یافت و قلمرو عظیمی را از اقیانوس اطلس تا کرانه‌های غربی اقیانوس آرام دربر گرفت. در حال حاضر، مجموعه عظیم جغرافیای جهان اسلام سرزمینی را به طول یکهزار کیلومتر و به عرض بیش از 5 هزار کیلومتر، با ترکیبی بسیار متنوع از نظر انسانی و طبیعی شامل می‌شود.[11] همة این مجموعه عظیم تحت رهبری ایدئولوژی مرکز آن یعنی خلیج فارس قرار دارد، به گونه‌ای که این منطقه امروز به عنوان قلب جهان اسلام، هدایت تمام جریان‌های اسلامی را بر عهده گرفته است و خط دهندة تمامی حرکت‌های سیاسی، مذهبی و اسلامی سراسر جهان به شمار می‌آید.
از سوی دیگر، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 م، الگویی عینی برای حرکت‌های اسلامی، به ویژه جنبش‌های شیعی، شکل گرفته و باور مبارزه با غرب در ذهن مسلمانان تقویت شده و ایران را به عنوان خط دهندة حرکت‌های اسلامی به جهان اسلام معرفی نموده است. همچنین نگاه جهان اسلام به عربستان دوخته شده است؛ از آن رو که زادگاه پیامبر و مکان‌های مقدسی همچون مکه و مدینه در آن قرار دارد و داعیه‌دار رهبری جهان اسلام، به ویژه جهان عرب، به شمار می‌آید. از این رو، تحولاتی که در این منطقه رخ می‌دهد ـ هر چند کوچک و جزئی ـ تأثیری ژرف بر جهان اسلام خواهد داشت و شاید به همین دلیل است که کشورهای غربی به رویدادهای منطقه حساس هستند و همواره از خود واکنش نشان می‌دهند.[12]
 
حضور قدرت‌های بزرگ در منطقه خلیج فارس
به لحاظ تاریخی، تسلط قدرت‌های خارجی در این منطقه، به سال‌های حدود 1506 م برمی‌گردد که پرتغالی‌ها با کشف دماغة «امیدنیک»، به آب‌های اقیانوس هند و پس از آن به آب‌های دریای عمان و خلیج فارس راه یافتند، و این نخستین حضور یک قدرت خارجی در این منطقه بود. پس از آن، هلندی‌ها و سپس فرانسه، بریتانیا و روسیه به این منطقه گام نهادند. به تدریج و به ویژه پس از جنگ اول جهانی و با کشف نفت، حرص قدرت‌های خارجی در چنگ انداختن بر خلیج فارس افزایش یافت.[13]
با شروع جنگ جهانی دوم، انگلستان همچنان به سلطة بی‌چون و چرای خود در منطقه ادامه داد. اما جریانات جنگ جهانی دوم، بخصوص ضعف نظامی و اقتصادی شدید متفقین، و وابستگی مطلق آنها در این زمینه‌ها به کمک آمریکا، موجب برتری قدرت و نفوذ آمریکا در صحنة بین المللی شد و بدین‌سان، آمریکا جای پای خویش را در منطقه محکم ساخت.[14]
آنچه مسلم است اینکه ایالات متحدة آمریکا همانند سایر قدرت‌های جهانی، در جست‌وجوی بهره‌گیری از امکانات خلیج فارس و به ویژه «نفت» پا به منطقه گذاشت؛ منطقه‌ای که هم به لحاظ ژئوپلیتیکی و هم ژئواکونومیکی اهمیت دارد. در این زمینه، حوادث دو جنگ خلیج فارس یعنی تجاوز عراق به ایران و کویت، موجب گردید آمریکا بیشترین قدرت نظامی خود را در منطقه متمرکز کند. همچنین به بهانة خلع سلاح عراق در سال 2003 و با لشکرکشی به این کشور و سرنگونی رژیم حاکم بر آن، تسلط خویش را در منطقه تثبیت نمود.
 
ادامه دارد....

[1] . محمدرضا حافظ‌نیا، افق‌های جدید در جغرافیای سیاسی، ص 75.

[2] . محمد صحفی، ژئوپلیتیک فرهنگی و مسئلة امنیت ملّی ایران، ص 72.

[3] . فرحناز مایل افشار، «ژئوپلیتیک شیعه»، نشریة سیاست روز، 5/3/83.

[4] . تشیّع، مقاومت و انقلاب، ص 36.

[5] . فرانسوا توال، ژئوپلیتیک شیعه، ترجمه علی‌رضا قاسم‌آیا، ص 9.

[6] . عبدالله رفیعی، «بازنگری جایگاه استراتژیک خلیج فارس و جزایر ایرانی»، نشریه  ابرار، 20/9/1381.

[7] . زینب متقی‌زاده، جغرافیای سیاسی شیعیان خلیج فارس، ص 53.

[8] . همان،‌ص 58.

[9] . زینب متقی‌زاده، جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس، ص 59.

[10] . بهادر زارعی، «جغرافیای سیاسی خلیج فارسی» روزنامه رسالت، 14 شهریور 1378.

[11] . عزت‌الله عزتی، جغرافیای سیاسی جهان اسلام، ص 31.

[12] . زینب متقی‌زاده، جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس، ص 66.

[13] . همان.

[14] . همایون الهی، خلیج فارس و مسائل آن، ص 100.